مجموع مقالات و تحقیق های دانشجویی پنج اندیش

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟
 
منطق چیست ؟
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳٩٠ : توسط : گروه پنج اندیش

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم...

دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟

هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !

استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمیداند.پس چه کسی حمام می کند ؟

حالا پسرها می گویند : تمیزه !

استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :

خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟

یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !

استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و

کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام

عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم

تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !

خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!

 

پی نوشت : منطق داری ؟


 
 
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٠ : توسط : گروه پنج اندیش

 

 فایل PDF سوالات درس فعالیت های فرهنگی – استاد ارجمند سرکار خانم سخی

 

از آدرس زیر دانلود نمائید :

http://persiandrive.com/905917

 


 
استاد ربانی
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٠ : توسط : گروه پنج اندیش

سوالات درس مبانی برنامه ریزی  (استاد ارجمند سرکار خانم ربانی)

 

تعریف برنامه ریزی از نظر آکاف :

برنامه ریزی یک فرآیندی است برای ارزیابی واتخاذ مجموعه ایی از تصمیمات مرتبط به یکدیگر قبل از نیاز به اجرای آنها .

با توجه به این اعتقاد که بدون اقدام عملی احتمال وقوع وضعیت مطلوب در آینده وجود ندارد و در صورت اقدام احتمال رسیدن به نتایج افزایش می یابد .

توضیحات مربوط به طبیعت برنامه ریزی به سه طریق صورت میگیرد .

  1. 1.      برنامه ریزی قبل از اجرای عملیات صورت میگیرد و چگونگی و نوع اجرا در آن مشخص میشود .
  2. 2.      برنامه ریزی در ارتباط با یک سیستم از تصمیمات است که با هم ارتباط متقابل دارند یعنی حداقل هر تصمیم با یک تصمیم دیگر در ارتباط است .
  3. 3.      برنامه ریزی یک فرآیندی است برای رسیدن به وضعیت مطلوب در آینده .

برنامه ریزی 2 بخش دارد :

 1. خوش بینانه و2. بدبینانه

وضع بدبینانه یعنی بدون انجام کاری احتمال وقوع وضعیت مطلوب وجود ندارد و برنامه ریزی خوش بینانه یعنی می توان اقدامی کرد تا شانس به وجود آمدن وضعیت مطلوب درآینده افزایش یابد .

خصوصیات تصمیماتی که نیاز به برنامه ریزی دارند :

اول اینکه تعداد آنها آنقدر زیاد باشد که نمی توان در مورد همه آنها یک جا اقدام کرد بنابراین باید برنامه ریزی به مراحلی تقسیم شودیا به نوبه خود برنامه ریزی شود .

دوم اینکه مجموعه تصمیمات نمیتواند جدا از هم باشد مسائل فرعی باید با  یکدیگر مرتبط باشند. در برنامه ریزی تصمیمات اتخاذ شده قبلی باید در نظر گرفته شود و در ارتباط با تصمیماتی که برای آینده میگیرند تجدید نظر گردد .با توجه به این دو خصوصیت مشخص میشود که برنامه ریزی یک عمل نیست بلکه یک فرآیند است در طول فرآیند برنامه ریزی در حال تغییر است و همه این تغییرات را نمیتوان درمحاسبه گنجاند  بنابراین نیاز به تجدید نظر یک برنامه به طور پیوسته احساس میشود .

چارچوب های زمانی برنامه ریزی :

  1. 1.      برنامه های بلند مدت که هدف ها و برنامه های راهبردی را شامل میشود (استراتژیک) که این نوع برنامه ها ممکن است بیش از 5 سال طول بکشد اگرچه افق زمانی هر برنامه از سازمانی به سازمان دیگر فرق میکند ودر محیط های پیچیده مدیران ممکن است نتوانند برای دوره های طولانی تر از 5 سال برنامه ریزی کنند بنابراین برنامه های راهبردی آنها دوره های کوتاه تری را در بر میگیرد ولی در یک محیط هایی با ثبات افق زمانی یک برنامه راهبردی 10 تا 20 سال هم میتواند باشد .
  2. 2.      برنامه ریزی میان مدت : برنامه ریزی میان مدت به طور عموم محدوده زمانی بین 1 تا 5 سال دارد و شامل هدف ها وبرنامه های کوتاه مدت است .
  3. 3.      برنامه ریزی کوتاه مدت : هدف ها وبرنامه های عملیاتی را شامل میشود وفعالیت هایی را تنظیم میکند که اگر در دوره زمانی یک سال یا کمتر انجام میشود .

 

  1. 1.      مدیران رده بالاtop level management                                                     
  2. 2.      مدیران سطح میانیmeddle level management                                         

    برنامه ریزی               سازماندهی                   هدایت

استخدام

کنترل

 

 

 

 

 

 

  1. 3.      مدیران سطح پایینlow level management                                                

 

  1. هراندازه یک مدیر به فعالیت های تولیدی واجرایی نزدیک تر شود فعالیت هایی که لازم است صرف هدایت شود بیشتر می شود.
  2. مدیران سطح بالا و میانی فعالیت های بیشتری را صرف برنامه ریزی و سازماندهی می کنند ونیروی کمتری صرف هدایت خواهد شد.

میزان فعالیت مدیران در مورد کنترل واستخدام تقریبا در سطوح مختلف مدیریت ثابت به نظر میرسد البته باید توجه داشت که اندازه های موجود در این شکل را نمی توان در مورد همه فعالیت ها به کار برد.

از نظر موریس از این جهت مهم است که توجه به تغییرات میزان فعالیت های اجزاء مدیریت در سطوح مختلف مدیریت داشته باشیم و آن را ثابت ندانیم.

 

اجزای برنامه ریزی :

  1. شناخت وتعیین هدف ها
  2. شناخت وتعیین منابع وپیش داشت های محیطی
  3. شناخت و تعیین سیاست ها ، رویه ها ، روش ها

نکته ) سیاست ها : اساسی ، کلی ، واحدی

شناخت وتعیین هدف ها  : اولین گام در برنامه ریزی تعیین هدف یا سلسله هدف هاست هدف ها نتایج یا حالت هایی از آینده هستند که رسیدن به آنها مورد نظر است ، هیچ برنامه ایی بدون داشتن هدف معنی ندارد هدف از برنامه ریزی تهیه برنامه است که فاصله بین دو طرح یا دو وضعیت در آینده را پرکند . یکی طرح اولیه و دیگری طرح مورد نظر نامیده می شود.

طرح اولی طرحی است که اگر هیچ برنامه ریزی نباشد به آن خواهیم رسید .

طرح دوم طرحی است که مایلم از طریق برنامه ریزی به آن برسیم . هدف های یک سازمان یا یک موسسه را به هدف های اصلی و فرعی تقسیم کرده اند .هر هدف اصلی را می توان به هدف های فرعی و هدف های فرعی را نیز به نوبه خود به فعالیت های فرعی واصلی تقسیم نمود. مجموعه هدف های یک سازمان باید به صورت سلسه هدف ها در برنامه مشخص گردد .

از هدف های اصلی هر موسسه یا سازمان بقا وتوسعه آن است ، بعضی از نویسندگان نیز هدف نهایی همه موسسات را تولید کار وخدمات می دانند. در همه سازمانها به جای یک هدف ، هدف های متعددی وجود دارد که بر اساس اهمیت تنظیم و به صورت یک مجموعه هدف در می آید.

