مجموع مقالات و تحقیق های دانشجویی پنج اندیش

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟
 
تحقیق و کنفرانس در باب شهر تهران (کلاس سرکار خانم سخی)
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : گروه پنج اندیش

نام درس : میراث فرهنگی

نام استاد : سرکار خانم سخی

محققین : آقایان سعید اکبری  و حامد گودرزی

و خانم رنجبر آرامتر ز دریا

مواجتر ز طوفان شهری به نام ایران

قلبی به اسم تهران ای از تبار البرز

ای زاده ی دماوند در کوچه کوچه هایت مردان همیشه مردند

شعر و سرودم از تو

بود و نبودم از تو

فر و شکوه این خاک آری ، وجودم از تو

تهران شب از تو دور است

تهران همیشه نور است

تهران و کوچه هایش یاد آور غرور است

موقعیت جغرافیایی استان تهران

استان تهران با ۱۸۹۰۹ کیلومتر مربع مساحت، فضایی معادل ۲/۱ درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. این استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از غرب به استان قزوین و از شرق به استان سمنان محدود می‌شود. استان تهران از نظر موقعیت جغرافیایی بین ۳۴ درجه و ۵۲ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۱۰ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۱۰ دقیقه طول شرقی قرار دارد. در مورد ارتفاعات موجود در استان تهران می‌توان از رشته‌ کوه‌های البرز نام برد که این استان را از همسایه شمالی خود جدا می‌کند؛ این ارتفاعات از غرب به شرق افزایش می‌یابد و در قله دماوند به حداکثر ارتفاع خود می‌رسد. کوه‌های «سواد کوه» و « فیروزکوه » در سمت شرق استان تهران قرار دارند که از شرق به ارتفاعات ÷شهمیرزاد» می‌پیوندند. از دیگر ارتفاعات این استان می‌توان به کوه‌های حسن‌آباد و نمک در جنوب، بی‌بی‌شهربانو و اقاعذر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصر فیروزه در شرق اشاره کرد

استان تهران علاوه بر این که به عنوان مرکز سیاسی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌باشد، که یکی از وجوه تمایز آن به شمار می‌رود، با ۱۳ شهرستان، به نام‌های شهریار، رباط‌کریم، کرج، ساوجبلاغ، نظرآباد، ورامین، اسلامشهر، شمیرانات، ری، دماوند، فیروزکوه، پاکدشت و تهران، ۲۷ بخش، ۴۳ شهر، ۷۱ دهستان، ۱۳۵۸ آبادی و ۲۵۷۸ روستا، از استان‌های بسیار مهم کشور محسوب می‌شود.

موقعیت استقرار

تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه‌های البرز گسترده شده است که از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی شهربانو و دشت‌های هموار شهریار و ورامین می‌رسد و از شمال، به واسطه رشته کوه‌های البرز، محصور گردیده است.

شرایط اقلیمی

تهران از نظر آب و هوایی، غیر از نواحی کوهستانی شمالی که اندکی مرطوب و معتدل است، کلاً گرم و خشک است. حداکثر دمای ثبت شده در تهران ۴/۳۹ درجه و حداقل آن ۴/۷- درجه سانتی‌گراد و میانگین ماهانه حداکثر ۲۹ و حداقل ۱/۰ درجه می‌باشد.

    بر ساختار کُلی اقلیم تهران نیز سه عامل کوه، کویر و بادهای غربی مؤثرند.

     فصل سرما در تهران معمولاً از آذرماه شروع می‌شود و بیش‌ترین دمای سال را در اواسط تابستان (مردادماه) دارا می‌باشد. کوه‌های اطراف تهران مانع بسیار مؤثری در نفوذ توده ‌هواهای مختلف هستند. به همین سبب هوای تهران از آرامش و سکون بیش‌تری نسبت به مناطق مجاور خود برخوردار است؛ به عبارت دیگر واقع شدن کوهستان از سمت شمال و دشت‌های حاشیه کویر از سمت جنوب و جنوب شرقی سبب ایجاد یک جریان خفیف و آهسته هوا از دشت به کوه در طی روز و از کوه به دشت در طول شب می‌گردد.

     متوسط میزان بارندگی در سطح شهر تهران کم بوده و به مقدار ۳۱۶ میلی‌لیتر در طول سال اندازه‌گیری و تعداد روزهای یخ‌بندان آن نیز ۳۶ روز در سال ثبت شده است.

     شهر تهران به وسیله دو رودخانه اصلی کرج و جاجرود و نیز تعدادی رودخانه‌های فصلی دیگر مشروب می‌شود، در واقع حد طبیعی فضای جغرافیایی تهران به واسطه این دو رودخانه مشخص می‌گردد.

   رودخانه کرج پرآب ترین رود دامنه‌های جنوبی البرز است که از باران‌های فصل سرد و ذوب شدن برف‌های مناطق کوهستانی تأمین می‌شود و در ۴۰ کیلومتری غرب تهران از کانون آبگیر خرسنگ کوه سرچشمه می‌گیرد.

     رودخانه جاجرود نیز از کوه‌های کلون بسته، که جزو بلندی‌های خرسنگ کوه است، سرچشمه می‌گیرد؛ که این دو رود مجموعاً قسمت عمده آب مصرفی شهر تهران را تأمین می‌کنند. تهران هم‌چنین دارای شمار زیادی قنات و آبراه است ولی به رغم داشتن منابع آبی فراوان به دلیل رشد بی‌رویه جمعیت و بارندگی کم در برخی دوره‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو می‌باشد.

  زمین شناسی

مشخصه اصلی زمین‌شناسی تهران قرار گرفتن آن بین توده عظیم رشته‌کوه البرز (متعلق به دوران سوم زمین‌شناسی) و فلات ایران (متعلق به دوران چهارم زمین‌شناسی) است. مهم‌ترین نمود این مساله وجود گسل‌های فعالی چون گسل مشاء، گسل شمال تهران و گسل ری است که موجب شده همواره زمین‌لرزه‌های خفیف و نامحسوسی در محل این گسل‌ها به وقوع بپیوندد.

تهران را می‌توان به سه منطقه طبیعی تقسیم کرد:

  • کوه‌های شمالی. بلندترین نقطه این کوه‌ها قله توچال به ارتفاع ۳۹۳۳ است.
  • دامنه کوه‌ها. این منطقه شامل قسمت‌های شمالی شهر مانند اوین، درکه، نیاوران، حصارک و سوهانک می‌شود.
  • دشت جنوبی. بخش اعظم شهر در این دشت قرار گرفته و شیب ملایمی از شمال به جنوب دارد.

لرزه‌خیزی

شهر تهران از نظر زمین‌لرزه جزء مناطق پرزیان (۸ تا ۱۰ درجه مرکالی) به‌شمار می‌آید. گسل‌هایی که در تهران و حومه تا شعاع ۱۵۰ کیلومتری مرکز شهر قرار دارند، عبارت‌ند از گسل مشاء، شمال تهران، ری، طالقان، ایوانکی و ایپک که گسل شمال تهران بزرگ‌ترین گسل شهر است که در جنوب دامنه رشته‌کوه البرز و در شمال شهر تهران قرار دارد..از نظر زلزله‌شناسی تاریخی، شهر تهران زلزله‌هایی با احتمال بالای ۷۰٪، به طور میانگین هر ۱۵۸ سال زلزله‌ای مخرب در این شهر رخ داده و با توجه به این‌که از آخرین زلزله مخرب که زلزله ۷٫۱ ریشتری دماوند در ۱۲۰۹ خ. البته دیگر کارشناسان معتقدند با توجه به این‌که در سال ۱۹۳۰ زمین‌لرزه دیگری در شمال تهران رخ داده که روستای آه (اطراف رودهن) و روستای مبارک‌آباد (نزدیک آبعلی) در اثر آن به‌کلی ویران شده‌اند.

نمای شهر

نمای شهر در نقاط مختلف بر اساس عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی متفاوت است. در شمال شهر که به کوه‌ها نزدیک‌تر است معمولاً خیابان‌ها و کوچه‌ها شیبدارتر و در جنوب شهر هموارترند. همچنین در جنوب شهر ساختمان‌های بلندمرتبه کم‌تر و در شمال شهر بیشترند. ساختمان‌های اداری و دولتی نیز عمدتا در مرکز شهر قرار دارند. از طرف دیگر در مناطقی که تاریخ ساخت آن‌ها جدیدتر است مانند منطقه ۲، منطقه ۵ و منطقه ۲۲ که همگی در غرب و شمال غرب شهر قرار دارند با توجه به پیروی از آیین‌نامه‌های جدیدتر اصول شهرسازی در آن‌ها بیش‌تر رعایت شده است. در این مناطق معمولاً عرض خیابان‌ها و کوچه‌ها، سرانه پارکینگ و سرانه فضای سبز از سایر مناطق شهر بیش‌تر است. برعکس در مناطقی که ساخت آن‌ها زودتر صورت گرفته است مانند منطقه ۱۲ و منطقه ۲۰ معمولاً بناهای تاریخی و سنتی بیش‌تری وجود دارد.

وجه تسمیه تهران

در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره‌ای از پژوهشگران «ران» را پسوندی به معنای دامنه گرفته‌اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین‌دست خوانده‌اند. برخی دگر تهران را تغییر شکل یافته «تهرام» به معنای منطقه گرمسیر دانسته‌اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است و همچنین عده‌ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب «ته ران» نام گرفت.روستایی که پیش‌درآمد شهر تهران بوده است، پیش از اسلام نیز وجود داشته اما پس از اسلام به‌تدریج نام آن معرب گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده است اما جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند. هم‌زمان با جنبش مشروطه که تغییرات زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد، رفته‌رفته املای تهران رواج یافت و پس از تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تاکید آن بر املای تهران، املای دیگر (طهران) کاملا منسوخ شد.

نخستین توصیف های مربوط به تهران - باغ غار نشین ها

تهران در گذشته‌های دور بر خلاف تهران کنونی فرشی بود سبزفام از باغ ها و بستان های نفوذ ناپذیر که مأوای ساکنان غریبش در میان آنها قرار داشت آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ما قبل تاریخ شهادت دهند، به فرض وجود، بر اثر توسعه شهر از میان رفته است. متأسفانه وقتی تصادفی ،نشانه‌هایی از وجود این آثار پیدا شد به دلیل عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و نگرانی از کند شدن روند شهرسازی از میان رفت. با وجود این می توان گفت که زمین‌های واقع در بین کوه توچال در شمال تهران و چشمه علی در ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است. این سخن به دلایل باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی متکی است.  کشفیات انجام شده در چشمه علی، دروس و به ویژه قیطریه، واقع در شمال تهران قدیم، از وجود گروه‌هایی در این منطقه حکایت می‌کنند. اولین گروه‌هایی که در قیطریه زندگی می‌کردند. شبیه کسانی بودند که حدود هشت هزار سال پیش در چشمه علی به سر می‌بردند. بعد از آنها، اقوام دیگری آمدند و همین منطقه و منطقه مجاور را در دروس اشغال کردند. این گروه آریایی بودند و از پایان هزارة دوم قبل از میلاد مسیح به این منطقه کوچ کردند.  بنابراین نخستین گروه، حدود هشت هزار سال پیش، بر تپه‌ای واقع در کنار چشمه‌ای دایمی زندگی می کردند که در دوران اسلام ،به نام اولین امام شیعه، چشمه علی نام گرفت . تقریباً در همین دوران گروه دیگری در طول همین رشته زمین‌های قابل کشت که در پای البرز بین کویر و کوه واقع شده، اسکان یافتند. البته، استقرار در شهرری به مراتب بیش از دیگر مکان‌ها و به گونه‌ای پایدار توسعه یافت. زیرا این شهر از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار است. نحوه قرار گرفتن کوه‌ها و کویر، وجود آب و نیز پهنة گسترده‌ای از زمین‌های حاصلخیز موجب پیدایش شهر شدند و سرنوشت آن و سرنوشت فرزند آن؛ یعنی تهران آبی را رقم زدند.  با وجود این هنوز نمی‌دانیم که هستة این شهر چه وقت به وجود آمد و از چه دروانی تهران نام گرفت. در هیچ یک از منابع ،دوره قبل از اسلام، ذکری از تهران نشده است. چنین می‌نماید که این نام برای نخستین بار در نسبت محمدبن خماد ابوعبداله حافظ تهرانی رازی که محدث بوده پدیدار شده است. خطیب بغدادی متوفی به سال ۴۶۳ ه.ق، به این شخص به عنوان نخستین تهرانی مشهور استناد کرده است. تأثیر این نسبت در قرن سوم قمری، می رساند که هسته اولیه شهر حاضر و نام آن دست کم از آغاز دوران اسلامی وجود داشته است. بنابراین، این امکان وجود دارد که هسته اصلی شهر و همچنین نام آن به دوران های بسیار قبل از اسلام برسد؛ به زمانی که بر ما معلوم نیست. اگر محمد حافظ تهرانی رازی نخستین تهرانی شناخته شده است. نخستین محصولی که در گفتگو دربارة پایتخت آتی ایران به آن اشاره شده است آثار یاقوت حموی به سال ۶۱۷ ه.ق، زکریای قزوینی به سال ۶۷۴ ه.ق، که این آثار مرغوب را آثار تهران دانسته و از آن تعریف کرده‌اند. قوت به استناد یکی از ساکنان ری که مردی مورد اعتماد بوده تهران را اینگونه توصیف نموده استتهران قریه‌ای در فاصله یک فرسخی ری و متشکل از دوازده محله می باشد که خانه‌های آن در زیرزمین و در میان باغ های میوه و سبزی کاری محصور و تو در تو ساخته شده است. "¬کربوتر" جهانگرد انگلیسی نیز به سال ۱۸۱۸م، می نویسد: « در داخل شهر و به فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ باردی دروازة قزوین فضای وسیعی وجود دارد که در سطح آن چاه‌هایی به چشم می‌خورد که به خانه‌های زیرزمینی منتهی می‌شود.    این خانه‌های مسکونی که در میان مزارع در زمین‌های آبیاری شده حفر می‌شدند. بدون تردید مرطوب بودند و این یکی از دلایل ابتلای مردم تهران به انواع تب‌ها بوده است از طریق نوشته‌های کلاوبخو سفیر پادشاه کاستیل و لئون (اسپانیا) در دربار تیمور لنگ می‌دانیم که در تهران دست کم خانه‌هایی بوده که بخشی از آن در سطح زمین بوده است و اقامتگاهی وجود داشته که وقتی شاه از تهران می‌گذشته در آن اقامت می‌کرده است. شهرسازی خاص تهران که از آرایش باغ‌های محصور و ترتیب خانه‌های زیرزمینی یا دهلیزهای متعدد ناشی می‌شده است، علت اصلی به حصار بودن شهر را در آن زمان به دست می‌دهد. اگر می‌بینیم که این قرارگاه انسانی قرن‌ها و تا سال ۹۶۱ ه.ق، که شاه طهماسب نخستین حصار و بازار آن را ساخت. بی‌برج و بارو بوده، به این سبب است که نیازی به آن نداشته زیرا تسخیر ناپذیر بوده استامنیت خانه‌های زیرزمینی و نفوذ ناپذیر بودن باغ‌های محصور در دل تهرانی‌ها اطمینانی به وجود می‌آورد که به آنها امکان می‌داد اغلب بر ضد حکام سر به شورش بردارند. حکام هم که کاری از دستشان ساخته نبود با آنها مدارا می کردند و به تفاهم می‌رسیدند و چون ضمانت اجرایی وجود نداشت تهرانی‌ها از پرداخت هرگونه مالیاتی عملاً سرباز می‌زدند.   ساکنان دوازده محله تهران هم بیشتر با یکدیگر منازعه داشتند. پس تعجبی نداشت که هر محله شیخ خود را داشت و حتی اگر شیوخ دوازده محله و حاکم در مورد پرداخت مبلغی به عنوان مالیات به توافق می‌رسیدند. بازهم تهرانی‌ها با اموالی که خودشان قیمت آنها را تعیین می کردند و همیشه بیش از میزان واقعی بود، مالیات خود را می‌پرداختند. تغییر تدریجی شیوه خانه‌سازی و ایجاد خانه‌هایی در روی زمین که به حمایت و مراقبت قدرت حاکم نیاز داشت باعث شد به هنگام حملة مغول سال ۶۱۷ ه. ق، به شهرری و اضمحلال آن طی دوران ایلخانان و تیموریان که با سرکوب قیام ورامین در قرن ششم قمری بود. جمعیت روز افزونی که دارای ذوق و سلیقه بومیان غارنشین نبودند را پذیرا شوددر کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که تهران در دوره‌های قبل از اسلام ، از مناطق مذهبی و پیرو آیین زرتشت بوده است. آنان مانند اهالی مازندران، دامغان، قم و کاشان پیش از به قدرت رسیدن صفویان به مذهب شیعه گرویدند که البته قبل از تشیع، مانند اهالی ری بخشی پیرو مذهب شافعی و برخی پیرو مذهب حنفی بوده‌اند.   قدیمی‌ترین آثار اسلامی شهر تهران که به قرن نهم ه.ق، تعلق دارد متعلق به مذهب شیعه است. در هر حال، می‌توان گفت که در سال ۷۴۰ ه.ق، اهالی تهران تماماً شیعه مذهب شده بودند.

