مجموع مقالات و تحقیق های دانشجویی پنج اندیش

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟
 
اصوات وتأثیرآن بر روح و روان انسانها و موجودات زنده
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳۸۸ : توسط : گروه پنج اندیش

 

مقاله تحقیقی

عنوان:

 اصوات وتأثیرآن بر روح و روان انسانها و موجودات زنده

 

اصوات و تاثیر آن بر موجودات زنده ، از جمله انسان موضوعی قدیمی است و به قدمت تاریخ بشر بر میگردد انسان های اولیه همواره تحت تاثیر صداهای طبیعی موجود در محیط زیست خود قرار داشتند  وزش ملایم باد ، طوفان ، رعد و برق ، غرش امواج سهمگین دریا ، زوزه حیوانات ، آوای پرندگان و حتی سکوت سنگین شبهای زمستانی موجب می شد که انسان به حالات روانی متضادی از ترس و وحشت گرفته تا آرامش و لذت دست یابد. این فرا یند موجب شد تا بشر با پیشرفت تمدن و ایجاد جوامع مدنی و با الهام از صدای طبیعت موجود در هر اقلیم ،آلات تولید صداهای متناسب با ادراک عمومی بشر را ابداع و گسترش دهد شاید بشود خلق الات موسیقی را  رونسانس روح و روان  بشر خواند زیرا اولین دستاورد مکانیکی بشر در باب خلق آرامش خویش  ،پیروی از اصوات طبیعی و تولید صدا هایی به شکل مجازی بوده است 

اصوات چیزی جز نوسان یک ماده اعم از هوا، آب، چوب و یا سایر مواد دیگر نیست ،گوش آدمی این نوسانات را جمع آوری کرده و برای تحلیل و تفسیر به مغز می فرستد. شاید نتوان گفت همه داده ها به مغز کاربردی است اما میتوان گفت همه داده ها در مغز پردازش میشود و بی شک در بازتاب این پردازش عمل یا عکس العملی از جانب انسان صورت می پذیرد، بیاییم این فرایند را واکنش بنامیم ،حال آیا این کنش ها و واکنش ها بر احوالات ما انسانها بی تأثیر اند؟ می توان این سئوال را به ساده گی پاسخ داد ؛ خیر ... زیرا مطالعات صورت گرفته حاکی بر آن است که داده ها نقش بی چون چرایی در تحرک انسانها دارند

- اصوات

اصوات، جهان ما را در بر گرفته‌اند و این در حالی است که اغلب ما نسبت به مفهوم آنها و تاثیری که بر ابعاد باطنی ما دارند بی‌توجهیم.

جهان ما، جهان اصوات است و لازم است اکنون که در حال تجربه این جهان و کیفیت‌های آن هستیم، مفهوم و معنای اصوات این جهان را هر چه کاملتر شناخته و الگوهای بنیادین آن را درک کنیم. البته چنین کاری برای انسان این عصر، بسیار دشوارتر از روزگاران کهن است چرا که از حدود سه قرن پیش با شروع انقلاب صنعتی، زمین، آرامش طبیعی خود را از دست داد و همه جا پر شد از همهمه و سروصدای در هم و آشفته ی ناشی از کار کرد ماشین‌ها و دستگاه‌های صنعتی. این گونه بود که ما از صداهای طبیعی جهان به دور افتادیم میکی ساکورای  قصه ‌گوی ژاپنی در خصوص صداهای طبیعی میگوید: صداهایی که در طبیعت هستند، مثل صدای حیوانات و پرندگان به قصه‌ها وزن و قافیه می ‌دهد وی بر این باور است استفاده از صدای طبیعت که در داستان‌های محلی ژاپنی نیز مورد استفاده قرارمی ‌گیرد، لذت شنیدن قصه را افزایش می‌ دهد و موجب پذیرش راحت ‌تر قصه از سوی شنونده می ‌شود. وقتی با طبیعت همراه میشوید گویی اندیشه جهان بینی شما نیز به جنبش می افتد. ذهن ما توجه به مفهوم نهفته در اصوات را در پس شلوغی‌ها و آشفتگی‌ها نادیده گرفت و به فراموشی سپرد. اکنون حتی زیر دریاها نیز پر از سر و صداست. این در حالی است که در روزگاران قدیم، تنها صداهایی که در زمین طنین‌انداز می‌شد، اصوات برخاسته از دل طبیعت بودند، صداهایی که در پس هر یک، معنا، مفهوم و انرژی خاصی نهفته بود. به همین دلیل نیز تاثیرات باطنی اصوات طبیعت از دوران کهن برای انسان، شناخته شده بود.

به طور کلی باید گفت که آنچه عموماً در مورد اصوات می‌شناسیم و تجربه می‌کنیم، تنها بخش کوچکی است از اصواتی که در جهان وجود دارد. امواج «فراصوت» و «فرو صوت» نمونه‌هایی از این اصوات‌اند. ما مستقیماً توانایی دریافت چنین اصواتی را نداریم ولی موجوداتی در زمین وجود دارند که این صداها را می‌شنوند و از طریق آنها با همدیگر و با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار می‌کند (نمونه آشنایی از این موجودات، دلفین‌ها و خفاش‌ها هستند.) در واقع باید گفت که محیط طبیعی زمین مملو از چنین اصواتی است که هر یک، نشانه‌ها و مفاهیم خاصی را در دل دارد. به عنوان مثال، شواهد و مطالعات علمی چند سال اخیر حاکی از آن است که پدیده‌هایی نظیر شفق‌ها قطبی (نورهای شمالی) و یا حتی زمین لرزه‌، هر یک الگوی فروصوتی خاص خود را دارند و برخی از گونه‌های حیوانات، قادر به تشخیص این الگوها هستند.

