مجموع مقالات و تحقیق های دانشجویی پنج اندیش

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟
 
نمونه سئوالات درس نظریه های فرهنگی – استاد ارجمند سرکار خانم بدوی
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : گروه پنج اندیش

 

1- تعریف فرهنگ ؟

 برای فرهنگ تعریف های متعددی وجود دارد ولی این تعریف ها آنقدر فاصله ی کم از یک دیگر دارند که به ندرت میشود تفاوت های آن ها رابه سادگی فهمید . فرهنگ در جوامع مختلف با لغات و زبان های مختلف ، معانی نزدیک به هم دارد . بطور مثال در زبان فارسی فرهنگ یعنی : دانش ، ادب ، عقل (فرهنگ یک معنای واحد ندارد و دارای وجوه متعددی است از کشاورزی گرفته تا ادب و عقل و ... را شامل میشود . حتی کتاب را شامل میشود . پس فرهنگ یعنی کیان  موجودیت یک ملت )

2- تعریف فرهنگ از نظر کوئن را بیان کنید ؟

 فرهنگ را میتوان به عنوان مجموع ویژگی های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص تعریف کرد . واژه تعیین کننده در این تعریف ها همان واژه ی اکتسابی است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجه وراثت زیست شناختی است متفاوت می سازد .

3- *** فرهنگ از نظرتایلور را بیان کنید ؟ 

برای بیان یک مجموعه تکامل یافته ای از عقاید و چیز هایی که بر اثر تجربه های تاریخی یک ملت بدست آوره است . ( همه ی آن دسته از عقاید و افکار که در برگیرنده دانش ، عقیده ،  هنر ، اخلاق ، قانون ، عادت و هر قابلیت یا عادتی که بشر بعنوان عضوی از جامعه برای خود کسب کرده باشد فرهنگ  نام دارد . )

4- *** تعریف فرهنگ در دایره المعارف دودن ؟

در دایره المعارف دودن در تعریف فرهنگ پنج جزء مشخص میشود :

1) مجموع مظاهر زندگی فکری و هنری

2) شکل زندگی ظریف

3) پرورش باکتری ها و موجودات زنده بر روی زمین ی مواد غذایی

4) کاشتن و رسیدگی کردن زمین زراعتی

5) گروه جدید پرورش داده شده از زندگی حیوانی یا گیاهی

 

5- ** تعریف نظریه از دیدگاه دیانی را بیان کنید ؟

از دیدگاه دیانی ، نظریه عبارت است از : مجموعه ای از قوانین یا مجموعه ای از چند اصل متعارف که بر مبنای قواعد منطق با یکدیگر در ارتباط بوده و قادر به تبعیین ، تشریح و یا پیش بینی تمام یا قسمتی از واقعیت باشد .

6- *** چهار نکته اساسی از نظر دیانی درباره تعریف نظریه را بیان کنید ؟

1) در هر نظریه ، چند قانون یا اصل متعارف وجود دارد که به حکم قانون بودن ، به زمان ، مکان و مفعول مشخصی محدود نیستند .

2) قوانین یا اصول متعارف در نظریه باید بر مبنای قواعد منطق با یکدیگر در ارتباط باشند به طوری که با داشتن حداقل دو  مقدمه بتوانیم به نتیجه ای منطقی برسیم .

3) مهم ترین وظیفه نظریه ، توضیح درباره علت وقوع یک واقعه یا پیش بینی وقوع آن از طریق نتیجه گیری منطقی از قوانین کلی است .

4) تطبیق نظریه با واقعیت یا بخشی از واقعیت یکی از ویژگیی است که در تعریف نظریه به آن داده شد .  

7- هر سه خصوصیات تئوری را بیان نمائید ؟

1) تئوری باید توانایی تعیین حقایق مورد مشاهده مربوط به یک مسئله را داشته باشد . باید وصیف و تعییین کند چرا یک پدیده تحت یک شرایط خاص اتفاق می افتد . تئوری که پیچیدگی کمتری داشته باشد از تئوری که دارای پیچیدگی های بیشتری است ارزنده تر میباشد .