تهران در عصر قاجار

پس از آن که آقامحمدخان قاجار تهران را به عنوان پایتخت برگزید، دیوان دارالعماره را وسعت بخشید و عمارت خروجی را در ارک سلطنتی بنا نهاد.شهر تهران در این زمان ۱۵۰۰۰ نفوس داشت که از میان آنها ۳۰۰۰ نفر سپاهی بودند و مساحت شهر ۵/۷ کیلومتر مربع بود که فقط نیمی از آن ساخته شده بود و کاخ و باغ‌های سلطنتی به تنهایی یک چهارم مساحت شهر را اشغال کرده بود و از طریق خیابان‌های کالسکه‌رو به دروازه‌های شهر منتقل می‌شد. در حالی که راه‌های دیگر تنگ و غالباً بن‌بست بودبدون هیچ تردیدی نخستین سازندة شهر تهران فتحعلی شاه است. این پادشاه که دستور تراشیدن تخت مرمر مشهور را داد. ارگ سلطنتی را با ساختن عمارت بادگیر و اندرونی آذین کرد. با احداث مساجدی چون مسجد شاه در بازار که ساختمان آن به سال ۱۲۵۶ ه.ق، به پایان رسید نیز مدرسه مروی و صدر، سر در بازار و دروازة شاه عبدالعظیم در جنوب شهر نخستین بناهای عمومی لازم ساخته شد و تهران شکل اولیه یک پایتخت را به خود گرفت.

    فتحعلی شاه فرمان داد تا قصر فجر معروف را با شکل هرمی، باغ‌های مطبق خارج از حصار در سمت شمال و نیز کاخ نگارستان و لاله‌زار احداث شود که به حصار شهر نزدیکتر بودند. جمعیت تهران در این زمان سی هزار نفر سرشماری شده که دارای حدود سی مسجد و سیصد حمام بوده است. فتحعلی شاه در اواخر سلطنت خود تهران را به حال خود گذاشت و حس سازندگی را از دست داد و در واقع در این زمان هنوز ساختمان هیچ یک از مساجد بزرگ به پایان نرسیده بود.

    در عصر سلطنت محمدشاه، شهر در خارج از حصار از طرف شمال که مبدأ آب‌های جاری از شمیران و دامنه‌های توچال بود به آرامی رو به توسعه نهاد. بزرگان و اعیان به تبعیت از شاه به احداث باغ‌های تفریحی و خانه دوم در خارج از حصار شهر در سمت شمال (محمدیه، عباس‌آباد) پرداختند. نخستین وزیر محمدشاه، حاج میرزا، به دلیل عدم کفایت میزان آب قنات‌های قدیم دستور حفر قنات‌های تازه را صادر کرد و کانالی به طول ۴۲ کیلومتر برای گذراندن بخشی از آب‌های رودخانه کرج به سوی وصفنارد، یافت‌آباد و سپس تهران احداث کرد.

    در تهران ساختمان مسجد حاجی رجال علی کار، اسناد محمدقلی، آغاز شد و در سال ۱۲۵۶ ه .ق، امامزاده اسماعیل در بازار ساخته شد. نخستین نقشه تهران در این دوران (۱۲۵۷ ه.ق) به توسط جهانگرد شرق شناس روسی برزین تهیه و به سال ۱۲۶۹ه.ق، در مسکو منتشر شد.

    شهر در این نقشه فضای عمومی بازی نداشت. تقریباً فاقد بناهای بزرگ بود و تنها فضای باز آن میدانی کوچک به نام میدان شاه بود که بین بازار و ارک قرار داشت.  کاخ سلطنتی ارگ، در این زمان به عنوان شهری پیچیده درون شهر تهران باقی ماند و تا حصار شمالی پیش رفت که در آن دروازه‌ای به نام عضدالدوله ساخته بودند که امکان دسترسی مستقیم به شهر سلطنتی را فراهم می‌آورد.

    ضلع جنوبی مسجد جمعه تهران و بازار بین این مسجد و مسجد شاه را که بین‌الحرمین می‌نامند از آثار دوران حکومت محمدشاه است. ناصرالدین شاه با بر چیدن حصار قدیم و احداث استحکامات تازه و ساختمان‌ها و راه‌های آمد و شد ضروری تهران را بسیار تغییر داد. ظرف چند سال از بناها بهتر نگهداری شد و تهران رنگ و رویی تازه یافت. توسط امیرکبیر دارالفنون، مدرسه آموزشی زبان‌های اروپایی و دروس فنی تأسیس شد و در سال ۱۲۸۴ ه.ق، هنگام افتتاح محدوده شهر تهران «دارالخلافه ناصری» نامیده شد و به صورت پایتختی واقعی درآمد. این زمان تهران تحت نفوذ تمدن غرب قرار گرفت و به دنبال آن نظام بوروکراسی بوجود آمد و اداره های حکومتی و دیوانخانه و سفارتخانه تأسیس شدند. در این زمان اداره‌ای، به منظور رسیدگی به امور روشنایی و اوراق عمومیف در شهر تهران به دستور ناصرالدین شاه تأسیس گردید. پست خانه مبارک، اداره گمرک و راه‌آهن (ماشین دودی تهران – ری) تأسیس شد. ناصرالدین شاه عده‌ای را مأمور ساخت تا برای پایتخت محدوده و نقشه‌ای جدید در نظر بگیرند که براساس آن، اراضی جدید وارد محدوده تهران شد. وسعت شهر از شمال ۱۸۰۰ زرع و از جوانب دیگر هر کدام ۱۰۰۰ زرع وسعت پیدا کردبرج و باروی شاه طهماسب صفوی خراب شد و با خاک آن خندق‌های دور بارو را پر کردند و به تقلید از نقشه شهر پاریس، شهر تهران به شکل هشت ضلعی غیر متساوی‌الاضلاع درآمد و ۱۲ دروازه به دور شهر احداث شد و دور تا دور آن را خندق کشیدند. این دروازه‌ها در سال ۱۳۰۸ ه.ش، تخریب شد. ولی خاطره آنها در ذهن تهرانی‌ها تا امروز زنده مانده و برای نشان دادن محل کنونی آنها از نامشان استفاده می‌کنند. در شمال، دروازه یوسف‌آباد، دروازه دولت و دروازه شمیران؛ در شرق دروازه دوشان تپه. دروازه دولاب و دروازه خراسان؛ در غرب دروازه باغ شاه، دروازه قزوین و دروازه گمرک و در جنوب، دروازه شاه عبدالعظیم. دروازه غار و دروازه خانی‌آباد قرار داشته است.

    در سال ۱۳۰۸ه.ق، عبدالغفار (نجم‌الملک) که نقشه شهر جدید غربی را پس از نقشه «کرشیش» استاد اتریشی مدرسه دارالفنون به عنوان آخرین شواهد وجود شهر اسلامی ترسیم کرده است. جمعیت تهران را ۲۵۰۰۰۰ نفر اعلام می‌کند. در نقشه عبدالفغار، ترتیبات جدید شهر بسیار مهم است. زیرا خیابان‌های مستقیم و کالسکه‌رو (لاله‌زار و علاءالدوله) در محله های جدید و ( امیریه و چراغ گاز) در محل حصار قدیم صفوی احداث شده بودند و همچنین در شمال ارک دو میدان مشق و توپخانه (جایی که بعدها وزارت‌خانه‌ها در آن تأسیس شدند) در شمال محله سلطنتی بوجود آمده بود. این میادین به سرعت به شلوغ‌ترین نقطه شهر تبدیل شدند. نمایندگی‌های خارجی در این محله ها ی پردرخت (محله دولت) در بالای خیابان علاءالدوله که بعدها خیابان امین سلطان، خیابان سفارتخانه و سپس خیابان فردوسی می‌شود، به سرعت مستقر می‌شوند. اما طلب شهر هنوز همان بازار قدیمی است که مدخل آن همچنان در جنوب ارک قرار دارد.

    معظم‌ترین بناها در آن زمان مسجد و مدرسه سپهسالار (میرزا حسین‌خان) بوده که در جوار کاخ بهارستان یا مجلس شورای ملی ساخته شده است.  کاخ های سلطنتی یا خصوصی تنها بناهای زیبای شهر هستند.   عشرت‌آباد در شمال، شمس‌العماره در ارک، کاخ‌های صاحبقرانیه، قصر یاقوت، قصر فیروزه و دوشان تپه در خارج از حصار شهر.  قصر قاجار که در عصر فتحعلی شاه ساخته شده بود در آن هنگام رو به ویرانی نهاده بود. بازار با مساجد متعدد، تکیه‌ها، امامزاده‌ها و کاروانسراها همچنان قلب اقتصادی و اجتماعی شهر بود در حالی که مرکز سیاسی در ارک قرار داشت.

    در جنوب محله میدان ارک که از کمی پیش درختکاری و به حوضی مزین شده بود و در آن زمان و آغاز قرن بیستم «میدان شاه» نامیده می‌شد. مسجد خلل‌السلطان جای خود را به تکیه دولت معروف می‌دهد. در شمال خیابان جدید اندرونی، در سال ۱۲۹۵ ه.ق، خیابان زیبای الماسیه را می‌کشند که از بین اسلحه خانه جدید و مدرسه دارالفنون می‌گذرد و به طرف دروازه دولت سابق و میدان توپخانه میرود و در جنوب به باب‌همایون منتهی می‌شود. در این دوران برخی تجهیزات عمومی نظیر واگن اسبی، ماشین‌دودی، روشنایی گاز و نیروی برق در شهر پدیدار شددر آغاز قرن بیستم، تهران به صورت بزرگترین شهر ایران درآمده بود، اما هنوز پایتختی بسیار معمولی بود که ۲۵۰۰۰۰ هزار نفر جمعیت داشت.

معماری و شهرسازی

تهران به‌دلیل پایتخت‌بودنش زودتر از شهرهای دیگر با مظاهر مدرنیسم و ازجمله معماری مدرن آشنا شد. تغییر معماری تهران از سنتی به مدرن از دوران ناصرالدین شاه آغاز شد و به‌ویژه این روند در دوران پهلوی که زندگی مدرن از حصار دربار و ارگ سلطنتی خارج شد، چهرهٔ شهر را تغییر داد. در دوران رضا شاه نیاز به تأسیس نهادهای مدرن مانند بانک‌ها، ساختمان‌های دولتی و غیره به‌طور روزافزونی احساس می‌شد؛ معمارانی که در این دوره پیشروی آوردن معماری اروپایی به تهران بودند، یا خود اروپایی بودند یا دانش‌آموختگان دانشگاه‌های اروپا. از جملهٔ این افراد می‌توان از نیکلای مارکف معمار گرجستانی‌الاصل دانش‌آموختهٔ دانشکدهٔ هنرهای زیبای سن پترزبورگ، ماکسیم سیرو، آندره گدار معمار فرانسوی، محسن فروغی معمار ایرانی، گابریل گورکیان معمار ایرانی-ارمنی که در اروپا هم معمار شناخته‌شده‌ای بود و معماران ایرانی-ارمنی دیگر چون وارطان هوانسیان، پل آبکار، اوژن آفتاندلیانس و قلیچ باقلیان نام برد. در این دوره معماری‌ای در تهران بروز کرد که در کالبد مدرن بود اما در تزئینات و نماسازی‌هایش از معماری سنتی یا باستانی ایران الهام گرفته بود. از شاخص‌ترین نمونه‌های این معماری می‌شود به ساختمان کاخ شهربانی در محوطهٔ میدان مشق یا باغ ملی اشاره کرد. در سال‌های بعد دورهٔ پهلوی نیز، ویکتور گروئن آمریکایی طرّاحی پلان شهری نواحی شمال تهران بین سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷ را بر عهده داشت. از طرح وی با نام «طرح جامع تهران» نام برده شده‌است.

مناطق بیست‌ودوگانه شهرداری تهران

این شهر در حدود ۷۳۰ کیلومتر مربع مساحت دارد شهرداری تهران برای تأمین نیازمندی‌ها و اداره بهتر سطح شهر را به ۲۲ منطقه شهرداری و ۱۱۲ ناحیه بخش کرده که شهر ری و تجریش را نیز شامل شده است.از سوی دیگر وزارت کشور هم برای انجام انتخابات‌های مختلف و کارهای مدیریتی دیگر، تفسیر خاص خود را از شهرستان تهران دارد که بر ۲۲ منطقه شهرداری منطبق نیست و شمیران و ری را نیز شهرستان‌هایی جداگانه در نظر گرفته است. این شهر به واسطهٔ داشتن شبکه مخابراتی گسترده نیز دارای نواحی هفت‌گانه مخابراتی می‌باشد.

محله‌های قدیمی تهران

تهران قدیم از چهار محله تشکیل شده بود به نام‌های سنگلج، اودلاجان (عودلاجان)، بازار و چاله‌میدان.

در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار چندین محله تازه در تهران ساخته شد به نام‌های ارگ، چاله حصار، خانی‌آباد، قنات‌آباد، پاچنار، پامنار، گار ماشین، گود زنبورک‌خانه، صابون‌پزخانه، گود عرب‌ها و دروازه قزوین.

محله‌های نوساز شهر تهران

در زمان دودمان پهلوی و پس از انقلاب ۱۳۵۷ شمار زیادی محله و شهرک در محدوده کلانشهر تهران ساخته شد. برخی از این محله‌ها همان روستاهای پیشین‌اند که گسترش داده شده‌اند.

محلها و مناطق قدیم و جدید و شهرستانهای اطراف تهران

 

کوچه برلن

این کوچه در مرکز شهر تهران در جنوب خیابان جمهوری اسلامی در میان خیابانهای لاله زار جنوبی و فردوسی واقع شده و دارای مغازه های مختلف برای پارچه و پوشاک بویژه اساس زیر و کالاهای دیگر است دست فروشان زیادی در این کوچه در فروش اجناس می پردازند از قدیم جمعاً بازار تهران در یک پارکینگ طبقاتی مجاور این کوچه دایر است به علت اینکه دروازه جنوبی سفارت آلمان به این کوچه باز میشود به کوچه برلن معروف شد از اماکن نزدیک به آن میتوان به تاثر پارس – دفتر نشر فرهنگ اسلامی، موزه و سینما، بیمارستان بانک ملی شهرداری منطقه 12، سفارت ترکیه و سفارت بریتانیا تمام کرد از باسازیهای بزرگ در کوچه برلن میتوان از پاساژ گوهریین نام برد.

 

کافه نادری

کافه نادری یکی از کافه های قدیمی تهران است کافه نادری در شرق پل حافظ در خیابان نادری (جمهوری فعلی) واقع شده است در سال 1306 یک مهاجر روسی به نام خاچپک مادیکیانس این کافه را دایر کرد این کافه سالهای دراز پاتوق شاعران، نویسندگان و روشنفکران بوده است صادق هدایت، جلال ال احمد، سیمین دانشور از برجسته ترین این افراد بوده اند. در معرفی نامه ای از این کافه که امروزه در کنار ورودی آن قرار داده شده آمده است که غذاهای فرنگی پیف استراگانف و بیفستک و همچنین کافه کلاسه، بستنی های فرنگی قهوه ترک و فرانسه برای اولین بار در این کافه به ایرانیان عرضه شد.