اما اصوات طبیعی، منحصر به اصوات زمینی نیست چرا که اینک اخترفیزیکدانان، موفق به شناسایی و ثبت اصواتی شده‌اند که از اعماق کیهان منتشر می‌گردند. هر یک از این اصوات کیهانی دارای الگوی ارتعاشی خاصی است، برخی همانند یک طنین دامنه‌دار هستند، برخی مانند صدای قلب، حالت ضربانی دارند و غیره. یکی از شگفت‌انگیزترین اصواتی که منشاً فرازمینی دارد، صوتی است که از آن با نام «آوای آفرینش» یاد می‌شود. این آوای کیهانی یکی ازاسرار‌آمیزترین پدیده‌های جهان است. فیزیکدان‌ها دریافتند‌اند که در زمان آفرینش جهان، این آوا، تمامی جهان را در بر گرفت. این صدای کیهانی، اولین صدایی بود که در جهان ما طنین‌انداز شد و هنوز هم پس از گذشت میلیاردها سال، طنین آن در سرتاسر کیهان گسترده است. همانطور که بیان شد، این صدا با تمامی اصوات دیگر جهان تفاوت دارد، چرا که هر صوتی در جهان از منبع خاصی منتشر می‌شود و هر چه از منبع مزبور دورتر شویم، صدا را ضعیف‌تر دریافت خواهیم کرد اما آوای آفرینش، صدایی فراگیر و بدون مرکز است که در تمامی هستی گسترده شده و از تمامی نقاط کیهان نیز با شدت یکسان قابل دریافت است. به عبارتی هیچ تفاوتی نمی‌کند که در کجای جهان باشیم، چه در زمین و چه در دوردست‌ترین کهکشان می‌توان این انعکاس کیهانی، این نخستین صدای جهان را با شدتی یکسان دریافت نمود. اخترفیزیکدانان این صدای آغازین را «صدای زمینه کیهانی» نامیده‌اند. برای بهتر شنیدن این صدا لازم است از همهمه‌های زمینی دور شویم و به آسمان برویم. در آنجاست که بهتر از هر جای دیگر می‌توان به این آوای کیهانی گوش سپرد. به همین دلیل نیز فیزیکدان‌ ها برای مطالعه این صدای کیهانی، ماهواره‌‌هایی را به فضا ارسال می‌کنند تا دقیق‌تر بتوانند این آوای اسرارآمیز هستی را مطالعه کنند. شواهد علمی حاکی از آن است که اسرار بسیاری در مورد آفرینش جهان در دل این صدا نهفته است، و حتی اسراری در مورد آنچه پیش از آفرینش به وقوع پیوسته و همین طور اسرار جهان‌هایی که در ابعاد دیگر هستی خارج از ابعاد جهان ما پنهان هستند.

به طور کلی می‌توان گفت که صوت، پُلی است مابین جهان درونی و بیرونی. ما به کمک صدا در جهان بیرونی با همدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم و بدین ترتیب صدا، نقش واسطه‌ای را مابین ما (جهان درونی ما) در جهان بیرونی ایفا می‌کند. به عبارتی می‌توان گفت که صوت، یکی از ابزار ارتباطی ارواحی است که (به شکل انسان، حیوان و ...) این جهان را تجربه می‌کنند. وقتی آوای یک مرغ غواص در فضای مه گرفته دریاچه طنین‌انداز می‌شود و ما آن را می‌شنویم، در واقع درون ماست که با همدیگر ارتباط می‌گیرد. بدین ترتیب، آگاهی مرغ غواص در درون ما طنین‌انداز می‌گردد. همین طور وقتی به صدای ریزش آبشار گوش می‌دهیم، نوعی ارتباط درونی ما بین ما برقرار می‌شود.

اهمیت صوت در مقوله ارتباط روحی در این جهان به حدی است که هنگام برقراری ارتباط روح هستی با روح فردی (زمانی که در حال تجربه این جهان است) که مهم‌ترین رویدادی است که ممکن است در این جهان به وقوع بپیوندد، غالباً این ارتباط با حس درونی صدا همراه است، صدایی نظیر وزش باد و ... .

در واقع می‌توان گفت که هر صدایی در جهان ما، حامل نوعی آگاهی است. این آگاهی از هستی و ارتعاشات درونی منبع صدا منتشر می‌شود و به همین دلیل نیز گوش کردن به اصوات جهان می‌تواند سطح آگاهی انسان را تغییر دهد. معلمین باطنی با شناخت عمیقی که نسبت به الگوهای صوتی جهان دارند به خوبی از این قدرت نهفته  در صدا استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، شمن‌ها با نواختن مستمر طبل می‌توانند سطح آگاهی افراد را از سطح آگاهی معمول به سطوح برتر آگاهی جابه جا کنند. مشابه چنین کاری در معابد تبتی نیز انجام می‌گیرد. در واقع به نظر می‌رسد که الگوی انعکاسی صوت، قدرت نفوذ به جهان درون را دارد. در مثال ذکر شده، صدای طبل که در بدنه بزرگ و تهی آن منعکس می‌گردد دارای چنین قابلیتی است. معمولاً طبل را با تناوب یکنواخت و فواصل زمانی منظم و نه چندان کوتاه (خصوصاً در تبت) به صدا در می‌آورند و بدین ترتیب صدای هر ضربه با انعکاس طولانی خود، به خوبی در درون نفوذ می‌کند و با تکرار متناوب و طولانی خود (که بعضاً به بیش از یک شبانه روز نیز می‌رسد) منجر به تغییر سطح آگاهی می‌گردد. از همین الگوی تناوبی صدا در مانتراها هم استفاده می‌شود. اگر به الگوی صوتی مانتراها دقت کنیم ( هر چند شاید معانی آنها را ندانیم و یا اصولاً معانی شناخته شده‌ای نداشته باشند)، همین ویژگی تناوبی را به خوبی در همه آنها مشاهده خواهیم کرد: تکرار یکنواخت واژه‌ای با آهنگ مشخص.