مثلا هدف های اختصاصی جامعه می تواند شامل درآمد ملی ، اشتغال کامل ، کاهش نرخ تورم ، تعدیل درآمد این هدف ها لازم است طوری با هم هماهنگ شوند که  نتایج یکدیگر را خنثی نکنند ، چرا که رسیدن به یک هدف ممکن است باعث دوری از هدف های دیگر گردد ودر مجموع به سقوط سازمان یا جامعه ویا اینکه عدم دسترسی به هدف های اساسی آن بی انجامد. این موضوع درمورد اهداف و واحد های مختلف سازمان نیز صدق میکند.

مثلا اگر در یک موسسه تولیدی ، واحد آموزشی سطح مهارت کارکنان را به میزان زیادی افزایش دهد و همزمان با آن برنامه افزایش تولید از طریق نسبت ماشین های پیشرفته دنبال گردد ولی واحد فروش نتواند بازار لازم را برای عرضه کالا شناسایی کند یا قراردادهای فروش را به امضاء نرساند مخارج سنگینی بر کارخانه تحمیل خواهد شد .

ودرکارخانه در مجموع از این اقدامات نتیجه معکوس میگیرد.در تعیین هدف ها یکی از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد وامکان وصل به این هدفها است در غیر این صورت هدف همیشه روی کاغذ خواهند ماند وبیشتر به یک سری خواسته های ایده آل تبدیل خواهد شد تا خواسته هایی که ارزش برنامه ریزی را داشته باشد.

شناخت و تعیین منابع : در تهیه یک برنامه پس از تعیین هدف ها همزمان با هدف ها لازم است منابع و زمینه هایی را که برای رسیدن به هدف در اختیار سازمان می باشد مورد بررسی قرار گیرد و اطلاعات مربوط به آن تهیه شود .منظور از منابع همان است که در اقتصاد به عنوان عوامل تولید شناخته شده سه عامل در اقتصاد نام برده میشود که عبارتند از کار (نیروی انسانی) ، سرمایه (ماشین آلات وتجهیزات) ، زمین (منابع طبیعی) در برنامه ریزی باید آمار اطلاعات مربوط به این منابع را دراختیار داشته باشیم . طبیعی است که هر اندازه اطلاعات ما مربوط به این منابع دقیق تر و بیشتر باشد برنامه ریزی با دقت بیشتری صورت میگیرد ونتایج به دست آمده با هدف های پیش بینی شده تطبیق بیشتری دارد.

پیش داشته های محیطی : در امر برنامه ریزی علاوه بر اطلاعات مربوط به منابع به اطلاعات دیگری نیز نیازمندیم که همان پیش داشته های برنامه ریزی با عوامل محیطی هستند .این عوامل خارجی هستند که در کنترل سازمان یا موسسه نیستند مثل سطح ثبات سیاسی ، میزان اشتغال در جامعه ، نرخ تورم ، درجه امنیت ، تغییرات تکنولوژی و ... مثلا : برنامه ریزی در سازمان هایی که در کشورهایی که بدون ثبات سیاسی انجام میشود به خاطر ترس از تغییر حکومت معمولا به صورت برنامه های کوتاه مدت می باشد .

مفهوم سیاست : سیاست ها استراتژی کلی برای رسیدن به هدف های سازمان را مشخص می کند و عبارتنداز:

مقرراتی که در چارچوب آنها حدود عملیات و تصمیمات تعیین میگردد.

سیاست ها به 3 دسته سیاست های اساسی ، سیاست های کلی و واحدی تقسیم می شوند که متناسب با سطوح مختلف مدیریت هستند بدون تعیین خط مش امکان تعیین حدود ومشخصات ساخت یک سازمان وجود ندارد و نمی توان سطوح مختلف مسئولیت ها را برای مدیران تعیین کرد.

تعریف سیاست های اساسی : سیاست های اساسی دارای برد زیاد هستند و تمامی سازمان را تحت تاثیر قرار می دهند ومعمولا توسط مدیران سطوح بالا یا بالاترین سطح مدیریت به کار گرفته میشوند.

مثال : دولت بگوید به تمام کارمندان دولت به اعضای یک سال کار یک ماه مرخصی داده شود .

تعریف سیاست های کلی : سیاست های کلی جنبه عمومی دارد. بخش بزرگی از سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد000و توسط مدیران سطوح میانی به کار گرفته می شود .

مثال : آن دسته از کارکنان که موسسه آنها در فصل معینی از سال کار ندارند باید مرخصی خود را درآن فصل بگیرند .

تعریف سیاست واحدی : سیاست های واحدی مربوط به واحد مشخصی از سازمان است و توسط مدیران سطوح پایین به کار گرفته می شود.

مثال : کارمند بیمارستانها در زمان جنگ نمی توانند مرخصی سالانه خود را یک جا تقاضا کنند .

مطالب فوق در مورد سیاست ها نشان می دهد که سیاست ها باید حتی المکان دارای قابلیت انعطاف باشند . هنگام تغییرات قادر به تطبیق خود با هدف ها سازمان باشند واز هماهنگی و وحدت نیز برخوردار گردند .

رویه ها از سیاست ها محدودتراند و جریان عملیات را در مدیریت مشخص ترمی سازند . به عبارت دیگر  رویه ها را می توان گام هایی دانست که از نظر زمانی به ترتیب تقدم برای رسیدن به هدف ها برداشته می شوند بنابراین رویه ها یک طرح یا یک جدول زمانبندی شده برای رسیدن به هدف هاست .

روش ها : چگونگی انجام کار را در هر یک از گام ها تعیین می کنند یا به عبارت دیگر نحوه اجرای برنامه زمانبندی شده را مشخص میکند . مثلا در یک سازمان مقرر میشود در ازای یک سال خدمت به کارمندان یک پایه داده شود . این یک خط و مش است .

اما توالی یا گام ها یا جدول زمانبندی اجرای این خط ومش مثل درخواست پایه از طرف کارمند ارزیابی آن ، تامین اعتبار آن ، صدور ، ابلاغ ، اجرا و . . .اینها همه قدم هایی پی در پی هستند که رویه را تشکیل می دهند.

روش ها نحوه اجرای این رویه ها هستند. مثلا در مورد پرداخت اضافه حقوق مربوط به کارکنان می توان مبلغ را توسط بانک پرداخت کرد یا مستقیما توسط حسابدار سازمان پرداخت شود . به طور کلی برنامه زمانبندی را رویه و نحوه اجرا  را روش می گوییم.

انواع برنامه ریزی :

  1. برنامه ریزی جامع ( استراتژیک )                                   
  2. برنامه ریزی عملیاتی ( اجرایی )
  3. برنامه ریزی تخصصی
  4. برنامه ریزی بر مبنای اهداف
  5.  برنامه ریزی بر مبنای استثنا ء
  6. برنامه ریزی اضطراری
  7. برنامه ریزی مقتضیانه
  8. برنامه ریزی شبکه ای

 

برنامه ریزی استراتژیک : با توجه به امکانات و محدودیت های درونی و بیرونی برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاش های آن برای رسیدن به اهداف و رسالت های بلند مدت  البته باید یادآور شویم که برنامه ریزی استراتژیک قبل از آنکه یک تکنیک و فن باشد یک نحوه  تلقی و باور می باشد که مدیران را به طرز تفکر دراز مدت و آینده نگری و پیش بینی افق های دور ترقیب می کند. در سازمانی که این باور واعتقاد وجود نداشته باشد بستر مناسبی برای رشد برنامه ریزی استراتژیک وجود نخواهد داشت .