 

عباس  آباد

عباس آباد از روستاهای بزرگ اطراف تهران بود که همسایه روستای قصر به شمار میآمد بنای این روستا را به میرزا عباس معروف به حاج میرزا آغاسی صدراعظم معروف محمد شاه قاجار منصوب می کنند حاج میرزا آغاسی با احداث قنات و مشجر نمودن عباس آباد آنجا را به مرکز خوشگذرانی سواران ماکویی که در واقع محافظان او بودند مبدل کرد این خیابان در حال حاضر یکی از گرانترین نقاط تهران می باشد و ساختمان دانشکده اقتصاد و بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی و سازمان سنجش و آموزش عالی و مصلی تهران به همراه گلدسته های مهمترین بناهای هستند که در این منطقه خود نمایی میکنند .

 

سلطنت آباد

به دستور ناصر الدین شاه در سال 1276 هـ ق در این منطقه که قبلاً به حصار رضابک معروف بود بنای باغ سلطنت آباد و عمارت با شکوه قصر سلطنت آباد را پی افکندند که بعدها به همین مناسبت معروف به سلطنت آباد گردید ناصرالدین شاه قصری با شکوه که از هر طرف منظره گل و درخت آن را احاطه کرده بود در آنجا ساخت و اوقات زیادی از ایام خود را در آنجا سپری می کرد و در انجا دعوت می کرد و بسیار بدانجا علاقه مند بود و حرمخانه بزرگی در آنجا بنا کرد. کاخ های سلطنت در تاریخ 11 بهمن 1334 به شماره 418 در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسید از جمله حوادث مهم بر سلطنت آباد به تخت نشستن احمد شاه قاجار در روز بیست و هشتم شعبان سال 1332 هـ ق بوده است. بعد از انقلاب نام سلطنت آباد به خیابان پاسداران تغییر یافت.

 

میدان ونک

دهکده ونک در شمال تهران و جنوب غربی تجریش قرار دارد و دهکده ای بسیار قدیمی است. نام ونک در منابع قرن ششم هـ ق آمده است میرزا یوسف خان مستوفی الممالک صدراعظم عهد ناصری آن را از ناصرالدین شاه خرید و در آبادی آن کوشش بسیار به خرج داد و تابستان ها در آنجا سکونت می کرد. در ونک ارامنه زندگی می کردند حتی در ده ونک منطقه ای وجود داشت به نام قلعه ارمنی که در شرق ونک قرار داشت که هنوز هم به همان نام خوانده می شود. در آنجا قناتی پر آب و گوارا وجود داشت که محصولات سیفی در این منطقه کشت می شد که خیار و هندوانه آن معروف بود از دیگر محصولات ده ونک که معروف بود زالزالک بود که مصرعی در وصف آن ساخته شده بود که به شرح زیر میباشد: زالکه ای زالکه میوه باغ ونکه

از بناهای معروف آن مقبره خانوادگی خاندان مستوفی می باشد که قبر میرزا یوسف و میرزا حسن که در سال 1309 فوت کرده بود در آنجا قرار دارد.در ده ونک امامزاده ای هم وجود دارد به نام امامزاده علی اکبر که آرامگاه او محل طواف دل های مومنین می باشد دانشگاه الزهرا که تنها دانشگاه ویژه بانوان در ایران می باشد نیز در ده ونک قرار دارد از دیگر اماکن معروف آن باشگاه ورزشی ارارات که به ارامنه تعلق دارد ستاد فرماندهی نیروی انتظامی، وزارت مسکن و شیرخوارگاه آمنه شهرسازی و هتل هما و سازمان ملی زمین و مسکن می باشد.

 

ضرابخانه

دهکده ضرابخانه در سر راه تهران به سلطنت آباد قرار داشت که قبلاً مهران نام داشت. مهران نام یکی از سرداران هخامنشی بود و ده مهران را منصوب به او می کند. قرار گرفتن ضرابخانه تهران در این ناحیه سبب شد که نام آن از مهران به ضرابخانه تغییر پیدا کند ضرابخانه شامل دو قسمت مجزا می شد ضرابخانه ناصری و ضرابخانه مظفری که امروز محوطه بانک مرکزی را شامل میشود این محل در ابتدا کارخانه بلوار بافی بود که در سال 1275 هـ ق توسط محمود خان ناصر الملک تاسیس شده بود و در سال 1294 هـ ق ضرابخانه که توسط حاج امین الضرب احداث شد جایگزین آن گردید.

 

شیان

این منطقه از روستاهای قدیمی شمیران است که در قدیم به قلعه شیان معروف بوده است. سراسر املاک شیان به تیرداد بار سقمیان حسابدار دبیرستان البرز تعلق داشت که ارباب آن املاک شمرده می شد و از اقلیت زردتشتی بود جاده قدیم لواسان از شمال این ده عبور می کرد در سال 1268 هـ ق که ناصر الدین شاه در نیاوران توسط بابی ها مورد سوء قصد قرار گرفت و به دنبال آن تمام پیروان فرقه باب در سرتاسر ایران گرفتار قتل و آزار شدید میرزا حسینعلی نوری یکی از زعمای بابیه به باغ میرزا آقا خان صدراعظم در شیان پناه برد. در شیان یکی از مراکز نظامی ساواک وجود داشت که امیر عباس هویدا در مدتی که در زندان بود در آنجا تحت نظر بود که بعد از پیروزی انقلاب آنجا توسط نیروهای انقلاب دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید. در شیان هتل بسیار معروف و زیبایی هم وجود دارد که جای از ما بهتران می باشد.

 

فرمانیه

اراضی فرمانیه به کامران میرزا نایب السلطنه پسر سوم ناصرالدین شاه تعلق داشت و قبل از آن نیز جزء اراضی خالصه دولتی بود که ناصرالدین شاه از کیسه فتوت خود آن را به فرزندش کامران میرزا بخشید و پس از فوت کامران میرزا اراضی فرمانیه به دخترش به ارث رسید. عبدالحسین میرزا فرمانفرما شاهزاده مشهور قاجار که تقریباً مالک یک پنجم روستاهای ایران بود. این ملک را از وارث نایب السلطنه یعنی دخترش خرید و از آن پس به نام فرمانیه مشهور گردید. دولت ایتالیا جهت احداث سفارت زمین لازم را که در آن بنای سفارت را پی افکند از فرمانفرما خرید. فرمانیه هم اکنون یکی از گرانترین مناطق پایتخت محسوب میشود.

 

مجیدیه

منطقه مجیدیه به عبدالمجید میرزا عین الدوله صدراعظم مستبد محمد علی شاه تعلق داشت و خودش آنجا را آباد کرد بهمین علت به مجیدیه معروف شد در سال 1328 کارخانه آبجوسازی شمس در آنجا تاسیس شد و چهارراهی هم وجود دارد که قبلاً که آن پیاله می گفتند بخش عمده ساکنین مجیدیه را ارامنه تشکیل می دهند که از ساکنین قدیمی آن محسوب می شوند. از آنجا که عین الدوله نام فامیلی هروی را برای خود برگزید لذا میدانی هم در این منطقه وجود داشت که به آن میدان هروی میگفتند با مرگ عین الدوله در سال 1308 ه . ش طلبکاران او که عمداً نزولخوران زرتشتی بودند بخش عمده اراضی مذکور را به عنوان غرامت تصرف کردند و دامنه اش تصرف را اراضی تهران پارس و خ جشنواره که آن هم متعلق به عین الدوله بود گسترش دادند و اراضی آنجا را هم تصاحب کردند.

محله بازار

محدوده آن حد فاصل سه راهی خیابان 15 خرداد شرقی و ناصرخسرو در امتداد خیابان 15 خرداد تا انتهای بازار بزرگ و بازار چهل تن در جنوب ، متمایل به طرف شرق تا خیابان ری بود.

 محله ی چال میدان

این محله از اطراف به بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروش ها و میدان امین السلطان ، گمرک و خانی آباد و دروازه غار و میدان محمدیه محدود می شد ودارای شش پاتوق بود: پاتوق حاجی غلامرضا و حاجی رحیم ، پاتوق نایب علی ، پاتوق نایب جعفر ، پاتوق نایب حسن ، پاتوق نایب عباس .

محله دولت

این محله حد فاصل خیابان های لاله زار ، فردوسی ، سعدی ، اکباتان ، ایران ، 17 شهریور ، بهارستان و دروازه شمیران را در بر می گرفت. کتاب آمار دارالخلافه تهران ده پاتوق برای این محله برشمرده است. در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان ( چال حصار ) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. با تخریب حصار شهر تهران و دروازه های آن ، تغییرات عمده ای در تمام شهر به وجود آمد. به رغم تداوم دگرگونی ها در زمان پهلوی دوم ، هسته قدیمی شهر تهران همچنان مرکزیت خود را تا به امروز حفظ کرده است.

 گذرها

گذرها معابری بودند که محلات مختلف شهر قدیم را به یکدیگر متصل می ساختند. از گذرهای معروف تهران که تا امروز نیز نام آنها در بین مردم رواج دارد می توان به این گذرها اشاره نمود: گذر امامزاده یحیی، گذر تقی خان، گذر حمام خانم ، گذر حمام میرزا ولی ، گذر حمام نواب ، گذر دانگی ، گذر دباغخانه ، گذر سرپولک ، گذر قلی ، گذر مروی ، گذر مستوفی ، گذر مهدی موش ، گذر میرزا محمود وزیر ، گذر نوروزخان و گذر لوطی صالح.

در دوره قاجار و اوایل پهلوی ، خیابان های تهران از 15 تا 20 خیابان اصلی و فرعی تجاوز نمی کرد. از خیابان های قدیمی که هنوز نام قدیم خود را حفظ کرده اند، می توان به خیابان ناصریه ( ناصرخسرو – اولین خیابان تهران ) ، خیابان چراغ گاز ( امیرکبیر ) ، خیابان گاز ماشین ( خیابان ری ) ، خیابان لاله زار، خیابان جلیل آباد ( خیام ) ، خیابان باغشاه ( امام خمینی ) ، خیابان حسن آباد ، خیابان امیریه ، خیابان منیریه ، خیابان شاه آباد ، خیابان استانبول ، خیابان علاء الدوله ( فردوسی ) ، خیابان عین الدوله، دروازه شمیران، خیابان صاحب جمع، صفی علیشاه ، خیابان باب همایون، خیابان ملک ( سه راه امیریه تا میدان قزوین )، خیابان ارامنه ( از میدان وحدت اسلامی تا پل امیربهادر)، خیابان فرهنگ و امیربهادر اشاره نمود.

 

جاده مخصوص

خیابانی که امروز ولی عصر «عج» خوانده می شود و تجریش و راه آهن را به هم متصل می سازد، در زمان رضاشاه جاده مخصوص یا اختصاصی خوانده می شد و تا سال ها اتومبیل های عادی اجازه رفت و آمد در آن را نداشتند. این راه تا چهارراه انقلاب ( پهلوی ) ، خیابان بود و پس از آن به جاده تبدیل می شد و در اطراف آن فقط باغ و بیابان ، ویلا و به صورت پراکنده مهمانخانه و کافه های حومه شهر مشاهده می شد.

میدان ها

در تهران عهد قاجار پنج میدان توپخانه ، بهارستان ، ارگ ، پاقاپق و مشق ساخته شد. بعد از آن 12 میدان دیگر در تهران بنا شد. طراحان میدان های جدید ابتدا مهندسان چک و فرانسه و سپس آلمانی و دانمارکی بودند. بعدها 150 میدان کوچک و بزرگ به مرور به این مجموعه اضافه شد. از 50 میدان احداث شده در سال های اخیر ، آفریقا ( آرژانتین ) و بسیج ، بزرگ ترین آنها هستند.

میدان حسن آباد

بنای این میدان توسط «میرزا یوسف آشتیانی » صدراعظم ناصرالدین شاه گذاشته شد. وی این میدان را به نام فرزندش میرزا حسن مستوفی الممالک ، میدان حسن آباد نامید. این میدان در زمان ساخت در شمال غربی تهران قرار داشت. در فاصله سال های 1302 تا 1312 شمسی چهار ساختمان مجزا در چهار طرف میدان با اقتباس از پالادیو ، معمار معروف عصر رنسانس ایتالیا بنا شد. در سال 1345 ضلع جنوب شرقی میدان تخریب و بانک ملی جایگزین آن شد. با تلاش بخش حفاظت آثار تاریخی اداره میراث فرهنگی استان تهران ، در سال 1379 بنای تخریب شده به شکل اولیه بازسازی شد.

میدان بوعلی سینا  (میدان چه کنم )

هفت خیابان ، از هر سو به این میدان راه می یابند ؛ روشندلان ، 20 متری دروازه شمیران ، خورشید ، کیوان ، سپاه ، گرگان و خیابان مازندران وجه تسمیه این میدان به این دلیل بود که هر کس وارد آن
می شد ، نمی دانست که با توجه به تعدد
خیابان هایی که به میدان منتهی می شود ، کدام مسیر را انتخاب نماید.

سبزه میدان تهران

سبزه میدان به دلیل واقع شدن در حساس ترین نقطه مرکزی شهر و سابقه طولانی در تاریخ سیاسی ، مذهبی و اجتماعی ایران ، نقطه عطفی در تاریخ شهر تهران است. ابتدا سبزه میدان فضای محصوری بود که نقطه اتصال ارگ و محلات قدیمی تهران محسوب می شد. سبزه میدان در زمان صفویه میدان(تخته پل) نامیده می شد و بعدها به سبزه میدان معروف شد و هنوز هم این نام را حفظ کرده است.

میدان مشق ؛ عمارت قزاقخانه

این عمارت هسته اولیه مجموعه ی میدان مشق است که در دوره فتحعلی شاه به عنوان پادگان نظامی در شمال شهر تهران دوره صفوی بنیان نهاده شد. عمارت نظامی میدان مشق که بعدها به عمارت قزاقخانه موسوم شد ، چندین دوره ساخت و ساز را شامل شده و عمده ترین تغییرات انجام شده در آن در دوره ناصرالدین شاه قاجار و رضاشاه صورت گرفته است. به تدریج در فضای باز مقابل این عمارت ساختمان های دولتی چون کاخ شهربانی ، کاخ وزارت خارجه ، موزه ایران باستان ، شرکت نفت ایران و انگلیس ، و عمارت پست بنا شد.

میدان راه آهن

این میدان در تقاطع خیابان های کارگر، ولیعصر «عج» و شوش واقع است. ضلع جنوبی میدان به تأسیسات و بناهای راه آهن اختصاص دارد . با شکل گیری خیابان های جدید الاحداث سی متری نظامی ، پهلوی و شوش در سال های 1311 تا 1316 ، میدان راه آهن ایجاد شد. این میدان به شکل مستطیل است. ابنیه موجود در بدنه میدان دارای سبک و شیوه یکسان هستند و به تبعیت از معماری خاص دوران خود ساخته شده اند. بناهای این مجموعه تحت تأثیر نفوذ آلمان ها در زمان جنگ جهانی دوم در ایران ساخته شده و معمار آن طاهرزاده بهزاد به خوبی از عهده کار برآمده است.

میدان امام خمینی

میدان توپخانه تهران قبل از توسعه آن ، در سال 1284 هـ .ق میدان ارگ فعلی بود. در این زمینه تصویری به وسیله یک نقاش فرانسوی از سال 1264 (1848 میلادی) به جای مانده است. در این تصویر در جبهه شمال ، برج و باروی ارگ تهران در جایی که ساختمان کنونی شرکت مخابرات ایران قرار دارد، ترسیم شده است. میدان توپخانه جدید در شمال ارگ ناصرالدین شاه ، به دستور میرزا تقی خان امیرکبیر تجدید بنا شد. وقتی حصار ارگ سلطنتی را تعمیر می کردند «محمد ابراهیم خان» وزیر نظام ، میدان توپخانه را رسماً به این نام خواند. این میدان در دو طبقه بنا شد. طبقه زیرین برای قرار دادن نمونه توپ ها و طبقه دوم برای اقامت توپچیان اختصاص  یافت. در وسط میدان توپخانه حوضی پر از آب قرار داشت. انتهای شرقی این میدان عملاً به ساختمان و زمین های ملک شاهنشاهی ایران که ساختمان نسبتاً عظیمی بود، اختصاص داشت و دارای معماری ایرانی و اروپایی با قوس های هلالی شکل بود. در دوره ناصرالدین شاه در روز عید قربان شتر قربانی می کردند که این کار سال ها ادامه داشت. امروزه این میدان یکی از پر رفت و آمدترین میادین تهران با انشعاب خیابان های امام خمینی، فردوسی، لاله زار، امیرکبیر، ناصرخسرو و اکباتان بیش از میادین دیگر اهمیت خود را حفظ نموده است.