به عنوان مثالی دیگر باید گفت که از روزگاران کهن، بسیاری از معابد را طوری می‌ساختند که صدا در درون آن منعکس شود. این انعکاس، بر میزان تاثیرگذاری باطنی صوت، بسیار موثر است. گورجیف در کتاب مشهور خود با نام «ملاقات با مردان بر جسته » از نوعی مراسم آیینی برخی این توانمندی را داشتند که با صدای خود، بیشترین انعکاس را در میان فضای کوهستان ایجاد کنند و ظهور این توانمندی، نشانه‌ای از برتری خواننده بود. نمونه آشنای دیگر استفاده آیینی را انعکاس صوت را می توان در یکی از مساجد زیبای شهر قدیمی اصفهان مشاهده کرد. در این شاهکار معماری، کانون انعکاس در زیر گنبد اصلی واقع است و هفت بار انعکاس کامل صوت، نشان دهنده شناخت و تسلط فوق‌العاده طراح آن به علوم ظاهری و باطنی بوده است.

موسیقی نیز نمونه دیگری است از تاثیر شگرف صوت بر سطوح باطنی انسان. هر چند ریشه‌های موسیقی بر ما پوشیده است اما می دانیم که موسیقی یکی از کهن‌ترین هنرهای انسانی است که همواره جزئی از زندگی او بوده و در مراسم آیینی تمامی فرهنگ‌ها به طور موثری از آن استفاده می‌شده است. شاید بتوان گفت که الگوهای صوتی در موسیقی اساساً از نوعی الگو و نظم عددی بهره می‌گیرند چرا که در موسیقی، نسبت عددی فرکانس اصوات اصلی از قوانین خاصی تبعیت می‌کند. بنابراین شاید بتوان ریشه‌های موسیقی را در نوعی عرفان عددی و دانش سری اعداد جستجو نمود. گفته می‌شود که فیثاغورث یکی از بنیان‌گذاران این عرفان عددی بوده است باز هم از قدرت تاثیرگذاری موسیقی او افسانه‌هایی بر سر زبان‌هاست.

از قدرت صوت و موسیقی حتی در تاثیرگذاری بر حیوانات نیز استفاده می‌شود. نمونه جالب آن را می‌توان در یکی از دوردست‌ترین نقاط جهان یعنی در میان صحرانشینان گوبی در مغولستان یافت. زندگی این صحرانشینان وابسته به شترهایشان است و شترها عملاً بخشی از خانواده محسوب می‌شوند. اما در میان شترها، ویژگی خاص و عجیبی وجود دارد. به عنوان مثال، وقتی شتری به دلیلی مثلاً حمله گرگ‌ها فرزند کوچکش را از دست می‌دهد، از شدت ناراحتی از غذا خوردن اجتناب می‌کند که نهایتاً منجر به مرگ شتر می‌شود. اما در میان این صحرانشینان، موسیقی دانانی وجود دارند (که تعدادشان بسیار اندک است) که با قدرت سحرآمیز موسیقی، قادر به تغییر حالت درونی شترها هستند و آنها را به زندگی باز می‌گردانند. اما گذشته از الگوهای عددی صوتی (که به شکل موسیقی متجلی می‌شوند)، ویژگی‌های جالب دیگری نیز در مورد صوت وجود دارد. یکی از این ویژگی‌ها موضوع هم ارتعاشی و هماهنگی صوتی است که در فیزیک نیز به طور گسترده‌ای مورد مطالعه قرار گرفته است. فیزیکدان‌ها به این مسئله پی برده‌اند که هر جسمی در جهان ما دارای مجموعه‌ای از ارتعاشات طبیعی است. این ارتعاشات طبیعی در واقع، از مشخصات خاص هر جسم محسوب می‌شوند. نکته جالب در اینجاست که صدایی که هر جسم می‌تواند از خود تولید کند (مثلاً صدای حاصل از ضربه زدن به یک ظرف بلورین)، وابسته به همین ارتعاشات طبیعی آن جسم است. اما جالب‌تر از همه آن است که بیشترین میزان جذب صدا در هر جسم، مربوط به اصواتی است که با ارتعاشات طبیعی آن جسم، هم آهنگ باشند. به عبارت دیگر، هم آهنگی، مهمترین شرط لازم برای نفوذ صدا به درون اجسام است. در واقع می‌توان گفت که هم آهنگی صوتی و ارتعاشی شناخته شده در حوزه فیزیک، خود سطحی از تجلی یک هم آهنگی فراگیر در هستی است. در حالت وقوع هماهنگی، میزان انتقال، نفوذ و جذب انرژی از منبع ارتعاش به شخصی دریافت کننده به بیشترین مقدار خود رسیده و ارتباط میان آنها کامل می‌شود.

قدرت خارق‌العاده کلام نیز نمود دیگری است از اهمیت فوق‌العاده صوت. وقتی ارتعاشاتی از حوزه‌های ظریف‌تر درونی ما (نظیر ارتعاشات ذهنی و ...) نیرو می‌گیرند، به ارتعاشات صوتی تبدیل شده و در جهان بیرونی منتشر می‌گردند، از قدرت شگفت‌انگیزی برخوردار هستند، قدرتی مانند قدرت کیمیاگری و حتی آفرینندگی...