خصوصیات برنامه استراتژیک : ( استراتژیک یا جامع )

  1. برنامه ریزی جامع انعکاسی از ارزش ها ی حاکم بر جامعه است . جهان بینی به ، اعتقادات و سنت های جامعه در برنامه ریزی جامع منعکس میشود . مثال : امور فرهنگی
  2. برنامه ریزی جامع  مسائل اساسی  واصلی سازمانها را در نظر میگیرد . ( پرسش هایی از قبیل اینکه برنامه ریزی امروز سازمان چه برنامه ریزی هایی هستند و برنامه ریزی های آینده چه باید باشند )
  3. برنامه ریزی جامع با مطرح ساختن اهداف بلند مدت مدیران را در انجام فعالیت هایشان هم جهت و هماهنگ می سازد.
  4. برنامه ریزی جامع دارای دید دراز مدت است و افق های دورتر را در سازمان مطرح می سازد .
  5. برنامه ریزی جامع در سطوح عالی سازمان شکل میگیرد . زیرا در این سطح است که تقریبا به گونه ایی همه جانبه اطلاعات لازم در مورد امکانات ومنابع سازمان و انتظارات و توقعات از آن متمرکز هستند .
  6. برنامه ریزی جامع فراگیر است و برنامه های عملیاتی سازمان را در بر میگیرد و به آنها جهت می دهد .
  7. برنامه ریزی جامع امکانات و محدودیت های درونی و بیرونی سازمان را مد نظر دارد  و پیش بینی های خود را با توجه به آنها انجام می دهد .
  8. برنامه ریزی جامع عملیات واقدامات سازمان را در دوره های زمانی نسبتاً طولانی هماهنگ می کند و به آن یک پیوستگی و انسجام می بخشد .

 

 

فرآیند برنامه ریزی جامع از مراحل زیر تشکیل شده :

  1. تعیین وتدوین اهداف آینده سازمان
  2. شناخت اهداف و استراتژی های موجود در سازمان
  3. تجزیه وتحلیل شرایط محیطی سازمان
  4. تجزیه وتحلیل منابع وامکانات سازمان
  5. شناخت وضع موجود در سازمان
  6. تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژی
  7. تصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب
  8. اجرای استراتژی جدید
  9. کنترل وارزشیابی استراتژی جدید درعمل

مزایا و محدودیت های برنامه ریزی جامع :

مزایا :

  1. برنامه ریزی جامع در تصمیم گیری نقش راهنما را دارد و کار تجزیه و تحلیل و ارزیابی را ساده می سازد.
  2. برنامه ریزی جامع مخاطرات تصمیم گیری را کاهش می دهد و توفیق اقدامات مبتنی بر استراتژی های مصوب را تضمیین می کند .
  3. برنامه ریزی جامع با نگرش بلند مدت به پیش بینی آینده می پردازد بنابراین اطلاعاتی را در خود دارد بنابراین اقدامات دراز مدت مدیران مفید اند.
  4. برنامه های جامع نقش هماهنگ کننده بین برنامه های عملیاتی سازمان را انجام می دهند واقدامات واحد های مختلف را در یک مسیر جهت می بخشد.

 

 

 

محدودیت ها :

  1. به علت نیاز به هزینه های نسبتاً بالا برای برنامه ریزی جامع اغلب سازمان های کوچک امکان استفاده از آن را پیدا نمی کنند .
  2. این نوع برنامه ریزی احتیاج به زمانی طولانی دارد سازمانها برای برنامه ریزی جامع باید مدت زمان زیادی را وقت صرف کنند و مراحل مختلف این فرآیند را پشت سر بگذارند تا سیستم برنامه ریزی جامع بتواند شروع به کار کند بنابراین طولانی بودن فرآیند برنامه ریزی جامع از نظر بعضی سازمانها محدودیتی برای این نوع برنامه ریزی است .
  3. از نظر تخصصی نیز برنامه ریزی جامع به نیروی انسانی متخصص و دارای شرایط لازم احتیاج داردکه در دسترسی همه سازمان ها نیست .
  4. عدم انعطاف وثبات این نوع برنامه ریزی است . برنامه ریزی جامع از تفکری منطقی و منظم سرچشمه می گیرد و مدیران واعضای سازمان را موظف می کند تا بر اساس موازین از پیش تعیین شده حرکت کنند و پا از چارچوب خاص بیرون نگذارند. رعایت خطوط کلی و مسیرهای معین شده به وسیله برنامه ریزی جامع به قدرت خلاقیت و نوآوری فرد آسیب میرساند ولی به هر حالت در عصر حاضر و باگستردگی عملیات در سازمان های امروز هیچ راهی کارآمد تر از برنامه ریزی جامع برای پیشبرد اهداف سازمانی وجود ندارد وباید کوشید تا با فایق آمدن بر نقاط ضعف این برنامه ریزی حداکثر استفاده از آن به عمل آید .

برنامه ریزی عملیاتی ، تاکتیکی ، فنی یا اجرایی ( دکتر الوانی ) عبارت است از :

پیش بینی عملیات برای رسیدن به هدف های معین با توجه به امکانات و محدودیت ها و خطوط کلی ترسیم شده در برنامه ریزی جامع  به عبارت دیگر برنامه های اجرایی برای به اجرا درآوردن تصمیمات راه بردی طرح می شوند .

برنامه های اجرایی عبارت اند از :  تصمیمات کوتاه مدت که برای بهترین استفاده از منابع موجود با توجه به تحولات محیط اتخاذ می گردند .( دکتر سید جوادین )

 

 

مراحل برنامه ریزی عملیاتی :

  1. تدوین برنامه های کوتاه مدت مثل تنظیم بودجه و زمان بندی
  2. تعیین معیار های کمی وکیفی برای سنجش عملکرد و ارزیابی هزینه های اجرای عملیات .
  3. ارزیابی برنامه ها و تعیین موارد انحراف عملکرد از آنها
  4. تجدید نظر در برنامه ها و تهیه برنامه های جدید

تفاوت برنامه ریزی جامع و برنامه ریزی عملیاتی :

  1. برنامه های جامع چارچوبی به دست می دهد که عملیات و برنامه های حزبی سازمان را شکل می دهد و به آن جهت می بخشد .
  2.  برنامه ریزی جامع با خصوصیت فراگیر بودنش برنامه های حذبی سازمان را در بر میگیرد و آنها را هماهنگ می سازد .
  3. اصولا برنامه ریزی عملیاتی در سطوح میانی وپایین سازمان انجام می شود در حالی که برنامه ریزی جامع در سطوح عالی انجام می گیرد .
  4. تاکید برنامه ریزی عملیاتی بر کارایی و بازدهی است در حال که برنامه ریزی جامع به اثر بخشی نظر دارد.( در اثر بخشی منظور تعین هدف های اصلی واساسی و دستیابی به آنهاست اما در کارایی منظور آن است که به هدف های تعیین شده با حداکثر بازدهی برسیم. ) در برنامه ریزی جامع با هدف اثر بخشی می کوشیم تا کارهای درست را انجام دهیم  ( هدف های صحیح را انتخاب کنیم ) در حالی که در برنامه ریزی عملیاتی با کارایی تلاش در این است که کارها به درستی انجام پذیرد .
  5. در برنامه ریزی عملیاتی بیشتر بر منافع فعلی سازمان تاکید می شود در برنامه ریزی جامع توجه بیشتر بر منافع آتی می شود .
  6. در برنامه ریزی عملیاتی ساختار سازمانی و شرایط محیطی با ثباتی نسبی در نظر گرفته می شود.
  7. در برنامه ریزی عملیاتی روش های کار اغلب تجربه شده و متکی به دست آورد های گذشته است در حالی که در برنامه ریزی جامع روشهای نو وتجربه نشده نیز پا به عرصه می نهند .
  8. برنامه ریزی عملیاتی در مقایسه با برنامه ریزی جامع خطرات کمتری را همراه دارد .