2) یک تئوری باید با حقایق مورد مشاهده شده و با بدنه دانش مغایرت نداشته باشد .

3) تئوری باید ابزارهای لازم را برای آزمون خود داشته باشد . به این معنی که در صورت تأیید باید بتوان فرضیه ایی قیاسی دیگری از آن استنتاج کرد و پیامدهای آن را پیش بینی کرد .

8- نظریه های فرهنگی را توضیح دهید ؟

 نظریه فرهنگی ، نظریه ایی است که در مطالعه آکادمیک ( دانشگاهی ) فرهنگ از آن استفاده میشود . توضیح آنکه ، فرهنگ بزرگترین نیاز جامعه بشری و عامل اصلی پویایی ، نشاط و تداوم حیات و جوامع است . همچنین فرهنگ بعنوان مهم ترین عامل در توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و انسانی و اخلاقی یک کشور در کانون توجه صاحب نظران ، اندیشمندان و نخبگان قرارگرفته است و نقش موثر و بنیادی فرهنگ در کلیه عرصه های زیستی و فکری بشر چشم انداز جدیدی را در حوزه های عینی و ذهنی ایجاد کرده است . فرهنگ در جهان امروز ، بستر تعریف ، بازیابی و تکامل همه توانایی ها ، ارزش ها ، هویت ها ، باوره ، هنجارها ، سنت ها ، اسطوره ها و نماد های بشری است . نظریه های فرهنگی سرمشق ها (پارادم ها ) الگوها و مفاهیمی را به ما عرضه میکند که میتوانند در جنبه های متنوع شخصی ، عمومی و فرهنگی زندگی بکار گرفته شوند .

9- *** سه موضوع اصلی قلمرو نظریه فرهنگی را با توضیح نام ببرید ؟ 

1) محتوا : نظریه ها ، ابزارهایی را برای درک ساختمان فرهنگ فراهم میکنند . سنت های متفاوت فرهنگ را بعنوان ارزش ها ، قواعد ، روایات ، ایدئولوژی ها ، آسیب شناسی ها ، گفتمان ها و همچنین به بسیاری شیوه های دیگر درک کرده اند .

2) دلالت های اجتماعی : نظریه ایی در این بخش توجه خود را معطوف به ارائه الگوهای تأثیراتی که فرهنگ بر ساختار اجتماعی و زندگی اجتماعی اعمال میکند ، می نماید . نظریه پردازان می کوشند نقش فرهنگ را در تأمین ثبات ، همبستگی و فرصت یا پابرجانگه داشتن کشکمش ، قدرت و بی عدالتی توضیح دهند . نظریه فرهنگی در ضمن ساز و کارهای نا همگرایی را نیز رائه می کند که این تأثیر از طریق آن کانالیزه میشود . طیف این ساز و کارها از سطح فردی جامعه پذیری تا نهادسازی کلان و نظام های اجتماعی را در بر میگرد . 

3) کنش ، عاملیت ، نفس ( خویشتن ) : مسئله اصلی در اینجا ، رابطه فرد و فرهنگ است . خطیر ترین مسئله ، یافتن راه هایی است که فرهنگ از طریق آنها ، عمل انسانی را شکل می دهد .

10- *** ویژگی های یک نظریه خوب را بنویسید ؟ ( حداقل 6 مورد )

1) با واژگانی ساده و قابل فهم بیان  میشود .
2) ضمن ایجاز ، دقیق است .
3) کم مایه و غیر علمی نیست .
4) قابل استفاده و بر انگیزاننده است .
5) بر پایه واقعیت ها است .
6) روایی تجربی دارد ، یعنی قابل تفسیر است و هم به مکقیاس های منطقی می انجامد .
7) قادر به تألیف داده ها و واقعیت ها به شیوه ایی منظم است .
8) قادر به توضیح پدیده مورد بررسی است .
9) با نظریه های قبلی سازگار است .
10) قادر به پیش بینی رویدادها است .
11) می تواند دانش موجود را به دقت و درستی توضیح دهد .
12) می تواند به اندیشه بشر ، وضوح و روشنی ببخشد .  