« و در ابتدا کلمه بود. و خداوند جهان را از کلمه آفرید و از صوتی ویژه خلق کرد. آوایی مقدس، که آهنگ جهان بود وجهان، هم آهنگ با آهنگ کلمه بود و همه چیز موزون می‌نمود. و جز آوای کلمه چیزی به گوش نمی‌رسید. همه هستی و هست، با صوت کلمه به رقص آمد و هم آوا گشت و بی‌وقفه کلمه را می‌خواند...».

 دکتر Guy Berard  در تئوری خود دو اصل را استوار میداند  :

الف ) رفتار هر فرد مستقیماً تحت تاثیر فرایند شنیدن او می باشد.

ب  ) مکانیسم شنوایی  گوش / مغز  را می توان باز آموزی نمود.

Berard برای اینکار ابزاری را طراحی نمود که  Audiokenitronنام دارد. افرادی که تحت برنامه AIT قرار می گیرند باید از لحاظ شنیداری مرتب تست شوند تا بتوان برنامه را بدقت برای آنها پیاده نمود.

AIT بوسیلة یک ابزار مخصوص( Audiokenitron )  که بطور تصادفی فرکانس‌های زیاد  و کم را از یک منبع موسیقی( مانند نوار کاست یا CD )انتخاب می‌کند ؛ اجرا می‌گردد. این ابزار پس از انتخاب فرکانس‌ها؛ آنها را از طریق هدفون برای فردی که تحتِ آموزش قرار دارد ؛ می‌فرستد( Modulation ) -  بیمار ؛ آموزشAIT  را به مدت ده روز و هر روز برای دو بار به مدت سی دقیقه دریافت می‌نماید. در طی پنج ساعت اول AIT ، شدت صوت برای هر دو گوش ، یکسان است. برای آن دسته از افرادی که دارای آسیب‌های گفتار و زبان هستند؛ پس از پنج ساعت آموزش، شدت صوت در گوش چپ کاهش می یابد. بدلیل اینکه گوش راست ارتباط وسیعی با نیمکرة چپ دارد و از آنجائیکه نیمکرة چپ مسئول پردازش گفتار و زبان است ؛ تصور می‌شود که شدت بالاتری از صوت در گوش راست؛ قادر خواهد بود تا نیمکرةچپ را تحریک نماید.از جمله تغیراتی که در نتیجه AIT برای فرد پیش می آید ، افزایش توجه و بهبود مهارت های زبانی و اجتماعی و دیگر تغیرات احتمالی ؛ در افراد اتیستیک ، افزایش میزان توجه آنان است.وقتی که گسترة توجه کودک افزایش می یابد، رفتارهای عاطفی دروی مانند گریه کردن ، خشم ، واکنش به گریة دیگران و رشد اجتماعی او ، افزایش می‌یابند.

به زبان ساده تر وقتی شما در تاریکی یک کوچه در حال قدم زدن هستید بطوری که نمیتوانید از حس بینایی خود برای گذر از این کوچه بهره ببرید بشکل ناخودآگاه از حس های دیگری همچون حس شنوایی یا بویایی یا لامسه استفاده میکنید ، اگر در ابتدای راه زیر پای خود صدای خرده شیشه ای را بشنوید این صدا را خیلی سریع در مغز خود پردازش میکنید و از آنجا که خرده شیشه ها در ذهن شما (تجربه) برنده و آسیب رسان تعریف شده اند متعاقباً سعی میکنید با احتیاط بیشتری در امتداد کوچه تاریک قدم بردارید تا شیشه های خرد شده به شما آسیبی نرسانند. پس می توان اصوات را یک عامل محرک بشمار آورد.

-  فرایندهای شنیداری و همبستگی جسم و روح

 چندی پیش تحقیقی از دکتر مسعود حاجی رسولی فیزیولوژیست ورزش و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ، با موضوع تأثیر موسیقی زور خانه ای بر میزان عملکرد باستانی کاران در سایت زورخانه منتشر شد وی درخصوص تأثیرات اصوات برروی روح و روان آدمی می نویسد: تأثیرات شگرف موسیقی های مختلف بر پارامترهای روانی و جسمانی موجودات زنده اندازه گیری شد و در یک بررسی کلی و نهایی نتیجه گرفته شد که موسیقی یا هر نوع ضرب آهنگ می تواند با تأثیر مستقیم بر نیمکره راست و انتقال اثر بوجود آمده از طریق فاسیکولهای مغزی به نیمکره چپ در افزایش توانایی و هماهنگی حرکتی انسانها مؤثر باشد.  این تأثیر از هزاران سال پیش در مارشهای نظامی و نواختن طبل در زمان جنگ به اثبات رسیده و مورد استفاده قرار می گرفت. نواختن سرودهای نظامی باعث می شود که سربازان مسافتهای طولانی تری را به راحتی بپمایند . موسیقی های حماسی حس شجاعت و غیرت را در جنگجویان افزایش می دهد. همچنین در تحقیقات دیگری مشخص شده است پخش موسیقی های مناسب میزان شیردهی برخی حیوانات را به طور معنی داری افزایش می دهد و در پژوهشهای دیگری نشان داده شد که پخش موسیقی مناسب  می تواند در رشد و نمو گیاهان تأثیر زیادی داشته باشد . تحقیق بر روی عملکرد ورزشکاران از قدمت تاریخی زیادی برخوردار نیست. اولین مقالات منتشر شده در زمینه موسیقی و تأثیر آن بر عملکرد ورزشکاران در سال 1955 توسط یک روانپزشک فرانسوی به نام دکتر ‹‹آلفرد توماتیس››  تهیه و به چاپ رسید. درست  36 سال بعد در سال 1991  وی نظریه تأثیر آثار موتزارت را در کتابی به نام خودش مطرح کرد، توماتیس را گمان بر این بود که گوش سپردن به موسیقی موتزارت می‌تواند در پرورش هوش و حتی درمان بیماریهای روحی موثر افتد دو سال بعد از دکتر توماتیس بود که راشر، شا، و کای آزمایشهایی روی این نظر انجام دادند: سه محصل با بهره هوشی کاملا یکسان را جدا کردند، برای یکی موسیقی موتزارت پخش کردند، برای دیگری موسیقی آرام پاپ، و سومی را در سکوت نگه داشتند. تست هوش بلافاصله بعد از آن نشان داد که بهره هوشی محصل اول 8 نمره بهتر شده بود. از سوی دیگر پزشکان دیگر به این باور رسیده بودن که موسیقی می تواند موجب بهبود بیماریهای مختلفی شود و به این ترتیب با انجام حرکات موزون و نواختن آلات موسیقی و رقصیدن به دور بیمار موجبات بهبود بیماری را فراهم می کردند. پخش موسیقی آرامبخش و انجام حرکات موزون زمینه کاهش اضطراب ، درد ، استرس و تنش را فراهم می کند و تا حدودی جایگزین داروهای ضد درد و مسکن خواهد شد . از سوی دیگر موسیقی های تند و شاد بیماران مبتلا به افسردگی و ناامیدی را به هیجان آورده و باعث افزایش امید و انگیزه در آنان می شود.