 البته باید در نظر داشته باشیم که جدا ساختن این دو نوع برنامه ریزی از یکدیگر  ومرز بندی دقیق بین آن عملاً امکان پذیر نیست زیرا آنچه در برنامه ریزی جامع به عنوان هدف و خطوط کلی تعیین می شود در برنامه ریزی عملیاتی اجرا می شود و این دو نوع برنامه ریزی در عمل با یکدیگر پیوسته و جدایی ناپذیرند .

برنامه ریزی تخصصی :

 گاهی با توجه به ماهیت تخصصی برخی وظایف مدیریت برای انجام آنها برنامه ریزی می شود.مثلا الف : برنامه ریزی و کنترل تولید ب : برنامه ریزی نیروی انسانی ج :برنامه ریزی مالی و تنظیم بودجه .

برنامه ریزی بر مبنای اهداف :

 در این نوع برنامه ریزی مهمترین مسائل سازمان تعریف می شود وسپس با مشارکت کارکنان برای هر واحد یا قسمتی از یک واحد و نهایتا برای هر فرد شاغل هدف گذاری منظمی انجام میگیرد.

 برنامه ریزی بر مبنای اهداف برای ترکیب اهداف فردی وسازمانی به کار می رود و عقیده دارد که مشارکت همزمان رئیس و مرئوس در تبدیل اهداف کلی به اهداف فردی تاثیر مثبتی بر عملکرد کارکنان دارد و تدوین پذیرش دوطرفه اهداف تعهد قوی تری را در کارکنان ایجاد می کند تا اینکه سرپرست یا مدیر یک جانبه هدف گذاری کرده و آنها را به زیر دستان تحمیل می کند .

مراحل برنامه ریزی بر اساس هدف عبارت است از :

  1. تعیین رسالت و ماموریت
  2. تعیین نتایج مورد انتظار
  3. تعریف شاخص های ارزیابی
  4. تعریف هدف های عملیاتی
  5. تنظیم برنامه های عملیاتی
  6. کنترل و نظارت

 

 

برنامه ریزی بر مبنای استثناء :

عبارت است از تعین هدف ، تخصیص منابع  وشاخص های عملیاتی و واگذاری امور به ابتکار عمل به مسئولان واحد ها مدیریت سازمان تنها هنگامی که انحرافات عملکرد واحدی از برنامه های پیش بینی شده از حد معینی تجاوز کند در امور آن واحد دخالت خواهد کرد .

ابزارهای اساسی و متداول دراین روش عبارتند از: بودجه وهزینه های استاندارد حسابداری مدیریتی یا حسابداری مراکز مسئولیت ( حسابداری ، هزینه درآمد وسرمایگذاری )

برنامه ریزی اضطراری :

عبارت است از پیش بینی و معین ساختن عکس العمل ها و پاسخ مناسب به حوادث یا شرایط جدیدی که در اوضاع و احوال سازمان ممکن است اتفاق بیافتد .

برنامه ریزی مقتضیانه :

در این نوع برنامه ریزی گزینه های گوناگون قابل اجرا شناسایی می شوند و در صورتی که اعتبار برنامه اصلی به دلیل تغییرات محیطی بیش از حد کاهش یابد یکی از آن گزینه ها قابل اجرا خواهند بود این برنامه ریزی مبتنی بر اندیشیدن و پیش بینی قبل از عمل است. ولی هرچه محیط برنامه ریزی نا مطمئن تر باشد احتمال نا مناسب بودن فرضیه های اولیه با پیش بینی ها افزایش می یابد در چنین محیط هایی به طور مستمر مسائل و رخداد های غیر منتظرانه رخ می دهند و در نتیجه تغییر در برنامه ریزی را ضروری می سازد.

بنابراین بهتر است همواره در موقع برنامه ریزی ها پیش بینی شود که اگر کارها آنگونه که انتظار داریم پیش نرفت چه تغییراتی در برنامه ها ایجاد کنیم یا کدام برنامه ها را جایگزین کنیم تا مدیر با مشکل مواجه نشود.

جدول کارنما

       هفته

فعالیت

1/10/90

7/10/90

14/10/90

21/10/90

29/10/90

6/11/9

9/11/90

فعالیت الف

 

 

 

 

 

 

 

فعالیت  ب

 

 

 

 

 

 

 

فعالیت ج

 

 

 

 

 

 

 

تکنیک های برنامه ریزی :

برای برنامه ریزی اجرایی تکنیک های مختلفی ارائه شده یکی از ساده ترین این تکنیک ها جدول کارنما است که ضمن سادگی وسهولت استفاده در کار برنامه ریزی بسیار مفید است .

 این جدول فعالیت ها ارتباط و زمان اجرای آن را نشان می دهد. برای استفاده از جدول مذکور ابتدا با توجه به نوع فعالیت ها و زمان مصروفه برای آنها واحدی را برای زمان تعیین می کنیم .

مثلا واحد زمانی را روز ، هفته یا ماه درنظرمی گیریم و هر فعالیت را در ردیف های جدول درج و زمان آن را با هاشور مشخص می کنیم . مزیت اصلی جدول کارنما تعیین ونشان دادن فعالیت های متوالی و متقارن است و نحوه احتساب زمان آنهاست در صورتی که دو فعالیت با هم بتواند انجام شوند (متقارن باشند) زمان آنها کلاً یا بعضاً برهم منطبق خواهد شد و در صورتی که انجام یکی مستلزم به انجام دیگری باشد. متوالی باشند، تقارن زمانی وجود نخواهد داشت  و زمان هر فعالیت به طور مجزاء و مستقل به حساب می آید . بدین ترتیب جدول کارنما زمان واقعی انجام برنامه را نشان می دهد و توالی وتقارن فعالیت ها را مشخص می سازد.

به عنوان مثال اگر برنامه ها سه فعالت الف ، ب  و ج باشد که به ترتیب دو ، سه و پنج هفته به طول انجامد.زمان کل برنامه ظاهرا 10 هفته می شود .اما این پیش بینی در صورتی صحیح است که هر فعالیت متوالی باشند در حالی که اگر فعالیت ب وج متقارن باشند با استفاده از جدول کارنما مشاهده می شود که زمان کل برنامه هفت هفته خواهد بود .

مدل های شبکه ای برنامه ریزی :

امروزه اغلب برنامه ریزی های اجرایی با استفاده از مدل شبکه ای صورت می گیرد . روش های شبکه ای بر پایه دو روش pert و cpm می باشد که شباهت زیادی با هم دارند واستوار است .