میدان محمدیه

این میدان در گذشته خارج از شهر قرار داشت و نام های مختلفی بر آن نهاده بودند. اولین نام آن «محمدیه» بود . کاشی های موجود در بالای دروازه ، رستم و دیو را نمایش می دهد.

 

شهرستانهای اطراف تهران

اسلامشهر ، پاکدشت ،  ورامین ، دماوند ، رباط کریم ، ری ، ساوجبلاغ ، شمیران ، شهریار و کرج اسلامشهر :دارای دو بخش مرکزی و چهار دانگه و چهار دهستان است. اسلامشهر و چهار دانگه شهرهای این شهرستان هستندمراکز دیدنی  :    تپه واوان _ تپه چیچک لو _ تپه مافین آباد _تپه باستانی‌سیاب _تپه میمنت _تپه سالور

پاکدشت

بدلیل اینکه شهر پاکدشت‌ متشکل‌ از چند واحد روستایی‌ است‌، در گذشته‌ ورامین‌ را به‌ علت‌ زندگی‌ قبیله‌ به‌ چهار قسمت‌ تحت عنوان های‌ بهنام‌ عرب‌، بهنام‌ پازوکی‌، بهنام‌ وسط‌، بهنام‌ سوخته ‌تقسیم‌ می‌کردند.. در دوره سلطنت رضا خان زمین‌های مزروعی این روستاها عموما به درباریان و یا‌ خان ها اجازه داده می‌شد بدینسان در طی حکومت رضاخان وضعیت ادامه داشت تا اینکه در سال 1323 این املاک توسط محمدرضا پهلوی به هنرستان دخترانه و پرورشگاه یتیمان شاهپور انتقال یافت و درآمدهای حاصله صرف این هنرستان می‌شد. بالاخره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تاسیس اداره اوقاف در این منطقه نظارت این املاک به عهده اوقاف گذاشته شد.

ورامین

شهرستان ورامین در40 کیلومتری جنوب شرقی ورامین ودر حاشیه شمال غربی کویر است.در زمینه محصولات مختلف کشاورزی وفرش و دامداری در زمره برترین های ایران است.تمدن دشت ورامین را باید با تمدن سیالک کاشان و با شهر سوخته سیستان سنجیدوحرکت وزندگی اجتماعی آن را باید در بند بند افسانه ها جست. هنری والسن ری باستان را با قسمتی از خرابه‌های آن با دشت ورامین قابل تطبیق می‌داند. و در کتاب ومرات البلدان، وارنا با قلعه ایرج منطبق شده است در کتاب وندیداد فصل سیر و مهاجرت گروهی از ایرانیان آریایی که پیرامون ری ساکن شده اند نام راکا و وارنا را می آورد که شباهتی با ری و ورامین دارد. وجود قلعه هایی مثل نارین قلعه، قلعه ایرج وعمر تاریخ این شهر را تاقبل از اسلام می‌برد به استناد وندیداد ورامین چهار دهمین کشوری است که اهورا مزدا آفریده است.  قلعه ایرج براین ادعا گواه است. بسیاری از پژوهشگران رغه رگا و ورنه را که در اوستا آمده با ری و ورامین منطبق دانسته اند.

دماوند

در کتیبه شاپور و کتیبه پایکولی از زمان نرسی (293 - 302 م) از ساتراپ های دماوند نام برده شده است. چند دهه قبل نزدیک شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شکل سر گوزن بود و نیز در همین مکان دو سکه از فرهاد دوم ( 138 پ.م ) و مهرداد دوم ( 88 - 123 پ.م ) اشکانی کشف شد.همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده است.این مهر اکنون در موزه کلکته نگه داری می شود. درمتون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده است. شاهنامه فردوسی را می توان در شمار اسناد قدیمی که از دماوند نام برده است، به شمار آورد.فردوسی بارها از این شهر  در شاهنامه نام برده و کوه دماوند را آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته است. دماوند در سال 30 ه.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد.این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و رودهن و 5 دهستان و همچنین شهرهای دماوند، رودهن، کیلان و آب سرد است. شهرستان دماوند کوهستانی است و در بخش جنوبی آن ناهمواری‌ها، کمتر از بخش شمالی شهرستان است.

رباط کریم

این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و گلستان و پنج دهستان و نقاط شهری آن رباط کریم، نسیم شهر و گلستان است. کاروانسرای فتحعلی شاهی رباط‌کریم که در مسیر جاده تهران- ساوه قرار گرفته یکی از جاذبه‌های دیدنی این شهر محسوب می‌شود .

ری
شهرستان ری از شمال به تهران و اسلامشهر، از شرق به ورامین و پاکدشت، از غرب به استان مرکزی و رباط کریم و از جنوب به استان قم محدود می گردد. این جزء کوچک و مهجور جنوبی پایتخت، آن ری کهنی نیست که در تاریخ می شناسیم چرا که ری کهن علیرغم تغییر ماهیت خود در میان انبوه ساخت و سازهای امروزی از نظر قدمت همزمان با بابل و نینوا و از نظر اهمیت از شهرهای بزرگ دوران ماد، هخامنشی و اشکانی بشمار می‌رود و از نظر عظمت در سده های نخستین اسلام، از مهمترین بلاد بشمار می‌آمده و در دوره های مختلف تاریخی پایتخت ایران عزیز بوده است
. اولین بار طی سالهای 1935 تا 1938 میلادی توسط هیات باستانشناسی آمریکایی به سرپرستی دکتر اریک اشمیت یافت شدند.یکی از معروفترین مکانهای تاریخی چشمه علی می باشد.

شهریار

این شهرستان دارای دو بخش و یازده دهستان‌است که یازده دهستان آن عبارتند از اسماعیل آباد، امامزاده ابوطالب، منجیل آباد، اخترآباد، بی بی سکینه، جوقین، رزکان، فردوس، قائم آباد، ملارد و مویز.  نواحی شهری آن شامل شهریار، شهر قدس، ملارد، شاهد شهر، صبا شهر، صفا دشت، فردوسیه و وحیدیه است.

 


 

شهرستان ساوجبلاغ

ساوجبلاغ در غرب استان تهران قرار دارد و دارای سه بخش یعنی مرکزی، طالقان، و نظرآباد است. این شهرستان دارای دوازده دهستان و سه شهر نظر آباد، هشتگرد و طالقان است.

شمیران

شمیران به معنای محل سرد است و به ناحیه کوهستانی شمال تهران نیز می‌گویند. در گذشته شمیران بخشی از ناحیه قصران بزرگ بوده است. قصران معرب کوهساران است و تمام دامنه های رشته کوه‌های البرز تا جنوب شهر ری را قصران می‌نامی‌دند. شمیران قدمتی هزار ساله دارد و از نظر تاریخی با ری باستان در جنوب تهران پیوند دارد.

فیروزکوه

این شهرستان در شرق استان قرار گرفته و دارای دو بخش مرکزی و ارجمند، پنج دهستان و تنها نقطه شهری آن فیروز کوه است، تمام مناطق این شهرستان کوهستانی است و ساکنانش‌از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می کنند. این شهرستان دارای دریاچه‌ها و مناظر طبیعی بسیار زیبایی است که در راس همه آنها قله زیبای دماوند جای دارد.

کرج

این شهرستان در غرب شهر تهران قرار گرفته و دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه کرج در دوره قاجار صورت گرفت. کاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد. دارای دو بخش مرکزی اشتهارد، هفت دهستان و شهرهای کرج، اشتهارد، ماهدشت، کمال شهر، محمد شهر و مشکین دشت است

فضای سبز تهران

برپایه آمار رسمی حدود ۷۳۹ بوستان فعال در تهران وجود دارد که بیش از ۱۲٫۵۳۴٫۲۸۳ مترمربع از سطح تهران را اشغال کرده‌اند.

پارک‌های جنگلی مهم

پارکهای تهران

پارک شهر_  لاله _ طالقانی _ بعثت _ ساعی _ ارم _ ملت _ پارک تفریحی آزادگان _ میثاق_ شهید رجائی _ قیطریه _ جمشیدیه _ نیاوران _ بهاران _ کوی نصر _ کودک _ شاهین _ شفق_المهدی _خواجوی کرمانی _ گل محمدی _ زیبا _ دانشجو _ شطرنج

شهربازی

شهربازی تهران یکی از مجهزترین و مدرن ترین مراکز فرهنگی تفریحی و سرگرمی موجود در کشور است .

مجتمع فرهنگی – تفریحی ارم

یکی دیگر از بزرگترین و مجهزترین شهربازی ها مجتمع تفریحی ارم می باشد .

باغ وحش تهران

قدمت احداث باغ وحش به قرن سیزدهم ه.ق و به هنگام سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بر می گردد

ز لحاظ فرهنگی

موزه‌ها

موزه هنرهای معاصر تهران که مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه از هنر معاصر غرب در قارهٔ آسیا را محفوظ دار.۳۳ موزه در سطح شهر تهران به فعالیت مشغول‌ند که همه‌روزه تعداد کثیری را به‌سوی خود جلب می‌کنند. موزه‌های ایران باستان، ایران اسلامی، مردم‌شناسی، فرش، هنرهای معاصر، صنایع دستی، آبگینه و سفالینه، کتابخانه و موزه ملک و موزه حیات وحش، مجموعهٔ کاخ‌موزه‌های سعدآباد، هنرهای ملی ، دارآباد، فرش ، هنرهای معاصر ، ملی ایران ، خزانه جواهرات ملی ، صبا، سکه بانک سپه ، پست و تلگراف ، سیزدهم آبان ، ابگینه ، کاخ احمد شاهی ، کاخ نیاوران ، صاحبقرانیه ، گنجینه جهان نما، شمس العماره ، رضا عباسی ، گنجینه نفاشی پشت شیشه ، صنعت برق ایران ، گنجینه شهدا، تاریخ طبیعی ، 13 آّبان ، فرش رسام عرب زاده ، ملی ملک ، آزادی _ حیات وش هفت چنار ، بیشترین جلوه تاریخ موزه داری ایران را در ایجاد موزه ایران باستان باید جستجو کرد. این موزه با 2744 متر زیر بنا به دلیل قدمت اشیا، در زمره یکی از موزه های مادر دنیا محسوب می شود که به سال 1316 خورشیدی افتتاح گردید. طراحی ساختمان این موزه به عهده " آندره گدار " فرانسوی بود و شکل ظاهری ساختمان الهام گرفته از طاق کسری انوشیروان ساسانی است.

بناهای معروف تاریخی تهران

 باغ فردوس:

آدرس : خیابان ولی‌عصر، نرسیده به میدان تجریش‌، خیابان باغ فردوس

به دستور محمدشاه قاجار در 1264 ق‌، قصری برای او در نزدیکی تجریش ساخته شد، اما با بیماری و مرگ او، قصر نیمه تمام ماند و او در همان قصر نیمه تمام محمدیه (در محل محمودیه فعلی‌) از دنیا رفت‌. عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبک قاجاریه و معروف به گوش فیل بنا گذاشته شد. زمین‌های قسمت جنوبی و سراشیبی باغ نیز با سنگ چین‌هایی به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روی هریک از قطعات‌، استخری با فواره‌های متعدد احداث شد. استخرها به گونه‌ای ساخته شده بودند که از فواصل دورتر، بزرگ‌تر به نظر میآمدند. دبیرستان شاپور تجریش را در آن تأسیس کرد. مساحت باغ فردوس 20000 متر مربع و طول آن 280 متر وشیب آن از شمال غربی به جنوب شرقی است‌. در 1352، قسمتی از آن برای استقرار مؤسسه لغت نامه دهخدا و مؤسسه باستان شناسی به دانشگاه تهران واگذار شد که هم‌چنان دایر است‌‌.

باشگاه بانک ملی:

آدرس : خیابان فردوسی

ساختمان سردار اسعد یا باشگاه بانک ملی در 1292 ساخته شده است‌. ساختمان منزل مسکونی جعفرقلی خان سردار اسعد و معمارش استاد محمد معمار باشی‌، مشهور به بابا، بوده است‌. معمار باشی‌، معمار ساختمان موزه گنجینه نیز بوده است‌. این ساختمان مدتی باشگاه بانک ملی بوده‌، اما هم اکنون فعالیتی در آن انجام نمی‌شود و قرار است که به موزه بانک ملی تبدیل شود. اشیای موزه را هدایایی تشکیل می‌دهد که از سوی بانک‌های ایرانی و خارجی به مناسبت پنجاهمین سال تأسیس بانک ملی (1357) اهدا شده است‌.

باغ نگارستان:

آدرس : خیابان بهارستان     

باغ نگارستان از باغ‌های قدیمی تهران است که در 1222 ق‌، به دستور فتح‌علی‌شاه به شکل هشت گوش با شاه‌نشین‌هایی به سبک دوره زندیه ساخته و به گچ بری‌های زیبایی مزین شده است‌. در این باغ‌، دو عمارت با نام‌های قلمدان و دل گشا به دستور فتح‌علی‌شاه و به دست هنرمندان عصر قاجار ساخته شده بود. دانش‌سرای عالی که هم‌چون مدارس فرانسه می باشد که در این باغ در واقع اولین مرکز آکادمیک کشور است که به عنوان دارالمعلمین عالی برای پسران و دارالمعلمات برای دختران تأسیس شد. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه (1318 ق‌)، مدرسه فلاحت (کشاورزی‌) و در 1329، مدرسه صنایع مستظرفه (هنرهای زیبا) به ریاست محمد غفاری (کمال الملک‌) در عمارت جنوبی و هم‌چنین‌، مدرسه علمیه در عمارت شمالی به وجود آمد. کتاب‌خانه باغ که معاونت آن را پروین اعتصامی به عهده داشت‌. در 1335، مؤسسه لغت نامه دهخدا، کلاس‌های زبان‌های خارجی‌، جغرافیا و کلاس‌های عمومی دانشکده ادبیات دایر شد .از جمله افراد شاخصی که در دارالمعلمین تحصیل کرده و در فرهنگ ما نقش مهم و بسزایی داشته‌اند، می‌توان به استاد شهید آیت‌الله مطهری‌، آیت الله طالقانی‌، پروین اعتصامی (کتاب‌دار باغ نگارستان‌) و دکتر حسن حبیبی‌، معاون اول رئیس جمهوری‌، اشاره کرد. دکتر محمود حسابی نیز از محصلان و مدرسان این مکان به شمار میآید و گفته‌اند که بعدها برای تدریس درس فیزیک به دانشجویان‌، اولین دستگاه هواشناسی را در این محل نصب کرد. هم‌چنین‌، دکتر محمد حسن گنجی‌، بنیان گذار هواشناسی و جغرافیا، دکتر محمود روح الامینی‌، کاظم عصار، بدیع‌الزمان فروزان فر، دکتر محمد معین‌، دکتر قریب و... نیز دانش آموختگان و مدرسان این مؤسسه بوده‌اند. در مقابل درب ورودی ساختمان مرکزی‌، از شمال‌، مجسمه شاعر حماسه‌سرای ایران‌، فردوسی‌، مشاهده می‌شود این مکان از قدیم به گل گشت فردوسی نیز معروف بوده است.

بانک ملی بازار:

آدرس : خیابان پانزده خرداد، بعد از میدان ارگ‌، روبه‌روی سبزه میدان 

بنای بانک ملی بازار با طراحی و معماری محسن فروغی‌، مهندس و معمار ایرانی‌، ساخته شده است که رضا شاه از او برای ساخت برنامه‌های سازندگی دعوت کرده بود. بناهایی که او ساخته است هرچند مدرن‌، دارای ظرافت و سنت اسلامی است‌.

برج آب بانک ملی:

آدرس : خیابان فردوسی       

برج آب توسط گروهی از کارگزاران آلمانی و زیر نظر مهندس لیندن بلات و در تاریخ 1315 ساخته شد. این تاریخ بر روی کاشی موجود در نمای شرقی حک شده است‌.

این برج به منظور استفاده از ذخیره آب چاه‌ها برای آبیاری فضای سبز و هم‌چنین فشار آب در لوله‌ها با ارتفاع هفت طبقه ساخته شده است.