صدای نوزاد ممکن است از نظر برخی از بزرگسالان گوش خراش و ناراحت کننده باشد ولی برای نوزاد وسیله ای برای ابراز وجود و بروز احساسات و برای مادر آوایی اطمینان بخش و زیبا ست حتی میتوان صدای نوزاد را در اورتور های بعضی آثار موسیقی پاپ و ... شنید پژوهشگران دانشگاه میشیگان در سال 1993 نشان دادند که شنیدن 15 دقیقه موسیقی مناسب می تواند باعث افزایش  اینتر لوکینهای خون از 5/12% به 4% شده و در نتیجه سطح ایمنی بدن بالاتر برود هم چنین محققین دانشگاه جان هاپکینز آمریکا نشان دادند که پخش موسیقی تند و پر هیجان باعث مصرف مواد غذایی بیشتر شده و پخش موسیقی های ملایم و آرام زمان جویدن مواد غذای افزایش داده و در نتیجه افراد میزان کمتری ماده غذایی را مصرف و دریافت می نمایند .  آلوین ـ 1996 و قبل از آن سالیوان ـ 1994 به بررسی تاثیر موسیقی در درمان بیماران مغزی و قلبی پرداختند. موسیقی ملایم و مناسب موجب کاهش فشار خون ، تعداد ضربان قلب و سطح اسید چرب آزاد گردید .

 

 

-        اصوات مجازی :

در الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2  می نویسد : گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد.   

همانطور که در ابتدا گفته شد بشر با پیشرفت تمدن و ایجاد جوامع مدنی و با الهام از صدای طبیعت موجود در هر اقلیم ،آلات تولید صداهای متناسب با ادراک عمومی بشر را ابداع و گسترش داد امروزه برخی از اندیشمندان بر این باورند که موسیقی تاثیرات شومی بر روح و روان انسان ها دارد. طبق تحقیقات دانشمندان سیستم عصبی بدن انسان به دو بخش اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می گردد.که اعصاب سمپاتیک از ابتدای ستون فقرات شروع و دنباله آن در سایر اعضاء پخش می گردد و وظیفه آن تنگ نمودن رگها و انبساط عضلات و گشاد کردن مردمک چشم بالابردن فشار خون تند کردن ضربان قلب و..میباشد و این اعصاب باعث می شود که انسان در زندگی بیدار و هوشیار و در کارها فعال باشد.اما شاخه ای دیگر از اعصاب اعصاب پاراسمپاتیک هستند. که این اعصاب همراه اعصاب سمپاتیک و دوش به دوش همدیگر در اعضای بدن وارد می شوند و وظیفه این گروه از اعصاب درست بر عکس اعصاب سمپاتیک است یعنی گشاد نمودن رگها انقباض عضلات تنگ کردن مردمک چشم کاهش فشار خون و...میباشد.و ارمغان این اعصاب برای انسان تنبلی فراموشی و خواب و غفلت می باشد.

- موسیقی،جهت بخشی و تحریکات عصبی

برخی از پزشکان متخصص در این زمینه میگویند یکی از بدترین عواملی که باعث اختلال میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود نوای موسیقی است.به دلیل اینکه اصوات موسیقی  دارای  زیر و بم های  ناهمگون و ناشناخته  و ارتعاشات متنوع  و گوناگون است و همین  ارتعاشات  و زیر و بم ها باعث می شود  که  اعصاب  سمپاتیک و پاراسمپاتیک در اجرای وظایقشان دچار اشتباه شوند . و این اختلالات به تدریج در تمامی اعضای بدن از قبیل چشم گوش زبان قلب معده طحال روده مثانه رگهای تناسلی و... تاثیرات سوء و مضری ایجاد می کند و رفته رفته این عدم تعادل میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک منجر به پدید آمدن بیماری های گوناگون میشود

فرانکو باتیاتو یکی از خوانندگان مشهور ایتالیایی که موسیقی راک را رها کرده است طی اظهار نظری در مورد موسیقی راک گفت : انسان کافی است پیامهای برخی گروه های راک را گوش دهد تا شیطان پرست شود . وی افزود : بسیاری از گروه های راک دچار نوعی تشنج رفتاری شده و پیام های شیطانی را در موسیقی خود وارد میکنند .کانت فیلسوف مشهور آلمانی  می گوید : موسیقی اگر از همه ی هنرها مطبوع تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنرها پست تر است.