فن بازنگری و ارزشیابی برنامه Program evaluation and rivew  technique                                             

Pert :

به معنی فن بازنگری وارزشیابی برنامه : این فن در سال 1958 برای هماهنگی کار چندین موسسه طرف قرارداد برای ساخت موشک پولاریس و برای استفاده زیر دریایی های آمریکا این فن ابداء شد.

شبکه pert نمودار گردش کاری است که توالی فعالیت های مورد نیاز برای تکمیل یک پروژه و زمان و یا هزینه های مربوط به هر فعالیت را نشان می دهد .

شبکه pert  سه عنصر اساسی دارد :

  1. رویداد
  2. فعالیت
  3. برآورد زمانی

1

3

2

                                                                              B                                       A

                                                                              6                                       8    

اولین عنصر رویداد : رویداد نشانگر آغاز وانجام یک فعالیت است ، رویداد محتاج هزینه وزمان نیست و در شبکه به صورت دایره نشان داده می شود که با یک عدد از اعداد هم داخل آن مشخص می شود.( کد گذاری )

دومین عنصر فعالیت : فعالیت ها اجزاء اصلی متشکله یک برنامه یا پروژه هستند این اجزاء از یک زمان مشخص شروع می شود و در زمان معین خاتمه می یابد و انجام آنها به صرف هزینه و زمان نیاز دارد . فعالیت ها در مدل های شبکه به صورت فلش یا بردار ثبت می شود و معمولا مشخصات فعالیت در بخش بالای فلش و زمان انجام آن در بخش پایین فلش درج می شود . جهت پیکان جهت انجام فعالیت ها را نشان می دهد و طول آن هیچگونه رابطه ایی با زمان انجام فعالیت ندارد.

رویداد 1 : آغاز فعالیت A

رویداد 2 : پایان فعالیت A  وآغاز فعالیت B

رویداد 3 : پایان فعالیت B

نکته : برای ترسیم شبکه باید موارد زیر رعایت شود.

  1. هر فعالیت درشبکه با 1 رویداد و به 1 رویداد ختم می شود بنابراین شبکه به عنوان یک مجموعه ای از فعالیت ها دارای 1 رویداد آغاز پروژه و 1رویداد انجام پروژه است ضمن آن که هر فعالیت آغاز و انجام مشخصی دارد .
  2. شماره ها نباید تکرارشود  .
  3. قبل از شروع یک فعالیت تمامی فعالیت ها پیش از آن باید تمام شده باشد و بین دو رویداد فقط باید یک فعالیت قرار گیرد .
  4. فعالیت ها باید طوری قرار گیرند که حلقه ایجاد نشود .
  5. فعالیت ها نباید یکدیگر را قطع بکنند .

عنصر سوم برآورد زمانی : زمان به 3 صورت محاسبه می شود .

  1.  زمان حداقل ( خوش بینانه )
  2. زمان محتمل
  3. زمان حداکثر (بد بینانه )

زمان حداقل : فرض بر این است که شرایط بسیار مناسب است و زمان را بدون در نظر گرفتن مشکلات در نظر می گیرند چنین حالتی فقط یک درصد احتمال دارد .

زمان محتمل: در این زمان حوادث احتمالی پیش بینی می شود و برای حوادث غیر قابل پیش بینی نیز زمان لازم در نظر گرفته می شود این بر آورد زمانی منطقی به نظر می رسد .

نصب قطعات شاسی 5

تولید قطعات شاسی 3

زمان حداکثر : فرض بر این است که وضعیت بسیار نامناسب است و هر فعالیت با مشکل مواجه می شود احتمال وقوع این وضعیت نیز یک درصد می باشد .

قبول سفارشات 1

                                                                         D

طراحی یا تکمیل طرح ها2

حمل قطعات موتور 7

                                              F                        4-6-9                         B                          A           

تحویل 8

             G                               10                                                   6-4-3                     6-3-2 

نصب قطعات موتور 6

تولید قطعات موتور 4

               12                          H                             E                       C

 

                                           11                         8-7-6                           6-4-3

 

CPM روش مسیر بحرانی :

در واقع مسیری که به حداکثر زمان نیاز دارد تا از اولین رویداد به هدف برسد این مسیر ، مسیر بحرانی نامیده می شود .

بنابراین مسیر بحرانی مسیری است که چنانچه تاخیری در تکمیل هر یک از رویدادهای آن اتفاق بیافتد باعث تاخیر در رسیدن به هدف خواهد شد به همین دلیل بحرانی نامیده می شود .

                                                                                                      To + 4tm + tp             

                                                                                                                                       Te =

                                                                                                                  6

مهمترین عوامل موفقیت دربرنامه های مدیریت فرهنگی عبارتند از :

  1. مشارکت عمومی
  2. برخورداری از بینش های فلسفی و علمی
  3. تفکر آرمانی منطبق با واقع گرایی
  4. تناسب میان هدف و وسیله
  5. انتخاب الگوی خاص فرهنگی
  6. آشنایی با مراحل برنامه ریزی فرهنگی

مشارکت عمومی :

موفقیت مدیریت فرهنگی در گرو آن است که بتواند برنامه فرهنگی ارائه دهد که مشارکت وپشتیبانی سیاست مداران سازمانها و کارکنان بخش دولتی موسسات عمومی و سازمانهای بخش خصوصی ، اجتماع و شهروندان را در آن جلب نماید. برنامه فرهنگی ملی در اساس یک فرآیند سیاسی است.

برای تحقق اهداف فرهنگی باید میان رهبران سیاسی وبرنامه ریزان پیوسته تبادل نظر صورت گیرد . کارکنان چه کارشناسانی که برنامه را تهیه می کنند و چه کارمندانی که آن را اجرا می کنند در صورتی که برای اجرای آن مشتاق نباشند و یا تجربه کافی نداشته باشند برنامه را با شکست مواجه می کنند .

پس موفقیت برنامه در گرو پشتیبانی و مشارکت بخش خصوصی نیز هست بنابراین برنامه ریزان باید هر چند وقت یک بار با گروه های مختلف بخش خصوصی ارتباط برقرار کنند و درباره جنبه هایی از برنامه که ممکن است بر منافع آنها اثر بگذارد رایزنی کنند .

مشارکت شهروندان عادی در فرآیند برنامه ریزی ، برنامه را برای آنها معنی دار کرده و تهیه واجرای برنامه را آسان می سازد به ویژه نقش اجتماعات محلی را نبایستی دست کم گرفته و به آن بی توجه بود .

برخورداری از بینش های  فلسفی و علمی :

مدیران فرهنگی هم به بینش فلسفی و هم به شناخت علمی می بایست مجهز باشند ، شناخت علمی انسان و طبیعت و شناخت فلسفی انسان وطبیعت هردو مقدمه عملی هستند ولی به دو صورت مختلف :

الف ) دید علمی به انسان قدرت وتوانایی تصرف وتغییررا در جامعه می دهد و اورا بر طبیعت مسلط می بخشد تا آن را در جهت میل وآرزوی خود استخدام کند .

ب ) تفکر فلسفی به این صورت مقدمه عملی و موثردر عمل است که جهت عمل و راه انتخاب زندگی انسان را مشخص می سازد  تفکر فلسفی در طرز برخورد و عکس العمل انسان در برابر جهان موثر است ، موضع انسان را در برابر جهان معین می کند به انسان ایده می دهد ، به حیاط او معنی می دهد ،  یااو را به پوچی می کشاند بنابراین نگرش فلسفی به فرهنگ ما در تعیین اهداف و ارزشها یاری می کند اما امکان تصرف و تغییر را به ما نمی دهد یعنی به ما شناختی از پدیده اعطا نمی کند که بر اساس آن بتوانیم به شناخت جزیی و مشخص از فرهنگ دست یافته و عوامل موثر در آن را شناخته و مقدار تاثیر هر کدام را برآورد نماییم .