بنای کلاه فرنگی:

آدرس : خیابان شریعتی‌، نرسیده به پل سیدخندان       

بنای گنبددار بی‌سیم قصر با توجه به این که از اولین فرستنده‌های تلگرافی کشور است و در زمان خود از فنآوری‌های وارداتی غرب بهره می‌جست‌، از جهت استحکام و استواری که از مشخصه‌های بناهای سال‌های 1300 تا 1320ش‌، محسوب می‌شود، عملکرد انحصاری خاص‌، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی‌، ارتباط آن با سایر بناهای پیرامون و ... قابل بررسی و تأمل است‌. بنای بی‌سیم قصر قاجار، بی‌سیم پهلوی‌، بی‌سیم قصر یا کلاه فرنگی از جمله بناهای واقع در اراضی قصر قاجار است‌. ساخت بنا در 1303 ش‌، به اتمام رسید و در 1306/12/3، به طور رسمی افتتاح شد. ساخت عمارت رادیو ایران نیز در 1317 ش شروع و در 4/2/1319 افتتاح شده‌است‌.

خانقاه صفی علی شاه:

میرزا حسن‌بن محمدباقر اصفهانی‌، ملقب به صفی علی نعمت‌اللهی‌، در سوم شعبان 1251 ق‌، در اصفهان به دنیا آمد و بعد از چند سال به تهران کوچ و در محل فعلی خانقاه اقامت و از همان زمان آن‌جا را به خانقاه تبدیل کرد. در حال حاضر خانقاه از سه بخش تشکیل شده‌: دو تالار برای مجالس آقایان و خانم‌ها در طرفین و مقبره‌، که از تالارها در مجالس مذهبی و ترحیم استفاده می‌شود و مقبره نیز زیارتگاه مریدان است‌.

چشمه علی

چشمه علی یا چشمه سورنا , با قدمتی هشت هزار ساله یکی از نقاط تاریخی ری باستان میباشد . از سال 1934 تا 1936 اولین کاوش ها در این منطقه توسط شخصی بنام اریک اشمیت انجام گرفت و سفال هایی کشف شد . قدیمی ترین شواهد تاریخی در این نقطه به هزاره چهارم قبل از میلاد میرسد . این محل در هزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره از هزاره دوم مسکونی و آباد گشت‌. آثاری از عهد پارت‌ها ( حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحیون‌ ) ، ساسانی‌ها و حمله اعراب تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است‌ . به استناد روایت‌های مختلف‌ تاریخی , مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است‌ . درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی‌ ، از دل تپه می‌جوشد . چشمه علی به عنوان یک منطقه طبیعی شناخته شده است‌ . برج و باروهای آن در هنگام استحکام به چهار تا پنج متر می‌رسید و سوراخ‌های دیده‌بانی و آتش‌دان هایی داشته است که هنوز هم آثار آن باقی مانده ‌. اکنون حدود ۱۰۰ متر از دیوار آن بازسازی شده است‌ . وجود نقش برجسته‌ای از فتح علیشاه قاجار ،در حال تاج‌گذاری‌ ، بر صخره مسلط بر آب‌های چشمه‌علی از ویژگی‌های منطقه است و آن را نباید با نقش برجسته‌ای که همین پادشاه را سوار بر اسب و در حال شکار نشان می‌دهد اشتباه کرد. قبلن این نقش برجسته متعلق به دوران ساسانی‌ها بوده است‌ که به دستور این شاه بی کفایت تخریب و بجای آن این نقش برجسته حک شد . نام چشمه به امام اول شیعیان باز می‌گردد که ساکنان اطراف چشمه در دوران حمله اعراب به ایران بر آن نهادند . اما ایرانیان باستان این چشمه را سورنا می‌نامیدند زیرا در کنار معبد آناهیتا قرار داشته است ‌. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران ، قالی‌ها و قالیچه‌های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و ‌روشن‌تر و پرجلاتر می‌سازد ، در آب چشمه‌علی می‌شستند .

دربند

دربند از دهکده‌های قدیمی شمیران و در شمال باغ سعدآباد در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته و یکی از راه‌ های اصلی صعود کوهنوردان به کوه البرز است. کوره‌ راهی از دربند آغاز می‌شود و در آخر به آبشار دوقولو و شیرپلا ختم می‌شود. محله‌های قدیمی دربند عبارت‌اند از مرغ‌ محله ( مغ‌محله )، کنارمحله ، کلاغ‌ پر و سربند . رودی به نام رودخانه دربند از میان دهکده دربند می‌گذرد. در سال 1365 خورشیدی سیل مهیب تجریش از همین مسیر آغاز شد که باعث تخریب بخش های بسیاری از تجریش و کشته شدن عده زیادی از مردم شد .

گورستان ابن بابویه

گورستان ابن بابویه نخستین گورستان شهر ری و دومین گورستان شهر تهران است که بعلت قرار گرفتن در کنار آرامگاه شیخ صدوق معروف به ابن بابویه , به این نام خوانده میشود . این گورستان زیبا و قدیمی در زمان فتحعلی شاه قاجار ساخته و کم کم گسترش پیدا کرد . گورستان محل دفن بسیاری از مشاهیر ایران , شاهزاده های قاجار و مردان سیاسی و کشوری ایران و هنرمندان و ورزشکاران و نامداران ایرانی میباشد . این گورستان تا مدتی قبل یکی از زیباترین و با صفاترین گورستان های شهر تهران به شمار میرفت اما اخیرا" درختان کهن آن ریشه کن و آرامگاههای زیبای آن تخریب شدند و امروزه فضای اسفناکی بر گورستان حکمفرماست .

شمس العماره و زندگینامه سازنده آن "

« روزی ناصرالدین شاه به دوستعلی خان معیر الممالک ( نظام الدوله) گفت: کاخی بلند می خواهم که از بالای آن دورنمای شهر و مناظر اطراف تهران نمایان باشد. معیر الممالک بی درنگ دست به کار شده ، پی ریزی « شمس العماره» و« تکیه دولت» را در کنارآن توسط معماران زبردست ایرانی آغاز کرد.

" وقایع شمس العماره و شایعات پیرامون آن "

در تهران قدیم در مورد شمس العماره شایعاتی وجود داشت که هنوز هم پس از گذشت یک قرن ، سینه به سینه نقل می شود . جعفر شهری در این مورد می نویسد:

« کلاه فرنگی ( سقف اتاقکی که ساعت در آن جاساز شده است) ، ساعت شمس العماره که همیشه بیرقی( پرچمی) بر فراز آن می جنبید ، دارای عجایبی بود که تهرانی ها ، از آن حرف می زدند ، یکی این که ؛ در زوال حکومت محمد علی شاه ، روزی کلاغ ها بر بیرق حمله ور می شوند و با منقارشان آن را ریزریزمی کنند . دو روز بعد محمد علی شاه می گریزد و سلطنت تغییر می کند . دوم ؛ ساعت بزرگ دو طرفه یی بربالای شمس العماره نصب شده بود که درباره صدای زنگ این ساعت می گفتند اول صدایی داشت که افراد در چهار فرسخی (24 کیلومتر) آن ، صدایش را به وضوح می شنیدند . بر اثر شکایت مکرر اهالی ، باغد صدای ساعت را کم می کند ، اگر چه این موضوع در حد اغراق و مبالغه به نظر می رسید ، اما آنچه مقرون به حقیقت بود این است که صدای ساعت تا اقصی نقاط شهر می رسید .ساعت سازاین ساعت ، ( که سالهاست از کار افتاده ) میرزا علی اکبر خان بود که آن را کوک و تعمیر می کرد.سوم ؛ دو جغد نر و ماده بودند که در محفظه این ساعت لانه داشتند و شایع بود که هر بار ظاهر شوند ، سلطنت تغییر می کند. می گفتند در موقع کشته شدن ناصرالدین شاه ، سه روز از لانه بیرون آمده بودند که روز سوم شاه تیر می خورد . آنچه این شایعه یا حقیقت را بر سر زبان ها انداخت ، بیرون آمدن و ظاهر شدن این دو جغد در شهریورماه 1320 بود . جغدها که بیرون آمدند مردم می گفتند خدا عاقبت پیداشدن جغدها را به خیر کند ، که متفقین به ایران حمله کردند ، قحطی ، کشتار و نا امنی همه جا را گرفت و شد آنچه قلم از بیانش عاجز است.

مکان‌های مذهبی

مسجدها، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها از جمله مکان‌های مذهبی پایتخت هستند که در مجموع ۲٬۰۷۲ مرکز را شامل می‌شوند. تهران ۱۵۴۶ مسجد، ۴۸۷ حسینیه، و ۳۹ امامزاده دارد. در واقع برای هر ۳٬۵۱۶ تهرانی یک مرکز مذهبی وجود دارد. بیش‌ترین امامزاده‌های پایتخت در منطقه ۲۰ متمرکز شده و بعد از آن منطقه ۲ و ۱ دارای بیشترین امامزاده‌ها هستند. در ۱۲ منطقه هم هیچ امامزاده‌ای وجود ندارد. همچنین از نظر مذهبی آرامگاه عبدالعظیم حسنی در شهر ری امامزاده صالح در تجریش، امامزاده داوود در شمال کن و همچنین آرامگاه روح‌الله خمینی مورد توجه بسیاری از بازدیدکنندگان قرار دارد.

سینما و تئاتر

بیش از صد سالن سینما در شهر تهران وجود دارد که اکثرا فیلم‌های تولید داخل و تعدادی نیز فیلم‌های خارجی را اکران می‌کنند. بیش از چهل آمفی‌تئاتر نیز در این شهر فعال هستند که نمایش‌های گوناگونی را به روی پرده می‌برند.

ورزش

 پیست اسکی دیزین

فوتبال ورزش اول شهر است و بیش‌ترین طرفداران را نیز دارد. در کنار آن کشتی نیز به‌طور سنتی بسیار مورد توجه بوده‌است و به عنوان ورزش ملی مورد توجه قرار گرفته‌است. چندین پیست اسکی بسیار زیبا و منحصربه‌فرداز جمله پیست‌های اسکی توچال، دیزین و شمشک در نزدیکی شهر قرار دارند که پیست اسکی دیزین جزء معدود پیست‌های اسکی جهان است که در آن امکان اسکی بر روی چمن علاوه بر اسکی برروی برف مهیاست. پیست اسکی توچال هم با ارتفاع ۳۷۳۰ متر از سطح دریاهای آزاد پنجمین پیست اسکی مرتفع جهان است و تا تهران تنها پانزده دقیقه فاصله دارد. کوهنوردی و تاحدی صخره‌نوردیهم از ورزش‌های دیگر شهر است

ورزشگاه آزادی تهران

فوتبال که پرطرفدارترین ورزش شهر است، هر هفته عدهٔ زیادی را برای تماشای لیگ برتر به ورزشگاه آزادی می‌کشاند. دو تیم اصلی تهران استقلال و پرسپولیس هستند که شهرآورد بین این دو تیم هر بار تماشاگران زیادی را جذب می‌کند.. به‌جز ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی در غرب، می‌توان به ورزشگاه تختی در شرق، شیرودی در مرکز و دستگردی در شهرک اکباتان اشاره نمود.

فرهنگ‌سراها: بیش از ۷۱ فرهنگسرا و خانه فرهنگ در تهران وجود دارد. فرهنگ‌سرای بهمن که با وسعت ۴۰٬۰۰۰ متر مربع در جنوب تهران قرار دارد، فرهنگ‌سرای خاوران در جنوب شرقی، فرهنگ‌سرای شفق و فرهنگ‌سرای نیاوران در شمال تهران نمونه‌هایی از این مراکز هستند.

نشریات

بیش از هزار عنوان نشریه در ایران منتشر می‌شود که مرکز تعداد زیادی از آن‌ها تهران است. تقریبا مرکز همه روزنامه‌های مهم ایران در تهران است.

دانشگاه‌ها

آموزش عالی مدرن ایران با تأسیس دارالفنون (۱۲۳۰ خ.) توسّط امیرکبیر در تهران آغاز شد. پس از آن در سال ۱۳۱۳ خ. در دورهٔ رضاشاه به همّت افرادی چون محمود حسابی و علی‌اصغر حکمت دائر شداز دانشگاه برتر وزارت علوم شش دانشگاه تربیت مدرس، تهران، شهید بهشتی، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف و علم و صنعت در شهر تهران قرار دارند. دانشگاه‌های علوم پزشکی دولتی موجود در تهران عبارتند از: دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، تهران، شهید بهشتی و بقیةالله.دانشگاه آزاد اسلامی نیز در مرداد ۱۳۶۱ خ. با ایجاد واحد تهران مرکز شروع به کار کرد.

مدرسه‌ها

حمل‌ونقل

زیرساخت‌های میان‌شهری:

·         دو فرودگاه بین‌المللی مهرآباد و امام خمینی

·         چهار پایانه مسافربری شرق، غرب، میدان آرژانتین وجنوب

·         تهران حجم بالایی از ترافیک خطوط راه‌آهن کشور را به خود اختصاص داده است.

·         خطوط راه‌آهن تهران-اروپا هم بسیار فعال است.

·         سهم اتوبوسرانی از حمل‌ونقل همگانی شهر تهران با ۶٬۰۵۰ اتوبوس و سامانه اتوبوس تندرو تهران و اتوبوسرانی برقی تنها ۱۷درصد است که در افق سال ۱۴۰۴، باید به ۲۵ درصد و ۱۱٬۰۰۰ دستگاه (با توجه به افزایش جمعیت) برسد.

مترو تهران

سابقه بحث و گفتگو درباره احداث قطار شهری در تهران به ۱۱۰ سال قبل باز می گردد. تاسیس تراموای شهری از جمله نکات پیش بینی شده در امتیاز نامه ای بود که بارون ژولیوس دو رویتر در عهد ناصرالدین شاه روی کاغذ آمد. در همین سال ها یک خط آهن روزمینی بین دروازه شهری ری (حضرت عبدالعظیم) و میدان باغ شاه، با نام معروف ماشین دودی، ساخته شد.مترو تهران در نه خط طراحی شده است اما در حال حاضر، چهار خط آن فعال می باشد که عبارتند از: خط یک، که از ایستگاه قیطریه تا ایستگاه حرم مطهر امتداد دارد، این ایستگاه دارای بیشترین مسافر خطوط مترو تهران است. خط دو، از ایستگاه فرهنگسرا آغاز و تا ایستگاه تهران (صادقیه) ادامه دارد. خط پنج، از ایستگاه تهران (صادقیه) آغاز و تا ایستگاه محمد شهر (ماهدشت) امتداد پیدا می کند. خط چهار نیز از ایستگاه میدان انقلاب تا ایستگاه شهید کلاهدوز ممتد شده است.

اقتصاد

تهران مهم‌ترین قطب اقتصادی ایران محسوب میشود با این‌که تنها ۱۱ درصد جمعیت کشور در تهران زندگی می‌کنند، حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران مربوط به این شهر است. البته توزیع این حجم عظیم تولید در بین مردم یکنواخت نیست، به‌طوری‌که بیش از ۸۰ درصد این فعالیت اقتصادی تنها در اختیار ۱۰ درصد جمعیت این شهر قرار گرفته است که عمدتا در نواحی ثروتمند شمال شهر ساکن هستند. قیمت زمین در برخی نقاط شهر تهران جزء گران‌ترین‌ها در کل جهان می‌باشد. بیش از ۱۵۰۰ سازمان دولتی هم‌اکنون در تهران فعالیت می‌کنند و گران‌ترین ساختمان‌های تهران نیز در اختیار این سازمان‌های دولتی است. این شهر را در رده پنجاه و ششمین شهر ثروتمند جهان و بالاتر از شهرهایی چون ریاض، لیسبون، برلین، بیرمنگام، لیون و هامبورگ قرار داده است، رشته فعالیت‌های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی با ۲۸ درصد و مستغلات و کسب و کار با ۲۵ درصد بیشترین سهم را در جی‌دی‌پی دارند.فعالیت‌های خدماتی تهران در داخل شهر و فعالیت‌های صنعتی (زمین‌بر) در حومه آن متمرکز هستند.

شورای شهر تهران

شورای اسلامی شهر تهران شورایی است متشکل از ۱۵ نماینده که بر طبق قانون شوراها مسئول اداره شهر تهران است..پیشینه شورای شهر تهران، یا به تعبیر آغازین خود بلدیه، به تشکیل نخستین نهاد قانون‌گذاری (مجلس شورای ملی) بازمی‌گردد. در حقیقت یکی از نخستین قوانین مصوب مجلس شورای ملی، «قانون بلدیه» است که در سال ۱۲۸۶ خ. به تصویب رسید و به این ترتیب یکی از آرمان‌های بزرگ انقلاب مشروطه جامه عمل پوشید.