طبق تحقیقات مشابه، موسیقی ممکن است تاثیر منفی نیز داشته باشد.بر حسب اینکه موسیقی خوب یا بد گوش بدهیم، می تواند مانند زهر در بدن عمل کند. مطالعاتی که در زمینه تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان انجام شده، نشان داده که برای مثال، موسیقی راک، رشد گیاه را متوقف می کند و برعکس، موسیقی کلاسیک، باعث تسریع رشد گیاه می شود. قدرت موسیقی به حدی است که میتواند همانند مصرف دارو اعتیاد آور شود. می توان گفت موسیقی ابزار قدرتمندی است که می تواند تاثیرات مثبت روحی و جسمی بسیاری بر اشخاص داشته باشد، البته اگر درست به کار گرفته شود، در غیر اینصورت، ممکن است تاثیرات منفی به همراه داشته باشد اما اصوات طبیعی نه تنها به آرامش روح و روان انسان کمک میکند بلکه حتی افراط آن ،تأثیر منفی را  بدنبال نخواهد داشت و نیز مهمترین تأثیر آن اینست که انسان را به تأمل وامیدارد تا در جهان بینی خویش بیشتر اندیشد کند

- اصوات آفرینش آینه خدانما

بی تردید تا کنون از صدای غرش رعد و برق آسمان به خود لرزیده اید و نا خودآگاه جمله جل الخالق یا چیزی شبیه آن را به زبان آورده اید  صدای طبیعت هر چند خشن باشد باز آینه خدا نماست صدای غرش رعد برق : جبر ،  صدای باران : نعمت ،صدای امواج دریا ها و اقیانوس ها : عظمت ،صدای بلبل : عشق و صدای بی تابی های نوزادان: امید زندگانی  را در ذهن آدمی مرور میکند این اصوات هر کدام  به نوبه خود ذهن انسان را برای هستی شناسی ، حال چه تحقیقی یا چه تصدیقی متمرکز میکند. بی شک شما نیز بوقت رویارویی با  اصوات طبیعی همچون صدای پرندگان،حشرات،رودخانه،خش خش برگها و...با دوستان و اطرافیان  به بحث و  مناظره ی  نشسته اید و در نتیجه به نظم و هماهنگی این هستی رسیده اید و در آخر با تفکر به این نظم و هماهنگی خدای خویش را شکرگزار بوده اید.

  -        اصوات طبیعی

این نوع صداها از مجموعه اصوات محیطی تشکیل میشوند صدا هایی که مطلقاً کابردی هستند اصواتی که همچون خونی که در رگ آدمی جریان دارد به هستی حیاط می بخشند و فرم ناهنوار و خشن و گه گاه زشت و پلشت دنیا را قابل هضم  و درک پیچیده آن را سهل میکنند. اگر ساعتها در جنگل حضور داشته باشید و به صدای پرندگان که گوش فرادهید هرگز خسته نمیشود ، صدای جیرجیرکها در کوچه باغ های روستا ها و گه گاه در سکوت نیمه شب تابستان ،صدای خروش پرتلاطم رودخانه و ... تنها ثبت دلبرانه خاطره ها  را در بر نمیگیرد بلکه معجزه ایی در شنیدن این صدا ها وجود دارد که تنها و تنها با تجربه آن میتوان به آن دست یافت

امروزه صداهای طبیعت در بسیاری از آثار پاپ و کلاسیک شنیده میشود این رویکرد نشان از نیاز شنیداری شنوده و درک آهنگساز دارد ماسانوری تاکاهاشی (Masanori Takahashi)ملقب به کیتارو آهنگساز و نوازنده ژاپنی در بیشتر آثار خود از صدا های طبیعت بهره گرفته است وی  دلیل موفقیت هایش را تنها نزدیکی به طبیعت می داند او آلبوم موفق خود را  «آسمان بهشتی»  نام گذاری کرده است وی به دنبال آوایی بود تا سمبل نام آلبومش باشد ،در نتیجه  صدای خنده فرزند نوزادش را آغاز کننده کارش میگذارد. موسیقی او تلاش برای درک رازهای طبیعت است بوداییان می گویند: رودخانه هر لحظه نو می شود، هرچند برای گوش های زنگار بسته ما، صدای رود همیشه تکراری است. اماکیتارو با پخش آواهای طبیعی در طول آهنگ هایش، شنونده را به دقت در این تکرار ظاهری و کشف مجدد طبیعت فرا میخواند .