چنین شناختی از طریق دید علمی به پدیده ها حاصل می گردد از این رو انسان شناسی فلسفی با همه ظرورت واهمیتی که دارد نمی تواند جایگزین دید علمی در طراحی خط ومش های عملی گردد .

تفکر آرمانی :

برنامه ریزی های بلند مدت فرهنگی و اجتماعی معمولا توام با نوعی خیال پردازی و رویا گرایی نه فقط کاری بیهوده است بلکه مضر وزیان بخش نیز هست . اما حقیقت این است که طرح نقشه جامعه آرمانی نه مضر است و نه بیهوده به شرط اینکه دارای سه ویژگی باشد :

  1. کاملا واقع بینانه باشد و حقایق روانشناختی و جامعه شناختی و زیست شناختی رابه هیچ وجه از نظر دور ندارد و فراموش نکند .
  2. همراه با ارائه روش باشد یعنی فقط وضعیت آرمانی را تصور نکند بلکه راه و روش رسیدن به آن را نیز نشان دهد .
  3. اهدافی را اعم از هدف اصلی و فرعی وهدف های واسط برای وضعیت آرمانی تعیین کند که دارای مراتب باشند تا سهل الوصول تر بودن پاره ای از مراتب آنها شور وخواست واراده مردم را برانگیزد وآنان را به مبارزات اجتماعی و تغییر اوضاع و احوال موجود راغب گرداند .

تناسب میان هدف و وسیله :  

در یک نظام ارزشی نه تنها هدف ها ارزشی هستند بلکه انتخاب وسیله ها نیز ارزش است ، هدف و وسیله را نمی توان جدا از هم ارزیابی کرد روش پذیرفته شده در یک برنامه خود جزیی از ارزشهای حاکم بر آن برنامه است بنابراین نباید میان مجموع اهداف و روش های تامین آنها تناقض وجود داشته باشد از این رو سیاستهای فرهنگی را می توان از نظر هماهنگی روش ها و هدف ها مورد نقد و سنجش قرار داد .

انتخاب الگوی خاص فرهنگی :  

در مباحث جدید مربوط به برنامه ریزی الگوها به منزله بهترین ابزار تحلیل و پیش بینی تحول پدیده ها و نیز وسیله عمل بر روی آنها از طریق برنامه ها و سیاستها تلقی می شود .

آشنایی با مراحل برنامه ریزی فرهنگی :

در یک تقسیم بندی برنامه ریزی فرهنگی به دو نوع برنامه ریزی فرهنگی گسسته و پیوسته اشاره کرد .

برنامه ریزی فرهنگی گسسته :  به نوعی خاص از برنامه ریزی فرهنگی اتلاق می شود که برنامه ریزان در هر هر حوزه به صورت مستقل و جداگانه اقدام به برنامه ریزی می کنند بنابراین میان بخش های مختلف آن ارتباط وهمبستگی به چشم نمی خورد.

برنامه ریزی فرهنگی پیوسته : در این نوع برنامه ریزی ، برنامه ریزان با مد نظر قرار دادن الگوی کلی مبادرت به برنامه ریزی می کند . برنامه ریزی فرهنگی به ویژه در مقیاس میان مدت و بلند مدت مستلزم مراحلی اساسی است .

  1. مرحله اول  تجزیه و تحلیل گذشته : هدف اصلی از این کار تشخیص نیروها و عواملی است که بر عملکرهای فرهنگی جامعه موثر هستند. با تشخیص عوامل موثر به عملکردهای گذشته می توان نحوه اثر گذاری بر پدیده ها را درآینده مشخص کرد و قانون مندی های تغییر و همبستگی میان متغیرها را کشف کرد .
  2. مرحله دوم دست یابی به قانون مندی ها و همبستگی میان متغییرها و تخمین روابط میان آنها : برنامه ریزی به مفهوم دقیق آن در واقع بدون نظریه امکان پذیر نیست .سیاست ها ، خط ومش ها در واقع شکل دستوری شده ی نظریه ها هستند . نظریه راه را برای برنامه ریزی طراحی و پیش بینی هموار می کند .
  3. مرحله سوم گزینش هدف های آرمانی ، هدف های کلی ، و هدف های کمی : یکی از حساس ترین مراحل برنامه ریزی مرحله ایی است که پس از تحلیل روند های گذشته و تشخیص همبستگی ها و قانون مندی های موجود در روابط میان عوامل فرهنگی و درک موقعیت و وضعیت فعلی فرهنگ آرمانها و هدف های قابل دست یابی در افق زمانی آینده مشخص می گردد. دراین مرحله کارشناسان و پژوهشگران با استفاده از اطلاعات آمارها ، نظرسنجی وبا کمک علوم مختلف و با استناد به منابع معتبری چون قانون اساسی به برآورد وارزیابی خواسته ها ونیازهای مردم و جامعه می پردازد و با قراردادن حاصل این ارزیابی ها در چارچوب محدودیت ها امکانات و منابع و محدودیت ها و الزامات جهانی و بین المللی هدف های مشخصی برای بلند مدت ( هدف های نهایی یا آرمانی ) برای میان مدت ( هدف های کلی )  کلی تعیین کرده و سپس با استفاده از الگوهای برنامه ریزی هدف ها برنامه را به صورت کمی مشخص می کند .
  4. مرحله چهارم تعیین راهبردها و سیاست های برنامه : واضح است که رسیدن به هدف ها از هرطریق ممکن مطلوب ومورد نظر نیست . راهبردهای برنامه است که راه وروشها را برای رسیدن به هدفها تعیین می نماید . سیاستهای برنامه مجموعه تدابیری است که به صورت انگیزه ها تصحیلات ویا محدودیت ها و باز دارنده ها فعالان وکارگذاران مختلف فرهنگی را به صورتی مشخص تر و عملی تر از راهبرد به انجام اموری که از اولویت های برنامه هستند وادار می کند یا از انجام اموری که در اولویت قرار ندارند منع می نماید .
  5. مرحله پنجم نظارت بر اجرای برنامه و ارزشیابی عملکردها : برنامه ریزی تلاشی زمان بر و پر هزینه است بنابراین پس از شروع و اجرای آن بایستی به طور دائم نحوه اجرا ونتایج حاصله از آن مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد .
  6. مرحله ششم تعیین روشهای برنامه ریزی :در برنامه های گوناگون از سه روش بهره گیری می شود .

الف ) روش آگاهی : که بر این فرض استوار است که با اطلاعاتی که برنامه در اختیار همگان قرار می دهد به سود تصمیم گیرندگان انفرادی است که در جهت تحقیق برنامه گام بر می دارند .

ب ) روش ارشادی : که در آن دولت با به کارگیری ابزارهای غیر مستقیم عوامل موثر اجتماعی را وادار به حرکت در جهت تحقق برنامه می کند .

ج ) روش دستوری مرکزی : که در آن دولت با استفاده از ابزارهای مستقیم عوامل اجتماعی را مکلف بر اجرای برنامه می کند .