11- کار کرد های نظریه را نام ببرید؟(حداقل چهارمورد)

-  جهت میدهد و هدایت می کند

- دانش موجود را خلاصه می کند

- پایه و اساسی برای تفسیر به دست میدهد

- رویدادها را پیش بینی می کند

- حوزه های دیگر پژوهش را مشخص می کند

12- مفهوم همبستگی از دیدگاه امیل دورکیم را توضیح دهید ؟

دورکیم معتقد است که فرهنگ عامل وحدت اجتماعی یا همبستگی اجتماعی است لذا بر مبنای او اختلاف و کشمکش یا تداوم محرومیت های اجتماعی را نمی توان به حساب نقش فرهنگ گذاشت.وی دونوع همبستگی را باتوجه به ساده و صنعتی بودن جامعه از همدیگر متمایز می کنند و قائل است که در جامعه ساده همبستگی مکانیکی (هبستگی ناشی از همانندی) رواج دارد و در جامعه صنعتی همبستگی اورگانیکی (همبستگی ناشی از تفاوت ها).در جوامع ساده مردم به هم شبیه تر اند و وظایف یکسانی را انجام داده و حداقل تفاوت های فردی وجود دارد که نتیجه این وضع،همبستگی مکانیکی است که در چنین همبستگی شباهت در اندیشیدن دارند و به همین دلیل انعطاف کمتری دارند و گرایش به سختی و خشونت در آنها بیشتر است و در این جامعه گذشت و اغماض چندانی برای انحراف وجود نداشته و هنجار حاکم همرنگی با جماعت است.اما در جوامع صنعتی برعکس بوده و هبستگی نه از همانندی افراد جامعه بلکه از تفاوت هایشان پرورش میابد.

13- مفهوم عقلانیت و قفس آهنی ماکس وبر را بیان کنید؟

عقلانیت از دیدگاه ماکس وبر بر تجربه استوار بوده و بر مبنای آن ساده ترین و ارزان ترین راه برای رسیدن به هدف انتخاب می شود و اهداف حساب گرانه جایگزین اهداف و ارزش های حقیقی و جوهری مانند ایثار ،زهد ،پرهیزگاری و ... می گردند. و از نظر وی عقل‌گرایی در دوران مدرنیته، انسان را به شرایطی سوق می‌دهد که احساس می‌کند در یک قفس آهنین زندگی می‌کند.

14- سه نوع افتدار از نظر وبر را توضیح دهید ؟

اقتدار سنتی : این نوع اقتدار ،زنجیره از رسم و سنت های رایج است که از رسوم و اعمال خاص یک گروه اجتماعی برگرفته شده است و حاکم و اتباع از این سنت های پیروی می کنند.

اقتدار کاریزماتیک یا فرهمندانه : این نوع اقتدار ناشی از باور به برخورداری اقتدارهای استثنایی و یا نوعی عطیه الهی است

اقتدار قانون اخلاقی یا بوروکراتیک : این اقتدار که به اعتقاد وبر در جوامع دمکراتیک موعاصر و صنعتی وجود دارد ،نه بر اساس سنن قدیمی و نه بر پایه ویژگی های شخصی است بلکه بر هنجار های قانونی یعنی تفکیک وظایف ،مبتنی است.

15- چها رنوع از خودبیگانگی را در محیط کار نام ببرید؟

بیگانگی از محصول کار؛ کارگران از کالاهایی که تولید می­کنند بیگانه می­شوند. محصول کار کارگران، نه به خودشان، که به سرمایه­داران تعلق دارند و ایشان هر­کاری بخواهند با آن‌ها می­کنند. یعنی سرمایه­داران برای دستیابی به سود، این محصولات را به فروش می­رسانند. کالایی که کارگران تولید می­کنند از آنان بیگانه می­شود. آنان محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی­کنند، بلکه در عوض دستمزد می­گیرند.