- سمفونی

در موسیقی کلاسیک سمفونی به قطعه‌ایی ارکسترال گفته می شود که از چند بخش مجزا تشکیل شده ‌باشد قدمت سمفونی به قرن هیجدهم میلادی  و در اروپا باز می‌گردد. یوهان سباستین باخ، موتزارت، هایدن و بتهوون در شکل گیری آن تأثیر به سزایی داشته‌اند همچنین به مجموعه ای از نوازندگان که با ساز های مختلف به اجرای قطعات موسیقی می پردازند  ارکستر گفته میشود هر ارکستر به طور معمول بر اساس قرار گرفتن نوع و تعداد سازها در آن نامگذاری می‌شود. برای نمونه ارکستر سمفونی که به عنوان بزرگترین نوع ارکستر می باشد ، بدان معناست که درآن از تمام گروه های سازی استفاده شده و تقریبآ تمامی سازهای موسیقی کلاسیک غربی در آن وجود دارد. در اجرای این سمفونی رهبری وجود دارد که رهبر ارکستر نامیده میشود که نقش هدایت ارکستر و نحوه اجرای آن را بر عهده دارد. فرمان چگونگی اجرای یک اثر موسیقی از طریق اشارات و حرکات بدنی رهبر ارکستر که بصورت قراردادی متداول است ،به نوازندگان ارکستر منتقل می‌شود. همیشه یک رهبر ارکستر در جلوی ارکستر قرار می گیرد و با در اختیار داشتن دفتر نونتی که به نام پارتی تور معروف است، در جریان چگونگی و اجرای نت های ساز های مختلفی که در اجرای آن اثر شرکت دارند قرار می گیرد. هر آهنگساز که اثری برای ارکستر می نویسید، تمامی نت ها و توضیحات مربوط به آن اثر برای هر ساز را به ترتیب و استانداردی که وجود دارد در پارتی تور می گنجاند. پارتی تور برای اجرا و تمرینات در اختیار رهبر ارکستر قرار می گیرد.در پارتی تور ریزترین توضیحات مربوط به چگونگی اجرای آن اثر و دیگر اطلاعات قرار دارد، که رهبر ارکستر با توجه به دانش رهبری ارکستر قادر به خواندن و تشخیص دادن تمامی این اصطلاحات می باشد و در زمان تمرین آنها را برای نوازندگان نیز تفسیر می نماید.اگر همانگونه که در تالار مینشینید و با دقت تمام به نظم و هماهنگی اجرای بی نقص و باشکوه سمفونی گوش میدهید و ازآن لذت میبرید ، به سمفونی طبیعت نیز بنگیرد به مراتب بیشتر لذت خواهی برد ، شاید با توضیح و تعاریفی که از سمفونی - تالار اجرای سمفونی -  ارکستر و رهبر اکستر شد درک سمفونی طبیعت راحتر باشد 

رهبر اکستر را پروردگار ، محیطی که در آن بسر می برید را محل اجرای سمفونی  و هر آنچه که از خود صدایی تولید میکند اکستر و
 نوازنده گان ارکست در نظر بگیرد حال چشمانتان را ببندید و گوش فرا دهید ،بی اندیشید کدام سمفونی زیباتر وباشکوه تر است ؟ کدام نظم بیشتری دارد؟ رهبری که بطور مدام بر نوازندگان این سمفونی نظارت دارد و هدایت آنها را برعهده گرفته است براستی این زیباترین اثری است که تا امروز به گوش بشر رسیده است اثری که آهنگساز آن خداوند است و با شکوهی بی مثال بر صحنه زندگی می ایستد و هدایت  نوازندگانش را عهده دار است . نوازندگانی که هر کدام وظیفه نواختن قطعه ایی را بعهده دارند قطعه هایی که از سر جبر و اختیار نوشته شده اند ونوازنده گانی که  هر یک ساز خویش را می نوازد و در نتیجه نوایی که بگوش میرسد ، نوایی حیاط بخش است. و اجرایی که من آن را  "سمفونی طبیعت" می خوانم.

- سمفونی طبیعت

فصل پاییز فرا رسیده است و من پشت پنجره  تراس خانه ، روی صندلی متحرک نشسته ام و به سمفونی طبیعت گوش می دهم صدای خرد شدن برگهای خشک پاییزی  زیر پای عابرین پیاده ، قارقار کلاغ فالژ خوان و صدای باد که نجوا کنان در کشاکش جداره پنچره در ستیز است تا راهی به داخل بیابد. صدای خسته و یکنواخت پیرمرد دست فروش و گه گاهی صدای بوق اتومبیل ها از داخل خیابان یک سنفونی تشکیل داده اند شاید
ناگهان آسمان به خود میغرّد و رعد و برقی پدیدار میشود ... اما سمفونی با صدای برخورد قطرات باران به پنجره ، به پایان نمی رسد ؛ ساعت از سر شب گذشته ، نوازندگان تک تک با نظمی خاص اجرای خود را به پایان میرسانند تا باران به تکنوازی دلبرانه خویش بپردازد ... او تا نیمه شب می نوازد و گه گاه باد با او همراه می شود و ملودی یکنواخت او را در هم میشکند... ساعت از نیمه شب می گذرد و نوازندگان صحنه شهر را ترک میکنند  ، سکوت با همان آرامش و شکوه بی مثالش به روی صحنه  میرود  تا ارکست جدید در میزانسن مسقر شود... بسراغ آشپزخانه رفتم و همچون شنوندگان غیر حرفه ایی، قوری چایی را برداشتم واین سکوت را با ریختن چایی به داخل یک استکان کمر باریک ، شکستم شاید من نیز دوست داشتم در این سمفونی شریک باشم اما شوق شنیدن اجرای دیگری ازاین سمفونی تلاش را برای همراهی این ارکست از من صلب میکرد پس بی درنگ به سوی تراس خانه رفتم تا از اجرای دوم سمفونی طبیعت شهر جا نمانم ... آخر شنیده بودم  این اجرا با تکنوازی زیبایی شروع میشود... سمفونی آغاز شد و همانطور که گفته می شد به زیبایی شروع شد از تاریکی نوایی آشنا به گوش می رسید ...  هر چه می گذشت صدا بلند تر می شد گوشم خود را تیز کردم تا این نوازنده را بشناسم که خود به روی سن آمد ... بله رفتگر بود که با  جارو دسته بلندش از دل تاریکی به زیر روشنایی چراغ های زنبورکی کوچه آمد ... صدای جاروی رفتگر حس امنیت می بخشید ... سمفونی با تکنوازی او آغاز شد ...  کمی که گذشت  نوبت به آوازجیر جیرک ها رسید ... آواز مقطع جیرجیرک ها از لابلای درختان چنار با تکنوازی رفتگرمحله، هارمونی زیبایی پیدا کرده بود و دوران خاطره انگیزی را برای من مرور میکرد ... قطعه نوازی رفتگر بسیار منظم رو به سکوت می رفت زیرا او در امتداد کوچه در حرکت بود تا کل کوچه را جارو کند ، هر چه جلوتر می رفت صدای نواختن سازش هم ضعیف تر میشد دیگر صدایی جز جیرجیرک بگوش نمیرسید هیچ نوازنده ایی بر روی سن نیست، جیر جیرک پرغرور و با لحنی سودجویانه از سکوت حاکم در صحنه (کوچه) استفاده می کرد و انسان را درشنیده قطعات خاطره انگیزش به شگفتی می آورد ...ناگهان از دل ساختمان های روبرو صدای الله اکبر اذان بگوش رسیدوجیرجیرک ها به اجرای خود پایان دادند تا مؤذن با نوایی روحانی به روی سن بیاید. با شنیدن صدای اذان پلک هایم سنگین شد، آیا بعد از اجرای مؤذن سمفونی به پایان میرسد... در فکر پایان سمفونی بودم که به خواب رفتم وساعاتی بعد  که از خواب بیدار شدم دیدم ...نه هنوز سمفونی در حال اجراست با همان نظم با همان شگفتی پیشین...  