د ) تحلیل هزینه _ منفعت .                                           

 

تعریف کنترل و نظارت:

کنترل و نظارت عبارت است از ارزیابی تصمیم گیری ها و برنامه ها از زمان اجرای آنها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدف های برنامه و اصلاح انحرافات احتمالی به وجود آمده .

مراحل کنترل :

  1. تعیین شاخص و معیارها برای اندازه گیری متناسب با هدف های برنامه و پیش بینی نتایج برنامه.
  2. تهیه و تنظیم اطلاعات مربوط به عملیات انجام یافته و در حال انجام .
  3. مقایسه اطلاعات به دست آمده و تنظیم یافته با معیارها ونتایج پیش بینی شده .
  4. تصمیم گیری واقدامات اصلاحی در عملیات روش ها با برنامه ها در صورتی که دارای نقایص بوده یا از هدف ها انحراف پیدا کرده باشند .

 


 
 
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٠ : توسط : گروه پنج اندیش

 

بسمه تعالی

سوالات درس فعالیت های فرهنگی – استاد ارجمند سرکار خانم سخی

1- رابطه فرهنگ و علوم اجتماعی را بیان کنید ؟

مفهوم فرهنگ جزء جدایی ناپذیر تفکر در علوم اجتماعی است . می توان گفت که برای تفکر درباره وحدت همراه با تنوع بشریت ، به صورتی متفاوت با زیست شناسی ، این مفهوم مورد نیاز علوم اجتماعی است . به نظر می رسد که این مفهوم رضایت بخش ترین پاسخ را در برابر پرسشی که درباره تفاوت موجود میان ملت ها مطرح است ارائه می کند . انسان اساساً موجودی فرهنگی است . فرایند دراز مدت انسان شدن که حدود 15 میلیون سال پیش از آغاز شده است اساساً عبارت بود از گذر انطباقی ژنتیکی با محیط طبیعی به انطباقی فرهنگی می باشد . پس روی شگفت انگیزی در غرایز صورت گرفت و غرایز اندک اندک جای خود را به فرهنگ ، یعنی به این انطباق ابداع و کنترل شده به دست انسان ، داد که از  انطباق ژنتیکی بسیار کارآمد تر می نمود . چه ، بسیار انعطاف پذیر تر و با سهولت و سرعت زیاد قابل انتقال بود نه تنها فرهنگ این امکان را به انسان می دهد که خود را با محیط خویش منطبق سازد بلکه این توانایی را نیز به او می بخشد که محیط را با خود نیاز ها و برنامه ها خود انطباق دهد به بیانی دیگر ، فرهنگ تغییر شکل طبیعت را امکان پذیر می سازد .طبیعت در نزد انسان ، کاملاً بوسیله فرهنگ تفسیر می شود . تقسیم جنسی نقش ها و وظایف در جوامع انسانی ، اساساً از فرهنگ ان جوامع بر می خیزد به همین دلیل است که جامعه ای با جامعه ای دیگر متفاوت است .

2- فرهنگ پذیری چیست و تلاقی فرهنگ ها در چه جوامعی صورت می گیرد ؟

فرهنگ پذیری ، نه به عنوان پدیده ای تصادفی با پیامد های ویرانگر ، بلکه بعنوان صورتهایی عادی از تحول فرهنگ هرجامعه ظاهر می گردد . تلاقی فرهنگها ، تنها میان جوامع کلی صورت نمی گیرد بلکه میان گروههای اجتماعی متعلق به جامعه ترکیبی نیز رخ می دهد . از آنجاییکه این گروهها در میان خود مرتبه بندی شده اند ملاحظه می شود که مرتبه بندی های اجتماعی ، مرتبه بندیهای فرهنگی را در پی دارند . 

3- پیدایش اجتماعی واژه و اندیشه فرهنگ چگونه بوده است ؟

واژه ها دارای تاریخ اند تا حدودی نیز ، تاریخ سازند . اگر این امر برای همه واژه ها درست باشد در مورد واژه "فرهنگ"به گونه ای خاص قابل اثبات است . "وزن واژه ها "، برای آنکه تعبیری رسانه ای را به کار ببریم ، به سبب ارتباط آنها با تاریخ ، سنگین است تاریخی که واژه ها را ساخته است و تاریخی که واژه ها به بنای آن کمک می کنند ابداع مفهوم فرهنگ به خودی خود آشکار کننده جنبه ای از فرهنگ است که در آن این ابداع توانسته است صورت گیرد .

4- نظریه تایلور در خصوص تصور عام گرایانه فرهنگ چیست ؟

نخستین تعریف مردم شناختی فرهنگ یا تمدن ، در گسترده ترین معنای مردم شناختی خود ، آن کل پیچیده ای است که شناختها ، باورها ، هنر ، اخلاق حقوق ، آداب و رسوم ودیگر توانییها یا عاداتی را که بوسیله ، بعنوان عضو جامعه کسب می گردد ، شامل می شود یا به عبارت دیگر در نظر تایلور ، فرهنگ تعبیری از کل زندگی اجتماعی انسان است . ویژگی فرهنگ ، در ابعاد جمعی عام است و سرانجام آنکه ، فرهنگ اکتسابی است و با میراث زیست شناختی انسان پیوندی ندارد . با این حال ، گرچه فرهنگ اکتسابی است ، اما ریشه و طبیعت آن ، در بخش وسیع ، حالتی ناخود آگاه دارد .

5 – نظریه بواس در مورد تصور خاص گرایانه از فرهنگ را بیان کنید ؟

اگر تایلور( ابداع کننده ) مفهوم علمی فرهنگ است ، بواس نخستین مردم شناسی است که از طریق مشاهده مستقیم و دراز مدت در  فرهنگ های ابتدایی به بررسی های میدانی دست زد . از این جهت ، او بنیانگذار مردم نگاری است . به نظر او مفهوم به ظاهر علمی نژاد انسانی که همچون مجموعه ای پایدار از ویژگیهای یک گروه انسانی تصور می شود ، از بوته آزمایش درست بیرون نمی آید "نژاد های ادعایی" ، استوار و ثابت نیستند و ویژگی های نژادی پایدار
و تغییر ناپذیر وجود ندارد . ازسوی دیگر ، بواس به نشان دادن پوچی عقیده وجود ارتباط میان ویژگی های جسمانی خصوصیات روانی نیز که در مفهوم
" نژاد "نهفته بود و در عصر او رواج داشت ، علاقه مند بود . او به طور کلی ، هر نظریه ای را که مدعی بود می تواند همه چیز را توضیح دهد ، کنار
می گذاشت .  

6 – واژه قوم مداری توسط چه کسی ابداع شده درباره آن توضیح دهید ؟

واژه قوم مداری بوسیله جامعه شناس آمریکایی ویلیام ج . سامر ابداع شده است .  قوم مداری واژه ای است فنی برای نحوه ای از نگرش که بر اساس آن گروه خاص ما ، مرکز همه چیز است و دیگر گروهها در مقایسه با گروهها ، اندازه گیری و ارزشیابی می شوند ... هرگروه غرور و خودخواهی خاص خود را افزایش می دهد ، به برتری خود می بالد . قوم مداری می تواند شکل های افراطی از نا بردباری فرهنگی ، مذهبی و حتی سیاسی به خود بگیرد . همچنین قوم مداری می تواند صورت هایی ظریف و علایقی پیدا کند .