شهرداری تهران

شهرداری تهران سازمانی غیردولتی است که در ۱۲ خرداد ۱۲۸۶ خ تاسیس شد و اداره شهر تهران را به عهده دارد. مسئولیت اداره این سازمان با شهردار تهران است که پیش از این با حکم وزیر کشور ایران منصوب می‌گردید ولی اکنون با حکم شورای شهر تهران انتخاب می‌شود. شهرداری تهران شامل ۲۲ منطقه است که اداره هر منطقه به عهده شهردار آن منطقه‌است.

سیاست

شهر تهران علاوه بر این‌که مرکز سیاسی کشور ایران است، مهمترین نهادهای دولتی و قضایی شامل وزارتخانه‌ها، مجلس شورای اسلامی و ... در آن واقع شده است و تاثیرگذارترین مقام‌های کشور ایران شامل رهبر، رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس دستگاه قضایی، رئیس و بعضی از اعضای مجلس خبرگان رهبری، رئیس و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای نگهبان، وزرای کابینه و اعضای شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در آن زندگی می‌کنند. این شهر ۳۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد.

رخدادهای سیاسی

تاج‌گذاری آغامحمدخان قاجار

آغا محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۴ خورشیدی برای نخستین بار شهر تهران را به پایتختی برگزید، و در همین شهر تاج‌گذاری کرد.

انقلاب مشروطه

انقلاب مشروطه که در دوران حکومت دو پادشاه قاجار یعنی مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه رخ داد از پیشامدهای مهم سیاسی شهر تهران محسوب می گردد. فتح تهران از نتایج این انقلاب به شمار می رود.

نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران

نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران که کانون رویدادهای آن در تهران بود که با تلاش دکتر محمد مصدق منجر به ملی شدن صنعت نفت ایران گردید. در جریان این نهضت، تظاهرات های متعددی در تهران به وقوع پیوست.

 شهرهای خواهرخوانده

شهر تهران نُه خواهرخوانده دارد.  سئول ، کره جنوبی _ لس آنجلس ، ایالات متحده _ لندن ، انگلستان _ هاوانا، کوبا _ پرتوریا، آفریقای جنوبی _ مسکو ، روسیه _ کاراکاس ، ونزوئلا _ مینسک ، بلاروس _ پکن ، چین

تهران قدیم و رسومات مردم آن

تهران قدیم از نظر عبور و مرور مقرراتی خاص داشت به آن معنی که دو ساعت از شب گذشته در ارگ تهران و وسط چهار سوق بزرگ بازار طبل می‌زدند که آن را طبل <برچین برچین> می‌گفتند.کسبه با شنیدن صدای طبل بساط خود را جمع می‌کردند و سه ساعت بعد از غروب نیز شیپور خاموشی نواخته می‌شد و عبور و مرور قطع می‌گردید، اما در ماه مبارک رمضان تمام این مقررات لغو می‌شد و مردم تمام شب را آزادانه در شهر رفت‌وآمد می‌کردند و در حمام‌ها، مساجد، زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها تا نزدیک سحر باز بود. ‌مسیرهای عمومی و بازارها با فانوس نفتی و روغنی تا صبح روشن بود. در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال 1297 قمری به جای چراغهای نفتی از چراغ گاز کارخانه حاج میرزاحسین خان قزوینی استفاده می‌شد. در زمان مظفرالدین شاه با به راه افتادن کارخانه 400 کیلوواتی حاج حسین آقا امین الضرب، برق جانشین چراغ گاز شد. ‌ تهران قدیم دو خاطره از برق امین‌الضرب در ماه‌های شعبان و رمضان دارد. یکی چراغانی باشکوهی است که برای اولین بار در ایام جشن نیمه‌شعبان به وسیله چراغهای برق و لا‌مپ‌های الوان انجام شد. این چراغها باعث خوشبینی مردم نسبت به برق شد، زیرا تا قبل از آن حتی بعضی رجال هم نسبت به اقدام امین‌الضرب بدبین بودند. خاطره دیگر مربوط به سال 1305 شمسی مصادف با ماه مبارک رمضان است که به سبب پاک کردن دیگ‌های بخار، قسمتی از کارخانه برق حاج امین‌الضرب از کار افتاد و آن سال برای روشن کردن شب‌های ماه مبارک رمضان از چراغهای زنبوری استفاده شد. 

صدای شلیک توپ

اعلا‌م غروب و افطار نیز در تهران و شهرستان‌های کوچک و بزرگ تا چندین سال پیش جالب بود. در تهران تا 50 سال پیش هر کدام از میدا‌ن‌های چهارگوشه شهر به دو توپ در ایام رمضان مجهز می‌شد و هر غروب و سحر با شلیک 3 تیر مومنان را از پایان روزه و آغاز شب با خبر می‌کرد. ‌ رمضان ماه دوستی و نزدیکی مردم با یکدیگر بود، زیرا مردم معتقد بودند که قهر و دشمنی با برادران دینی به روزه و نماز آنها لطمه می‌زند و عبادتشان مورد قبول قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل قبل از آغاز ماه رمضان به دیدار یکدیگر می‌‌رفتند و طلب بخشش می‌کردند، ضمنا در طول ماه نیز با گستردن سفره افطار از دوستان و آشنایان، مخصوصا مستمندان پذیرایی می‌کردند. این رسم در حال حاضر بیش و کم برقرار است. سفره قلمکار و پارچه‌ای افطار که به آن <پیش افطاری> می‌گفتند با غذاهای تهرانی تزئین می‌شد. غذاهای تهرانی عبارت بودند از ترحلوا، شیربرنج، نان روغنی، شیر، مربا، فرنی، خرما، خاکشیر یخ‌مال (شیره تابستان)، پالوده سیب (ویژه تابستان) و در زمستان <حلوا ارده.> پس افطاری هم عبارت بود از شامی کباب، چلوکباب، آبگوشت، چلوخورشت، کوفته، کباب حسینی و کباب‌بره که البته این غذاها بر سر سفره کسانی فراهم می‌شد که صاحب آن دستش به دهانش می‌رسید. پس از افطار شب چره و به قول فرنگی‌ها دسر شروع می‌شد که عبارت بود از زولبیا و بامیه، پشمک، باقلوا و قطاب و انواع میوه‌های فصل (بعضی از دسرهای یادشده، مثل زولبیا و بامیه همچنان جزو رسوم رمضان تناول می‌شود.) غذاهای سحر بیشتر از برنج درست می‌شد چون تشنگی به دنبال نداشت و به قول قدیمی‌ها آب نمی‌کشید. در تابستان موقع سحر از خوردن دوغ و ماست خودداری می‌کردند، زیرا تشنگی ایجاد می‌کرد و به جای آن هندوانه و خربزه می‌خوردند. ‌

تعزیه در رمضان

تا پایان سلطنت محمدعلیشاه، مجالس تعزیه معمولا‌ در ایام ماه محرم و صفر در تهران اجرا می‌شد، ولی در دوران احمدشاه در ساختمان تکیه آقا در حصار بوعلی شیران (جنوب نیاوران) به دستور کامران میرزا نایب‌السلطنه، تعزیه خاص ماه رمضان بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا می‌شد. ‌کسبه تهران قدیم در ماه رمضان غیراز بقال، قصاب و خباز عموما تعطیل می‌شدند، زیرا اکثر مردم به دلیل شب‌زنده‌داری تا ظهر روز بعد خواب بودند. در کنار عبادات روزهای ماه رمضان، تفریحاتی نیز برای روزه‌داران معمول بود که از آن جمله معرکه‌گیری درویش‌ها و مارگیرها در فضای باز مساجد معروف تهران مثل مسجد سپهسالا‌ر، مسجدشاه و مسجد جامع بازار و سرقبر آقا دیدنی بود. در داخل شبستان مساجد محلا‌ت پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر برنامه وعظ و تبلیغ آغاز می‌شد. تا قبل از مشروطه و وعاظ در مبنای فقط مسائل دینی مطرح می‌کردند. بعدها برای اولین بار سیدجمال‌الدین اصفهانی (پدر محمدعلی جمال‌زاده از نویسندگان معروف) در ماه رمضان مسائل سیاسی را نیز در منبر مطرح می‌کرد. آن مرحوم در مساجد سیدنصرالدین، مسجد شاه و مسجد شیخ‌عبدالحسین (مسجد آذربایجانی‌ها) سخنرانی‌های‌مذهبی و سیاسی می‌کرد و تندنویسان آن زمان بیانات سید را نوشته و در روزنامه معروف <جمالیه> منتشر می‌کردند.در دوران پهلوی دوم نیز واعظ معروف، استاد علا‌مه فلسفی در سال‌های قبل از کودتای 28 مرداد سال 32، ظهرها بعداز نماز جماعت در مسجد سلطانی سخنرانی می‌کرد که به طور زنده از رادیو تهران پخش می‌شد. بعد از کودتا برنامه سخنرانی آن مرحوم به مسجد آقاسیدعزیزا... بازار منتقل شد که تا پایان دهه چهل ادامه داشت. در آن دوران دو مجلس سخنرانی بسیار پرجمعیت ظهرها در تهران برگزار می‌شد که در درجه اول منبر حاج‌آقا فلسفی بعد از نماز آیت‌ا... العظمی خوانساری در مسجد آقاسیدعزیزا... و مجلس دیگر، سخنرانی حضرت آیت‌ا.. مکارم شیرازی بود که ظهرها در مسجد ارگ برگزار می‌شد. ‌در زمان ناصرالدین شاه پس از بنای مسجد سپهسالا‌ر از آقا شیخ ملا‌محمدعلی معروف به <حاج آخوند رستم‌آبادی> تقاضا شد که در ایام ماه مبارک رمضان در این مسجد اقامه جماعت‌نماید و ایشان این دعوت را اجابت کرد. ضمنا بعد از نماز، آن مرحوم در مسجد مردمی نیز می‌رفت که نماز جماعت و منبر حاج‌آخوند در رمضان در عهد ناصری جزو باشکوه‌ترین نماز جماعت مجلس وعظ در سطح تهران آن روزگار به شمار می‌رفت. شایان ذکر است ایشان یکی از فاضل‌ترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف بود که در سال 1332 قمری در سن 82 سالگی در زادگاهش رستم‌آباد شمیران بدرود حیات گفت. مزارش در کنار بوستان اختیاریه واقع در محله اختیاریه زیارتگه اهالی و به‌قولی وجود تربتش خیروبرکت منطقه است. ‌

 بازار مکاره

 اما بازار مکاره هم در این ایام دیدنی بود. رمضان چهره جلوی مساجد معروف تهران مثل مسجد سپهسالا‌ر را عوض می‌کرد، زیرا بساط‌دارها و خرده‌ریزفروش‌ها سفره اجناس خود را پهن می‌کردند و در این بساط انواع و اقسام پارچه، ظروف مسی و وسائل زینتی به فروش می‌رسید. بیشتر مشتریان این بساط بانوان بودند. این شعار بیشتر فروشنده‌ها بود: <کفگیر با ملا‌قه/ مال اکبر چلا‌قه/ آی خانم‌ها همت کنید/ پول ندارید قیمت کنید...>

بانگ خروس:‌ یکی از راه‌هایی که از قدیم‌الا‌یام تهرانی‌ها برای بیداری سحر از آن استفاده می‌کردند صدای بانگ خروس بود. از این رو وجود خروس را در خانه خوش‌یمن می‌دانستند، به‌خصوص خروس سفید چهل‌تاج که نشانه خیر و برکت بود. ‌

 

سوره یاسین و طه:‌ بعضی به نیت اینکه سحر از خواب بیدار شوند قبل از خواب سوره یاسین و طه می‌خواندند و از خداوند می‌خواستند که سحر خواب نمانده و در فرصت مناسب بیدار شوند. ‌

چراغ روشن:‌ قبل از نصب کارخانه برق در تهران، بعضی از خدام مساجد یکی دوساعت به سحر چراغهایی را روشن می‌کردند و در نقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد می‌گذاشتند تا مردم با دیدن نور چراغ به نزدیک شدن سحر پی ببرند.

کوبیدن دیوار همسایه: در ماه رمضان همسایه‌ها با هم قرار می‌گذاشتند هر کسی سحر زودتر بیدار شد، همسایه‌های دیگر را هم بیدار کند. در صورتی که خانه‌ها دیوار به دیوار بود، با کوبیدن مشت‌های پیاپی به دیوار، در غیر این صورت به درخانه همسایه می‌رفتند و کوبه در را می‌کوبیدند تا از خانه صدای <کیه> بلند شود و مطمئن شوند اهل خانه بیدارند. ‌

نذر کردن نیکوکاران:

در قدیم گاهی افراد مومن و معتقد برای ثواب یا نذری که داشتند سحرهای ماه رمضان مردم را بیدار می‌کردند. برای این کار نزدیک سحر از کوچه‌ها می‌گذشتند و با خواندن اشعار مذهبی یا کوبیدن حلقه در خانه‌ها و یا با کوبیدن قطعه‌ای چوب روی طبل و حلب خالی مردم را بیدار می‌کردند. ‌

صدای مناجات:‌

بسیاری از مردم تهران قدیم با صدای مناجات یک ساعت مانده به سحر که از گلدسته مساجد و پشت‌بام‌ها بلند می‌شد از خواب بیدار می‌شدند. این مناجات غالبا سوره والفجر یا دعاهایی از کتاب زادالمعاد و دیگر کتب ادعیه (قبل از انتشار مفاتیح الجنان) یا صحیفه سجادیه و اشعار خواجه عبدا... انصاری بود. ‌

توضیحی در مورد رسم و رسوم نذریدر ماه رمضان

یکی از مراسم و آداب مردم تهران قدیم،‌ پختن و توزیع انواع نذری ها میان اهل محل بود. این نذرها عبارت بودند از پلو خورش ،‌شله زرد،‌ آش شله قلمکار،‌ حلوا به اضافه شربت و سایر مخلفات،‌ نذری پلو عبارت بود از پلوی ساده که گوشت و ادویه،‌ خورشت آن می گردید و وقتی آماده می شد تقسیم آن یا به وسیله قابلمه یا بادیه های مسی بود و یا اینکه وقتی فقرا به در خانه نذری پز می آمدند پلو را در یک نان سنگک ریخته به دست طرف می دادند. عده ای هم بودند که علاوه بر اینها آش شله قلمکار و یا آش رشته و شله زرد نذر می کردند و بعضی هم بودند که فقط نان و ماست نذری آنان بود. بعضی از خانواده ها سمنو نذر می کردند و طرز پخت آن عبارت بود از: مقداری گندم سبز شده که مقداری آرد به آن اضافه کرده و بعد فندق و بادام و گردوی پوست دار در آن می ریختند. نکته قابل ذکر این است تکه جماعتی از مردم تهران قدیم بودند که ، قبل از پختن نذری، یک دیگ بزرگ در حالی که سینی بزرگی بر روی آن قرار داده بودند در جلوی خانه خود می گذاشتند تا هر کسی که میل دارد برای کمک به پختن آش نذری پولی به سوی سینی بیاندازد.

لباس مردان

لباس عادی مردان در تابستان، پارچه ای پنبه‌ای بود مانند قدک بوشهری و اصفهانی، کاشی و قلمکار اصفهانی، چیت بروجردی، ابریشمینه‌های یزدی، کاشی( کاشانی) و خراسانی، الجه‌های یزدی و ترکمنی، آفری کرمانی، عبادی اصفهانی و یزدی، کتان و شیرپنیر مازندرانی و در زمستان، پشمینه‌های کرمانی، خراسانی، گیلانی، مازندرانی و استرآبادی

لباس زنان

لباس زنان تهران قدیم عبارت بود از پیراهن کوتاه و ارخالی از آن کوتاهتر برای پوشاندن بالاتنه به کار می رفت و نیز زیر جامه ای که تا پشت قدم ها را می پوشانید. در زمستان ، کلچه ای هم برای حفظ از سرما بر آن اضافه می شد. سرپوش زن ها چادر قدی بود که سر و موی بافته بلند آنها را از نظرها می پوشاند. آنها وقتی می خواستند از خانه بیرون بروند، چاقچوری که زیر جامه در آن بگنجد به پا و چادر سیاهی بر سر و روبنده ای از پارچه سفید بالاتنه جواهر که از پشت سر آنها می درخشید، به صورت می زدند.