 
بیگانگی از فرایند تولید؛ کارگران در نظام سرمایه­داری از فرایند تولید بیگانه­اند. آنان فعالانه در تولید شرکت نمی­کنند. به‌عبارت دیگر، آنان برای رفع نیازهای خود کار نمی­کنند، بلکه برای سرمایه­دار کار می­کنند. از این‌رو کار یکنواخت و ملال­آور کارگران، که آنان را ارضا نمی­کند و جز خستگی نتیجه­ای برایشان به همراه نمی­آورد، از عوامل بیگانگی آنان است. کار برای کارگر امر بیرونی می­شود، یعنی جرئی از طبیعت او به‌شمار نمی­آید؛ در نتیجه او خود را با کار راضی نمی­بیند، بلکه خود را نفی می­کند. کار برای او اجباری است، فقط ابزاری برای تأمین نیازهای دیگر است.
 
بیگانگی از خود؛ از آنجا که کارگران از فعالیت تولیدی و از کالای تولیدشده بیگانه می­شوند، از خود نیز بیگانه می­شوند. کارگران به‌دلیل تخصصی شدن کارها نمی­توانند مهارت­های خود را به‌طور کامل افزایش دهند. نتیجه این امر توده­ای از کارگران از خود بیگانه است، چرا که افراد منفرد، امکان اظهار کامل نظرات­شان را ندارند. وجود نوعی آدمی، ویژگی معنوی او را، به وجودی بیگانه و به ابزاری در خدمت حیات فردی­اش تبدیل می­سازد و بدین­سان آدمی را از کالبد خود و نیز از طبیعت خارجی و ذات معنوی او یعنی وجود انسانی­اش بیگانه می­سازد.
بیگانگی از همگنان؛ کارگران در نهایت، از همکاران خود و اجتماع بشری، یعنی از نوع انسان، نیز بیگانه می­شوند. فرض مارکس این بود که انسان اساساً برای دستیابی به آنچه که در طبیعت برای بقایش لازم است، خواهان و محتاج همکاری با دیگران است، در نظام سرمایه­داری، این همکاری مختل می­شود و در واقع، کارگران خود را جدا از دیگران، یا بدتر از آن، در رقابت با یکدیگر می­بینند. انزوا و رقابت در کارگران، در نظام سرمایه­داری موجب می­شود آنان از سایر کارگران بیگانه شوند. کار بیگانه شده، با بیگانه ساختن آدمی از طبیعت و از خود یعنی از کارکردهای عملی و فعالیت حیاتی­اش،نوع انسان را از آدمی بیگانه می­سازد.


16- تعریف فرهنگ از نظر زیمل را توضیح دهید ؟
فرهنگ از نظر زیمل به معنای پرورش و فرهیختن کل شخصیت است.زیمل فرهنگ را در دو بعد ذهنی و عینی بررسی می کند.فرهنگ ذهنی یا روح ،باقیمانده سطح پرورش افراد و هدف تمام فرایندهای فرهنگی است. وفرهنگی عینی که نشان دهنده قلمرو بیرونی و متشکل از چیزهایی فرهیخته و پرورش یافته است.از نظر وی فرهنگ عینی اشیائی است که یک فرهنگ تولید کرده و فرد بر آن تاثیری ندارد.

17-عناصر سازنده کنش واحد در نظر پارسونز را بنویسید ؟
1. این واحد به وجود یک عامل یعنی کنش یا هدفی ( اخذ مدرک تحصیلی) یا کنشکر نیاز دارد.
2. واحد کنشگر مستلزم هدف با وضعیتی آتی است که کنشگر نسبت به آن جهتگیری می کند(راههای رسیدن به هدف دلخواه خود را پیدا کنند. مثل امکانت تحصیلی ، وام ، کامپیوتر)
3.این کنش در موقعیتی انجام می گیرد که مستلزم دو عنصر است: چیزهای که کنشگر نمی تواند تحت نظارتشان داشته باشد (شرایط) ودیگر چیزهایی که کنشگر می تواند بر آن نظارت داشته باشد (وسایل)
4. هنجارها وارزشها در جهت تعیین گزینش وسایل دستیابی به هدفها نقش بازی می کنند.