7 – اندیشه فرهنگ نزد بنیانگذاران مردم شناسی فرانسه چگونه بود ؟

در فرانسه بود که جامعه شناسی ، همچون رشته ای علمی پا به عرصه هستی می گذارد . ولی این تقدم ،بر خلاف انتظار تاخیر را در پایه گذاری مردم شناسی فرانسه باعث می گردد . واژه فرهنگ در زیر قلم پژوهشگران فرانسوی معمولاً به معنایی سنتی که در حوزه تفکر ملی داشت ، وابسته می ماند . در آن هنگام واژه تنهابه قلمرو اندیشه مربوط می شود و. فقط در یک معنا گزینشی محدود و فردگرایانه به کار می رفت .  در مراحل نخست شکل گیری مردم شناسی فرانسه ، آنچه به چشم می خورد ، غیبت مفهوم فرهنگ است . پدید آمدن مفهوم فرهنگ در فرانسه بسیار تدریجی است و حتی در ادبیات مردم شناختی نیز ، "تمدن" مقاومتی بیش از اندازه از خود نشان می دهد .

8 – نظریه دورکیم در رویکرد وحدت گرا به امور فرهنگی چیست ؟

دورکیم بیش از آنکه مردم شناس باشد ، جامعه شناس است ، بیشتر نوعی جامعه شناسی با جهت گیری مردم شناختی را توسعه داد . در واقع انگیزه او
 پی بردن به امور اجتماعی در همه ابعاد و جنبه ها ، ازجمله بعد فرهنگی و در همه انواع جوامع بود .  دروکیم ، گرچه برخی جنبه های نظری تحول گرا را
می پذیرفت ، اما با این حال او از دیدگاههای بسیار تقلیل گرایانه این نظریه ، به ویژه از این دیدگاه برای تحول طرحی تک خطی وجود دارد که برای همه جوامع مشترک است فاصله گرفت .

9 – نظریه مارسل موس درباره تمدن ها چیست ؟

دولت مردان ، فیلسوفان ، عامه مردم و بیش از همه ، نویسندگان سیاسی – اجتماعی از تمدن گفتگو می کنند . در دوران ملی گرایی ، تمدن همیشه فرهنگ آنان است . فرهنگ ملت آنان ، زیرا آنان معمولاً از تمدن دیگران بی خبرند . در دوران عقل گرایی و معمولاً عام گرایی و جهان وطنی ... ، تمدن وضعیتی آرمانی و درعین حال واقعی ، عقلایی و درعین حال طبیعی ، علی و در عین حال غایی را تشکیل می دهد که در پی پیشرفتی انکار ناپذیر و قطعی اندک اندک پدید خواهد آمد .

10 – نگرش تفاضلی لوی برول را توضیح دهید ؟

همه کوشش لوی برول عبارت بود از مردود شمردن نظریه تحول گرایانه تک خطی و دیدگاه پیشرفت ذهنی . او به طور کلی با تصور وجود "مردم ابتدایی" مخالفت می کرد هرچند خود تحت تاثیر محیط علمی عصر خویش ، این واژه را فراوان به کار می برد . به عقیده او اعضای جوامع دارای فرهنگ شفاهی ، "کودکانی بزرگ"نیستند که پرسشهایی از همان گونه برایشان مطرح باشد که برای" متمدنان" مطرح است . آنان تنها افرادی واقعاً بالغ هستند که به این پرسشها پاسخ هایی ساده اندیشانه و کودکانه می دهند .

11 – دستاوردها و کاربردهای اجتماعی مفهوم فرهنگ در عصر حاضر کدامند ؟

فرهنگ به تازگی در معناهایی به کار گرفته شده که پیش از این رایج نبوده ، امروزه این واژه به فراوانی در زبان سیاسی به کار گرفته می شود بدین ترتیب از "فرهنگ حکومت" یاد می شود که "فرهنگ جناحهای مخالف" را با آن مقایسه می کنند . زبان دینی نیز از آنچه که همچون یک پدیده زبان شناختی خاص عصر حاضر به نظر می رسد ، برکنار نیست .

 

 

12 – مفهوم فرهنگ بنگاه چگونه مطرح شد ؟

مفهوم فرهنگ بنگاه از ابداعات علوم اجتماعی نیست این مفهوم ، از محیط بنگاههای تجاری برخواسته است و به سرعت با اقبالی گسترده روبرو شده است باور براین بود که مضمون فرهنگ بنگاه باید امکان دهد که بر اهمیت عامل انسانی در تولید ، تاکید شود . دور از ذهن نیست که مضمون فرهنگ بنگاه ، در زمان یک بحران اقتصادی مطرح شده باشد . به نظر مدیران فرهنگ بنگاه به کارکنان وابسته نیست ، بلکه بیش از آنان وجود دارد و خود را به نوعی به آنان تحمیل می کند . بنابراین نپیوستن به فرهنگ بنگاه ، به نوعی بیرون راندن خود از سازمان است .

13 – فرهنگ مهاجران به چه معنا ست ؟

در دهه 70 ، در فرانسه عبارت "فرهنگ مهاجران" ابداع شد که به سرعت بازتابی به کفایت گسترده پیدا کرد تا زمانی که مهاجرت امری گذرا تصور می شد چون با کمبود نیروی کار در ارتباط بود ، مهاجران اساساً با عنوان کارگران توصیف می شدند . با توقف رسمی مهاجرت در سال 1974 حالت دایمی بودن مهاجرت آشکار شدن ، زیرا مهاجران با وجود بحران اشتغال که به آنان آسیب می رساند ، به وطن خویش باز نمی گشتند و وضع قانونی که "به هم پیوست اعضا خانواده ها" را مجاز می دانستند ، به این حرکت دامن زد از آن هنگام دیگر نمی توان مهاجران را تنها به عنوان یک نیروی کار مکمل در نظر گرفت . از لحظه ای که آنان با خانواده های خود در کشور میزبان تثبیت می شدند به حساب آوردن همه ابعاد زندگی آنان ضروری است .

14 – درباره کاربرد مناسب نسبی گرایی فرهنگی و قومی گرایی توضیح دهید ؟

در واقع سه برداشت متفاوت از نسبی گرایی فرهنگی وجود دارد که ممکن است با یکدیگر اشتباه شوند و این وضع پدید آمدن نوعی ابهام را سبب می شود : نسبی گرایی فرهنگی بیش از هر چیزنظریه ای را نشان می دهد که بر اساس آن  فرهنگهای مختلف موجودیت هایی جدا از یکدیگر را تشکیل می دهند ،
با مرزهایی به راحتی قابل شناسایی و بنابراین موجودیت هایی به وضوح متمایز از یکدیگر ، غیر قابل مقایسه و غیر قابل سنجش با یکدیگر . البته این برداشت ها بررسی نمی شوند و در صورت بررسی اعتبار خود را از دست خواهد داد  . نسبی گرایی فرهنگی از این پس غالباً همچون اصلی در قومی در نظر گرفته می شود که بی طرفی در برابر تفاوتهای فرهنگی را توصیه می کند . در این حال آنچه مورد نظر است تایید ارزش ذاتی هر فرهنگ است . به موجب این اصل قومی است که نخستین کسی که در دهه 30 تعبیر "نسبی گرایی فرهنگی" را به کار برد .    

تهیه و تنظیم : گروه پنج اندیش

دی ماه 1390

موفق و پیروز باشید