میدان پاتوق

میدان پاقاپوق به یک حساب چهارمین و به حساب دیگر ، که میدان مشق را هم داخل نماییم پنجمین ، میدان عمومی تهران محسوب می گردید . این میدان که نام اولش پاقاپوق بود و بعدش به میدان اعدام و آخرش هم به محمدیه تغییر اسم داد ، میدانی تقریبن در خارج  شهر در جنوب غربی تهران ، انتهای  خیابان جلیل آباد بود که سابقن اعدام محکومین به مرگ ، در آن صورت می گرفت .نام قاپق از آن به روی آن آمده بود که در وسط آن (محل فعلی حوض) تپه یی از خاک قرار داشت که بر بالای آن، ستون گرد کوتاهی از آجر ساخته بودند که مجرمین را در پای آن سر می بریدند و با خراب شدن تدریجی اش که جایش تخت گاهی دیوار دار ساخته شد به جای ستون آجری تیر چوبی در آن کار گذاشته شد ، تا بعدها که با پیدایی مشروطه و تمدن و قوانین جدید و آنکه سر بریدن علامت توحش و مایه ی بی آبرویی می گردید ، دار و طناب جانشین آن گشته محلش نیز از آنجا به باغشاه و سپس به توپخانه تبدیل شد  تا به امروز که پنهانی و دور از انظار انجام می شود .

سر بُریدن : قاعده ی اعدام در پاقاپوق چنان بود که محکوم از انبار (زندان ) تحویل میر غضب
می گردید تا برده ، کشته ، سرش را تحویل بدهد  و میر غضب مردی بود خشن و مدهش و دایم الخمر با لباس سرخ و خنجر به کمر و هیاتی کریه ، با کلاه پوست بلند پر پشم و سبیلهای  کلفت پریشان ، در کمال بدی هیبت ، که مشاهده اش مو بر اندام راست می کرد . میر غضب شغلش افتخاریِ بدون مواجب و امرش مانند غالب ماموران دولت که جیره و مواجبی نداشتند از مداخل (رشوه ، باج ، در آمدی که بیش از حقوق مورد توجه قرار می گرفت )و لفت و لیس و در آمد حقانه ( حق فراش ، حق گزمه ، حق میز غضبی ، یعنی حق ظلم و ستم و تعدی و زور و قلدری و بی رحمی و قساوت و خودسری ، حق لباس دولتی ) و درانه و فتانه (انعام ، دست  لاف، اجرت کار راه اندازی ، رشوه ، حق العمل ) و مانندآن می گذشت و از انجام ماموریت ، تامین می گردید .پس از آن نوبت به حق تیغ می رسید که در روز اعدام ، وصول می گردید؛ با کیفیت سابق که از انبار (زندان شاهی ، مقابل سبزه میدان) تا پاقاپاق ادامه می یافت ، در این معنی که تیغ تیزتر بکار برده وی را زودتر خلاص نماید ؛ تا آنگاه که محکوم به مقتل رسیده به پای قاپق رفته ، وقت دوران زدن خود میرغضب می رسید و تشتک بدست و حق تیغ گویان ، دوری از جلو تماشاچیان زده به نزد محکوم بازگشته وی را به زمین می کوبید و انگشت در پره های بینیش کرده سرش را به عقب کشیده و خنجر را به گلویش آشنا می کرد و در اینجا بود که باید اجرت تیز دستی خود را دریافت کند و این بدترین حالت برای محکوم بود که باید دقایق بسیاری را میان خوف و رجا و بیم و امید زندگی کند تا کسی از نزدیکانش یا اهل خیری پیدا شده رضایت جلاد را که برای دفع الوقت ، دامن قبا به کمر زده سبیل می تابید و خنجر از گلو برداشته به مصقل(تکه آهنی که قصاب ها پلیسه ی دمِ کارد خود را گرفته آنرا بُران می کنند) کشیده دو مرتبه به گلو می گذاشت حاصل کرده او را زودتر خلاص بکند .

بچه ناف تهران یعنی چه ؟

همۀ شهرها، شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز و حاشیه و منطقه و محله و بازار و پاتوق و گذر و غیره و ذالک دارند، اما تهران غیر از اینها یک "ناف" هم دارد که تهرانی‌های اصیل خود را به آن می‌چسبانند و می‌گویند "بچۀ ناف تهرونیم!" این ظاهرأ از ابداعات خود آنهاست، چون کمتر شنیده شده – یا شاید اصلأ شنیده نشده- که کسی از ناف یزد یا ناف سنندج یا ناف بندرعباس سخن بگوید. این اصطلاح به فرهنگ مشهدی‌ها هم راه پیدا کرده و وقتی بخواهند از تفاخر یا ناز و افادۀ کسی صحبت کنند، می‌گویند: "همچی [فلان و بهمان] مُکنن که انگار تخمشاره تو ناف تهرون کاشتن…!"

ناف تهرون" اصطلاحی قدیمی است و طرز به کار بردنش نشان می‌دهد که به قدیمی‌ترین جای تهران اطلاق می‌شود. بنابراین پونَک و باغ فیض و طرشت و علی‌آباد و چند دَه آبادی و روستای دیگری که طی دهه‌های اخیر در معدۀ پراشتهای تهران هضم شده‌اند، نمی‌توانند ناف تهرون باشند و این ناف را باید در محدوده‌های قدیمی‌تر جستجو کرد. مثلأ محدودۀ تهران دورۀ قاجار که ناصرالدین شاه گردا گردش را خندق کشید و نامش را "دارالخلافۀ ناصری" گذاشت.(سال ۱۸۶۸م ، ۱۲۴۷ش)از روی نقشۀ امروز تهران، این دارالخلافه از شمال به خیابان انقلاب، از جنوب به خیابان شوش، از شرق به خیابان هفده شهریور و از غرب به خیابان کارگر محدود می‌شد؛ البته با کمی تفاوت، چون دارالخلافۀ ناصری هشت‌ضلعی بود و نه چهارضلعی.

لفظ عوام

«لفظ عوام» مجموعة لغات، اصطلاحات و امثال و تعابیر معمول در نزد عامة مردم است که در مقابل «لفظ قلم» قرار دارد، زیرا در گذشته به‌ندرت دیده شده است که واژه‌ها و تعابیر این لفظ را در زبان ادبی راه ‌دهند.این یک «ژارگن» است نه یک زبان، یعنی فاقد ساخت و ستروکتور کامل زبانی است، در اغلب شهرهای ایران «لفظ عوام» وجود دارد و اهم آنها که گسترشی تمام پذیرفته و در آن نکات و تلویحات شیرین نهفته است لفظی است که در تهران دوران قاجار و آغاز پهلوی پرورش یافته است و اینک در حال نوعی زوال یابی است.

بررسی منشأ پیدایش و «اصل و نسب» واژه‌‌های عامیانة مصطلح در تهران نشان می‌دهد که این منشأ فوق العاده گوناگون است

1. آب زیپو: رقیق ،  از واژة آلمانی''suppe'' «سوپ»، ظاهراً یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها که سوپ یا «زوپه» را در قیاس با آش ایرانی بسیار رقیق و بی‌مزه می‌یافتند.

2. اخم و تخم: تخم هم‌ریشه با «تهم» در تهمتن. از همین جا سهم و سهمگین.

3. الکی : یعنی بی‌اساس، از ریشة کهن پهلوی «هلکیه»

4. بسه!: (در لهجة تهران به کسرب، یعنی ببین! بپا) از پهلوی سهستن یعنی دیدن هم‌ریشه با واژة آلمانی "Sehen" و مصدر انگلیسی"To See" .«یارو را بسه! »

5. بلبشو : برخی آنها را مخلص « بهل و بشو!» (بگذار و برو)

6. پاک : به معنای به کلی و تماماً ، مثلاً   « پاک خودش را باخت ».

7. پز و پزیسیون: از ریشة فرانسه  Pose , Position.

8. پله: واژة همراه پول (پول و پله)، نظامی : شاید «پیله» در «پیله‌ور» نیز از همین‌جاست. گویا یعنی مال و ذخیره و دارائی کوچک..

9. جلب یا چلب: اصلاً یعنی پیله‌ور و نیز قواد و پاانداز. 17.

10. چربیدن: به معنای فائق شدن ،

11. چسان فسان: آرایش از ریشة روسی   Cosanni Fosonni یعنی شانه شده و شیک پوش. معمولاً آن را فارسی می‌شمرند و واژه‌ای ریشخندآمیز و بی‌ادبانه و حال آنکه ریشة آن الفاظ جدی خارجی می‌باشد.

12. زپرتی: از میان رفته و از هم پاشیده.

13. زکی!: به احتمال از ریشة «زهی» و «زه!» و «زهاره!» که در پهلوی و فارسی دری از نداهای تحسین و شگفت است.

14. زوار: (زوارش در رفت) در نزد چارواداران ، زوار و زواربندِ اسب.

15. شِر و وِر: مانند واژة فرانسه   Charivari،  ولی معلوم نیست از آنجا آمده باشد!

16. شنگول: شنگ و شنگول در مسلماً با "Schon" آلمانی هم‌ریشه است.امروز می‌گوئیم: شوخ و شنگول، شنگول و منگول،الخ.

17. فکسنی: (بی‌ربط، مزخرف) از واژة "Fkussni" روسی یعنی بامزه که به تعریض به کار رفته است.(مانند:آب زیپو)

18. فرتی: (زود) از واژة آلمانی"Fertig" یعنی حاضر، آماده، تمام شده. شاید از یادگار سربازخانه‌های ایرانی دوران تصدی سوئدی‌ها.

19. قاقا: در زبان کودکان خوردنی(و نیز قاقا لی‌لی)، 

20. گپ: به معنای سخن بیهوده(در مازندرانی به معنای گفت و گفتار)

21. گزک: از پهلوی «گتک» یعنی سند.

آداب ازدواج در تهران قدیم

 

یکی از اعتقادات در رابطه با بخت گشایی این بود که وقتی فرد پنبه زنی را به داخل خانه برای کار می آوردند . منتظر می شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملی برای مدتی دست از کار بکشد و در این هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توی کمان پنبه زنی عبورش می دادند و معتقد بودند که به زودی زه کمان وی پاره خواهد شد و به این ترتیب نیز بخت دخترشان باز می شود . در صورت پاره شدن چله کمان ، جازدن آن کار بسیار مشکلی برای پنبه زن ها بود و به همین خاطر پنبه زن ها سعی می کردند تا جایی که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هیچ دختری به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود برای بخت گشایی کار دیگری نیز می کرده اند و آن اینکه هر گاه درون خانه و یا در منزل همسایگان ، برای نذر گوسفندی می کشتند . مادری که می خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود . چادر دخترش را به همراه مقداری پول و با یک کله قند به قصاب می داد و از وی می خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندی عبور دهد و بر این اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر ، به زودی بختش باز می شوداز دیگر معتقدات مردم برای بخت گشایی و همچنین برآورده شدن دیگر حاجات خویش ، دوختن پیراهن مراد بوده است . این مراسم به این شکل بود که در روز بیستم و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل این منجم می باشد . زن ها آرایش کرده به مساجد می رفته اند تهرانی ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع می کردند و با پارچه هایی که از قبل تهیه کرده بودند در بین دو نماز پیراهن مردا می دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این لباس کلیه حاجت های آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بین بعضی از زنان این اعتقاد نیز بود که پارچه پیراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدایی خریداری نمایند

خواستگاری و بله بران

مراسم خواستگاری معمولاٌ بدین ترتیب بود که مادر داماد به چند تن از زنانی که کارشان پیدا کردن دختر بود می سپرد که اگر دختری را با شرایط مورد نظر وی در نظر دارند به وی معرفی کنند و یا درصدد پیدا کردن چنین دختری باشند . پس از مدتی یکی از زنان دختری را در نظر گرفته و به همراه یک یا چند تن از زنان خانواده داماد برای دیدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او می رفتند دختر دم بخت بعد از مدتی با کاسه ای آب وارد اتاق خواستگاران می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و پس از آن به کناری می نشست . در این هنگام یکی از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و یا چارقد دختر را کنار زده دستی به سر وی می کشید و موهای دختر را جابجا می کرد تا ببیند که مبادا دختر کچل باشد و موهاعاریه ای باشد . بعد از مطمئن شدن از موها ، شروع می کرد به بو کردن دهان و زیربغل و خلاصه تمامی بدن دختر ، که خدای ناکرده بوی بد ندهد . پس از انجام این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر ، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصیف می کرد و داماد نیز با شرحی که خواستگاران می دادند تصویر دختر را در ذهنش مجسم می کرد و آنگاه موافقت و یا عدم موافقت خود را اعلام می داشت در صورت موافقت داماد ، پدر وی به همراه چند تن از بزرگان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند فردای آن روز مادر و خاله و عمو و دیگر کسان نزدیک داماد برای بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و شیربها و روز عروسی و مسائلی دیگر نظیر آن صحبت می کردند . پس از چند روز از خانه داماد هدایایی به وسیله چندین مجمع به منزل عروس فرستاده می شد که وسایل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از : یک عدد انگشتر با حلقه طلا ، یک کاسه نبات ، دو کله قند ، تعدادی لباس برای پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنس های مختلف انتخاب می شده است . البسه ای که برای عروس فرستاده می شد معمولاٌ عبارت بود از : یک چادر ، یک پیراهن ، یک تنبان با دامن ، یک جفت کفش ، دو جفت جوراب ، یک یا دو عدد چادر ، یک یا دو عدد پستان بند و زیرجامه همچنین مقداری از میوه های فصل و شیرینی نیز جزو اصلی این هدایا به شمار می آمده است

خرید عروسی

پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم بله برون ، را هر زمانی که طرفین موافقت کردند و مورد قبول واقع می شد و ایجاد اشکالی نمی کرد . جهت خرید وسایل عروسی تعیین می کردند . وسایلی که معمولاٌ در این زمان خریده می شد عبارت بود از : پارچه و با لباس دوخته شده ، آیینه و شمعدان ، وسایل آرایش عروس ، لباس های زیر برای عروس ، کفش و جوراب ، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل اینچنین ، نکته دیگر قابل ذکر آن که برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند که معمولاٌ نیز در این خرید عروس و داماد شرکت نداشتند  البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند ) و نمایندگان به سلیقه خود وسایل مورد نیاز را خریداری می کردند . در ضمن این نکته را نیز باید متذکر شد که خرج این دسته خریدها کلاٌ به عهده داماد بوده است

جهازبران

چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن ، مراسم جهاز بران صورت می گرفت . برای جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر می شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند . علاوه بر طبق کش ها ، عده ای نقاره زن نیز استخدام می شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند . قبل از رسیدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد می رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را که برای عروس در نظر گرفته شده بود ، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو می کردند . هنگامی که جهیزیه در خانه داماد جای می گرفت . فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی که آورده بودند را نشان داماد می داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می کرد که به آن سیاهه می گفتند . علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزو وظایف داماد به حساب می آمد . طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه های کف طبق ها را که برای تزئین تدارک دیده شده بود را برای خود برداند . وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاٌ بین خانواده های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می شد . به عنوان مثال گاهی عبارت بود از : دیگ ، قابلمه ، ملاقه ، آبکش ، مجمع های مسی ، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب ، متکا ، پشتی ، پرده ، سماور ، بلور و علاوه بر همه اینها ، آینه و قرآن جزو اصلی مهمترین وسایل جهیزیه به شمار می رفته است .

 

حنابندان

سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند.

آرایش عروس ( بزک عروس (

پس از پایان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه می آوردند و در این هنگام مشاطه ای که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرایش عروس می کرد آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان ( هر هفت ) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز : سرخاب ، سفیدآب ، حنا ، وسمه ، سرمه ، زرک ، غالیه و خال ، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد

مراسم عقد کنان

مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام می دادند. اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از : نقل و شیرینی ، چند کله قند ، چند لاله یا جار ، گلابدان ، خنچه ، اسپند ، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و .... به هنگام عقد عروس را مقابل آیینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماٌ در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد . به هنگام این کار زیر لب می خواندند : دوختم ، دوختم ، زبان مادر شوهر ، خواهر شوهر ، جاری و پدرشوهر را دوختم.