18- نظر پارسونز درباره کنش اجتماعی را توضیح دهید؟

پارسونز با اذعان به ذهنی بودن ماهیت فعالیت بشر کوشید تمایز میان دو مفهوم کنش و رفتار را روشن سازد . از نظر پارسونز، « رفتار» ظاهرا دلالت بر واکنشی مکانیکی به محرک دارد ، حال آن که« کنش » دلالت بر فرایندی فعالانه و خلاقانه دارد . پارسونز می کوشید  تا نظریه کنش را از رفتارگرایی جدا سازد . پارسونز به تاکید بیان کرده است که برای آن که یک نظریه بتواند یک نظریه کنش باشد ، جنبه ذهنی فعالیت انسان باید در آن در نظر گرفته شود.

19- سه قلمرو مهم در نظام پارسونز را بنویسید؟
1- قلمرو و نهادهای شناختی ؛که با اندیشه ها و باورهای مربوط به جهان خارجی در ارتباط است.
2- نهادهای بیانی؛از قبیل هنرها و مثلا موسیقی که معمولا در ارتباط عاطفی بکار می روند.
3- معیارها و هنجارهای اخلاقی ؛که با این مسئله که آیا فلان چیز درست است یا نادرست ارتباط پیدا می کند.


20- مفهوم شئ وارگی و چیزوارگی از جانب کدام اندیشمند بیان شده است ؟
جرج لوکاچ


21- مفهوم هژمونی از دیدگاه گرامشی را توضیح دهید ؟
مفهوم هژمونی در نظر گرامشی،شکلی از کنترل اجتماعی در دست گروه های اجتماعی حاکم است که بر مبنی آن طبقه سیاسی حاکم ،طبقه جامعه را به پذیرش ارزش های اخلاقی ، سیاسی و فرهنگی خود ترغیب می نماید.براساس این نظریه،طبقه حاکم از طریق تسری دادن فرهنگ مورد نظر خود در سطح جامعه ،نوعی اجتماع فرهنگی را به وجود آورده و از این طریق به کنترل اجتماعی دست می زند.


22- اصلاح صنعت فرهنگ در مکتب فرانکفورت را توضیح دهید ؟
بر اساس دیدگاه کلاسیک مکتب فرانکفورت، تلویزیون تجاری شکلی از آن چیزی است که هورکهایمر و آدورنو و همکارانشان «صنعت فرهنگ» نامیده‌‌‌اند. مکتب فرانکفورت که از آلمان نازی به ایالات متحده نقل مکان کرد، در وهله نخست شاهد اوج‌‌‌گیری نوعی از فرهنگ رسانه‌‌‌ای بود که مشتمل بر فیلم، موسیقی عامه پسند، رادیو، تلویزیون و دیکر اشکال فرهنگ توده‌‌‌ای می‌‌‌شد. در ایالات متحده که نظریه‌‌‌پردازان مکتب فرانکفورت به آنجا تبعید شدند، تولیدات رسانه‌‌‌ای به طور کامل شکلی از سرگرمی تجاری به شمار می‌‌‌رفت و توسط شرکت‌‌‌های بزرگ کنترل می‌‌‌شد. بنابراین، مکتب فرانکفورت اصطلاح «صنایع فرهنگی» را برای جلب توجه نسبت به صنعتی شدن و تجاری شدن فرهنگ تحت سلطه روابط سرمایه‌‌‌دارانه تولید، ابداع کرد.


23- صنعت فرهنگی را چه کسانی وضع کردند ؟
آدورنو – هورکهایمر


24- نظریه های فرهنگی که جامعه را محصول کنش متقابل افراد یا گروه های اجتماعی میداند کام است؟
خرده نظریه کنش متقابل نمادین؛نکش متقابل نمادین ؛چهارچوبی نظری است که جامعه را محصول کنش متقابل افراد و گروه های جامعه میداند.بر مبنای این نظریه افراد برای براوردن نیاز های خود در کنار و در ارتباط با یکدیگر هستند.


25- چگونگی ایجاد و استعمال معانی از دیدگاه هربرت بلومر را بنویسید؟
استعمال معانی از سوی مردم نقطه نظر کانونی درک کنش است.


 

 

با تشکر از رهنمودها و زحمات استاد ارجمند سرکارخانم بدوی

گروه پنج اندیش