شاید تا کنون این چنین به این صداها دقت نکرده بودید اما در حقیقت همین صدا ها هستند که به خاطرات ما شکل و محتوا میدهند بطور مثال : ...آن روزی را که با تو در کنار ساحل قدم زدم ،هرگز فراموش نمی کنم...آن روز بهترین روز زندگی من بود ...
وقتی خوب به آن روز فکر کنید به این نتیجه میرسید که صدای امواج دریا ، مرغان دریایی و صدای بازی کودکان که در مجاورت ساحل مشغول آبتنی هستند. هرچند به آنها توجهی نداشتید امادر ثبت بهترین روز زندگیتان بی تأثیر نبوده است.

 شاید :

شاید در هیچ فرمول علمی و ریاضی نتوان حدود واقعی موسیقی را مشخص کرد و یا با تکیه بر موسیقی موضوع خشونت و ناملایمات زندگی را مبدل به خوشی و آسایش کرد اما بهره گیری از صدای طبیعت را نمیشود انکار کرد پس ...

پیشنهاد میکنم :

بکوشید روزی را در یک نقطه ی پرت و دورافتاده سپری کنید جایی که از هر صدای دغدغه سازی تهی  باشد  و فقط به صداهای طبیعت مانند صدای پرندگان،حشرات،رودخانه،خش خش برگها و صدای باد گوش فرادهید.این صداها ،صداهای شفا بخشی هستند که می توانند تاثیر صداهای دل آزار ماشینها ودستگاههای ضبط صوت و رادیو و... را خنثی سازند. به خود فرصتی بدهید تا بعنوان یک برنامه منظم،درزندگی روزمره ی ،زمانهایی را درطبیعت بکرودست نخورده سپری نمایید.یک روز در هرماه یا هرهفته یکبار زمانی را برای حضور در طبیعت در نظر بگیرد ،بهره بردن از طبیعت هزینه ی چندانی ندارد اما می تواند درمان نهایی هربیماری باشد.

منابع :

-        فصلنامه ی شماره ی 4و5 علوم باطنی

-        الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2

-        سایت خبری همشهری

-        کتاب جوان موسیقی

-        بهشت جوانان

-        کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب

-        دانش نامه ویکی پدیا

-        کتاب توماتیس

پی نوشت :
- همگی ما قدرت‌های شگرف تأثیرگذاری موسیقی را تجربه کرده‌ایم. متأسفانه از این قدرت به شکل منفی و مخرب هم استفاده می‌شود که نمود آن، موسیقی‌ها و گروه‌های موسیقی شیطانی و شیطان‌پرستی است. در این نوع موسیقی معمولاً از اصوات به شیوه‌ای آنارشیستی و پر از هرج و مرج و بی‌نظمی محض استفاده می‌شود که فاقد هرگونه تناسب و هماهنگی است. نوع صداهای بکار رفته نیز اغلب صداهای خفه، تند و خشک است یعنی دقیقاً بر خلاف الگوی اصوات طبیعت که نرم و دامنه‌دار هستند.
- صحرای گوبی (Gobi) در بخش جنوبی مغولستان و شمال چین، سردترین و یکی از بزرگ‌ترین صحراهای جهان محسوب می‌شود.
- شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی از محدثان شیعی پرکار
قرن چهاردهم هجری است کتاب الکنی والالقاب ای آثار برجسته وی می باشد که زندگینامه بسیاری از علمای شیعه و سنی و برخی شاعران، ادیبان، عارفان و امیران را در این اثر به تحریر در آورده است
- دکترگای برارد متخصص گوش و حنجره در فرانسه در اوایل دهه‌ی 1980 احساس ‌میکند در حال از دست دادن حس شنوایی‌اش است وی به فکر ابداع روشی تحت آموزش یکپارچگی شنیداری می افتد و آن را ابداع میکند