بردن عروس

پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می کردند . آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می آمدند . عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت می کرده است . وقتی قافله عروس به خانه داماد می رسید باید داماد به پیشواز عروس می رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می کرد . اگر عروس می توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد . هنگامی که می خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یک بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می دادند و بچه موظف بود که این بقچه را به کمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می کردند . وقتی که عروس می خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد . فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می دادند تا به این ترتیب هر گونه طلسمی که برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود ، عروس زیر لب می گفت یا عزیزالله ، به این نیت که عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور کند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داما به اتاق عروس نیز ، کفش های عروس را در بالای در قرار می دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد . بعد از اینکه عروس به خانه داماد وارد شد زن های فامیل می آمدند و شروع به شادمانی می کردند . آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می ریختند و می گفتند که هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز
 می شودمسأله دیگر اینکه داماد نیز می تواند در این مجلس زنانه حضور
داشته باشد و بر این عقیده بودند که در این شب داماد به تمامی زنان محرم می باشد .

پاتختی و مادر زن سلام

یکی از مجالسی که پس از عروسی به اجرا در می آمد مراسم پاتختی بود که بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می شد . در این مراسم عموماٌ نزدیکان عروس و داماد شرکت داشتند و عده ای مطرب نیز دعوت می شدند تا برای شادمانی مهمانان هنرنمایی و نوازندگی کنند . همچنین در صبح بعد از عروسی ، داماد موظف بود که با مادر زن خود ملاقاتی داشته باشد و از او به خاطر دختر پاکی که به او داده تشکر کند .

پاگشا

مراسمی بود که چهل روز بعد از عروسی در خانه مادر عروس برپا می شد و در آن عروس و داماد و فامیل های نزدیک دو طرف شرکت داشتند . برگزاری این مجلس به این علت بود که دو فامیل بیشتر با هم آشنا شود و نیز دختر بتواند بعد از گذشت زمانی دوباره به خانه مادرش بیاید

 

عزاداری در تهران قدیم

عزاداری محرم در تهران سابقه ای طولانی دارد و همه ساله بر شکوه و جلال آن افزوده شده است. از حدود دهم و پانزدهم ماه ذی حجه مساجد و تکایا برای مراسم ماه محرم آماده شده و چادرها وخیمه ها برای اجرای روضه خوانی و تعزیه برپا میشد.

سیاه پوشی در محرم

از روزهایی که مساجد و تکایا برای محرم آماده میشدند، کم کم رنگ سیاه بر پوشش مردم از زن و مرد و پیر و جوان غالب میشد تا جایی که در روز اول ماه محرم همه یک پارچه سیاه پوش بودند و این سنتی بود تغییر ناپذیر، تا جایی که فقیرترین مردم که از مال دنیا جز پیراهن و قبای تنشان چیزی نداشتند، همان را فروخته سیاه میخریدند یا با لباس کهنه سیاه معاوضه نموده یا حتا با جوهر رنگ میکردند. یکی از نذرهای مجرب مردم نیز نذر پیراهن، دستمال و پارچه سیاه بود که بین فقرا و بی سیاه مانده ها تقسیم میشد. در این روز تمام مساجد، سقاخانه ها، حسینیه ها و تکیه ها سراپا سیاه میشد و آماده اجرای مراسم و پذیرایی از عزاداران میشد.

نذرهای رایج و از یاد رفته

ایام محرم همواره به عنوان روزهای خیرات و روا شدن حاجات شهرت داشته و به همین دلیل هنوز هم در روزهای محرم هر کسی به وسع خود در اطعام عزاداران میکوشید و از دیگهای بیست منی گرفته تا کماجدانهای کوچک، با شور و شعفی خاص بر سر اجاق میرفت و موجودی آن با خلوص نیت در بیم مردم پخش میشد. حتا کسانی که توانایی اطعام نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک میشدند.

اعتقاد به اینکه این شبها، بهترین زمان طلب آمرزش برای رفتگان است، خرما، حلوا، شکرپنیر، آش و سمنو نیز بر اقلام دیگر نذورات اضافه شد و تهران در این ایام شهری بود یکپارچه نعمت و کرم و بذل و بخشش. نذرهایی که مردم در ماههای محرم و صفر برای خود و فرزندانشان و رفع گرفتاریها انجام میدانند اینها بود: آب دادن، شربت دادن، سقایی، پختن آش امام زین العابدین و آش ابودردا که مصالح آن را گدایی میکردند و آنرا برای رفع هر بیماری مناسب میدانستند،اطعام با انواع غذاها، نذر شمع، نفت و روغن چراغ به امام زاده ها، گل مالیدن بر سر و صورت، سینه زدن، زنجیر زدن، زیر علم، کتل و علامت رفتن، سنگ زدن، تیغ زدن، قمه زدن، خواندن زیارت عاشورا، ختم قرآن، روزه گرفتن و....

علاوه بر اینها انجام خدماتی چون پذیرایی، کفش داری و اسفند دود کردن در مساجد و تکیه ها نیز با نذر و قصد قربت انجام میگرفت. تهیه مواد مورد نیاز دسته ها از سازهایشان گرفته تا زنجیر و علم و کتل و علامت، پرچم، دیگ، سینی، استکان و...نیز از مله موارد نذر بوده و هست. یکی از انواع نذورات، گرفتن روزه سکوت بود و فرد روزه گیر، در تمام دوازده روز عزا تا آخر محرم و گاهی صفر، یک کلام سخن نمیگفت.. انجام امور عام المنفعه مانند رسیدگی به وضع خیابانها، تامین روشنایی معابر تاریک، پوشاندن
چاله ها و راه آبها، کمک به نابینایان، پرداخت بدهی زندلنیان یا تهیه غذا و پوشاک برای خانواده ایشان، غذا دادن به پرندگان، میانجیگری در اختلافات خانوادگی و دوستانه و...نیز با قصد قربت انجام میگرفت و انصافا در این دو ماه، عمل خلافی از کسی سر نزده و بساط عیش و نوش و عروسی و جشن تعطیل بود.

قمه زنی و تیغ زنی

از جمله اعمال منسوخ که در زمانی موجب مباهات و امروزه به شدت نکوهش میشود، قمه زنی و تیغ زنی در سحرگاه روز عاشورا بود. دسته های قمه زن شبهای هفتم تا دهم، کفن پوشیده و با حرکاتی مهیب، پای به جای پا کوفته، شمشیرهای خود را در زیر نور فانوسها به حرکت در می آوردند.

دسته سنگ زنها

یکی از دسته های عزاداری، دسته سنگ زنها بود که افراد در آن به جای سینه زدن و زنجیر زدن، هر یک دو قلوه سنگ در دست گرفته با نوای نوحه خوان و صدای سنج بر هم میزدند. به این ترتیب که هر زدن سه ضربه داشت که سنگ زنها، در حالیکه در دو صف روبروی هم تشکیل میدادند، با خم و راست شدن، یکی را نزدیک زمین، یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر میکوفتند، بر این نشانه که روز عاشورا چنین سنگهایی بر سر و پا و سینه امام و شهدا خورده بوده است.

قفل آجین

در مراسم عاشورا، عده ای دست به کار اعمالی میشدند که ریشه و دلیل وجودی آن بر کسی معلوم نیست. یکی از این کارهای شکنجه آمیز، قفل آجین بود که این شخص از مدتی قبل بدن خود را با داروهای کرخ کننده بی حس نموده و قسمتهایی از بدن، از گردن به پایین، را سوراخ کرده و از آنها قفل، نیزه، سیخ و میخ و امثال آن میگذرانید و خود را در جلو دسته به نمایش میگذاشت تا جایی که از شدت درد بی حال میشدند. گاهی این افراد را بر اسب سوار میکردند و دسته به خاطر مراقبت از آنها به آهستگی حرکت میکرد و صدای فریاد درد نها را در فریاد "یا حسین" غرق میکرد

خوشبختانه امروزه این رسوم وحشیانه از بین رفته و روزهای محرم و عاشورا، با ذکر مصیبت، انجام نذورات، تعزیه و دسته های باشکوه انجام میشود.

حمامهای تهران قدیم

ساختمان حمام ها که درایران بخصوص در روستاها ی بزرگ وقد مت آن باید از هزاران سال بیش باشد شوفاژ امروزی  که معنی گرم کردن دارد ازحمام های قدیم اقتباس گردیده است یکی از آن حمامها در مرانک دماوند است که در قطعه زمینی بود مربع حدود40 در40 مترکه ضلع شمالی آن 40 در10 مترتشکیل میشد از سه رخت کن وحوض آب خنک وسط وتوالت ودرب ورودی وقسمت جنوبی 40 در10 مترکوره گرم کن  ومواد سوختی حمام که نام این محل را تون مینامیدند . متصدی گرم کردن حمام هم نامش تون تاب بود قسمت وسط حمام 40 +20 بصورت هشت ضلعی بودکه دارای چهار شاه نشین ویک مربع بزرگ دروسط درآمده بود وشاه نشین طرف کوره یاتون شکل گرفته بود ازیک خزینه آ ب گرم به عمق 5/1 متر که ازکف حمام بلند تربود  چند  پله میخورد  خزینه حدود   4 +5متر را شکل میداد دوطرف این خزینه یک خزینه آبسرد بود ووسیله ازاله موهای زائد بدن ومعروف بود به واجبی خانه وطرف دیگر خزینه یک حوض آبسرد بود ومحل استراحت کسانی بود که از گرمای حمام در رنج بودند وسیله گرما زای حمام ازطرف تون یک کوره بعرض یک متر وعمق نیم متر مستقیم می آ مد وسط حمام  چهار راه میشد وهر راه ازشاه نشین رد میشد وداخل دیوار ها میشد میرفت بسقف حمام ودر آنجا چهار هواکش بطرف هوای آ زاد خارج حمام داشت دراول کوره داخل خزینه صفحه برجسته کلفتی از مس کار گذارده بودند که از زیر کوره بته های خارمیسوزاندند وصفحه داغ میشد وآب خزینه تاحد 45 درجه گرم میگردید دود کوره وبقیه حرارت آتش ازکوره های چهار راه بطرف سقف بخارج حمام میرفت وبدین شکل کف وداخل حمام گرم میشد.دراین نوع حمام ها نیمی از روز زنانه میشد ونیم روز مردانه بود وجالب اینجابود که در تهران علامت زنانه ومردانه بودن حمام بوسیله لنگهای قر مز مشخص میشد ولنگ هارا از نخهای قرمز میبافتند که راه های سیاه وسفید درکناره هایش داشت ویقدری بزرگ بود که دورکمر بزرگترین شکم هم بسته میشد وبدین شکل ا زاین لنگها بجای مایو استفاده مشترک میکردند  زمانیکه حمام مردانه بود برای علامت مردانه بودن چند لنگ را بصورت پرچم بر دوطرف در ورودی حمام آ ویزان میکردند وعلامت زنانه بودن بسیار علامت مضحک وخنده  آ وری راداشت؟ بد ین شکل که لنگ را مانند طناب میپیچانیدند تا بصورت طناب بلند وکلفتی میشد دوبار آ نرا ازوسط میتابیدند وسر آنرا گره میزدند بشکل یک آلت کلفت درمی آمد که وسط درگاه در ورودی حمام آ ویزان میکردند که درموقع ورود به حمام اغلب بسر انسان میخور فراموشم نمیشود درحمام های قدیم رسم بود وقتی مشتری وارد حمام میشد یکنفر دلاک که اغلب ازمردان سبیل کلفت از روستاها بودند می آمدند مشتری را کیسه میکشیدند ومشتری میبایستی مثل مجسمه بنیشیند ودلاک اورا کیسه بکشد واین دلاکان محترمخیلی هاشون تربیت نداشتند با مردم مانند جنازه متحرک رفتار میکردند یکی از رسوم حمام رفتن این بود وقتی آب کشی شان تمام میشد آنهاکه داخل خزینه بودند یاکسانیکه داخل نمره بودند دادمیزدندخشک؟؟ وحمامی بلا فاصله باسه عدد لنگ خشگ وارد میشد وبا یک عافییت  باشه یک لنگ را دورکمر مشتری میبست ویکی راهم عمامه میکرد برسر شخص میگذارد ولنگ سوم را هم مانند شنل روی کتف او  می انداخت در زمان رضاشاه در حمام ها دوش ونمره اجباری شد ودرب خزینه هارا بستند وکاری نیکو انجام دادند یکی از کارهای نیک پیدایش نمره داخل حمام های عمومی بود که هرکس میخواست نمره میگرفت اطاقکی بود یک ونیم در یک ونیم دلاک بطور خصوصی می آمد کیسه ولیف میزد ومیرفت ومشتری زیر دوش دادمیزد قدیفه نمره15 حمامی ازرختکن نمره 15 حوله طرف را برمیداشت بدو میداد .

بازار تهران

ساختن بازار ابتدا در ذهن آقا محمد خان قاجار افتاد و در زمان فتحعلیشاه  قاجار، در مرکز تهران قدیم، میان دو محله ی «سنگلج» در غرب و «عود لاجان» در شرق، شکل گرفت و در دوره ی ناصر الدین شاه  به رونق رسید.بنای بازارکه هنوز هم معماری ویژه ی خود را با راهرو‌های پیچ در پیچ، طاق‌های ضربی و هواکش‌های سنتی حفظ کرده است، در آغاز کار زیاد هم پیچیده نبود اما  به مرور زمان گسترش یافت چنانکه درآن سرا‌ها و چارسوق‌های تو در تو و پیچیده  و مرتبط بوجود آمد. مکان‌های عمومی‌چون قهوه خانه و زور خانه و حمام و حسینیه و سقّاخانه ساخته شد. راسته‌ها ایجاد گردید و هر راسته ای که خود در حکم بازار کوچکتری بود، به صنف خاصی تعلق گرفت و بطور جداگانه صاحب تکیه و مسجد و حمّام و غیره و برنامه‌های خاص خود شد و در برگزاری جشن‌ها و سوگواری‌های مذهبی، برای جلب بیشتر مردم با راسته‌های دیگر به رقابت پرداخت. بنابراین بازار بزرگ که از اجتماع این راسته‌ها فراهم آمده بود، در مسیر  جنب و جوش بیشتری قرار گرفت و مردم بیشتری را به سوی خود کشیداز طرف دیگر چون معماری بازار بگونه ای بود که زمستان‌ها گرما و تابستان‌ها خنکا را حفظ  می‌کرد، کم کم به صورت پایگاه  مطبوعی برای مردم در آمد و مرکز ملاقات آنان گردید. اخبار اجتماعی و سیاسی را به گوش هم می‌رساندند و گاهی از صبح تا غروب یعنی تا زمان بسته شدن دکان‌ها در بازار وقت می‌گذراندند و بدینگونه بود که بازار چونان شهری پر شور در دل شهر تهران قرار گرفت و قلب تپنده ی آن شد.  « کنت دوگوبینو » در سفرنامه ی خود درباره ی بازار تهران می‌نویسد:

«مردم گوناگونی در این بازار‌ها در رفت و آمدند: لوطی‌ها که کلاه را کج گذاشته، تکمه ی پیراهن را گشوده و خودنمایانه دست بر قبضه ی قمه ی خود نهاده اند. فروشندگان میوه و کره و پنیر و آجیل که متاع خود را بر دراز گوش‌های سفید بار کرده و تبلیغ کالای خود را به الحان گوناگون می‌خوانند، نابینایان و گدایان اشعار شاعران سلف را در مایه‌ها و آهنگ‌های متنوع می‌سرایند و نقالان که هر یک در گوشه ای معرکه گرفته، باد به گلو انداخته  و از پهلوانی‌ها افسانه می‌گویند. گاه میرزایی که  قلمدان از پر شالش دیده می‌شود، شتابان برای خود راهی باز می‌کند. آن سو ترک درویشی که تخته پوستی به پشت انداخته و تبرزینی بردوش نهاده، با خراطی که سخت مشغول تراشیدن تنه ی قلیانی است، سرگرم گفتگوست و شاهزاده ای افغانی، که خود سوار است و نوکرانش پیاده او را در میان گرفته اند، با جلال و جبروت تمام می‌گذرد. بخش عمده ای هم زنان خانه دارند که بخصوص در بازار کفاشان و بّزازان بیشتر از جاهای دیگر اجتماع می‌کنند.مردم پول می‌دهند و پول می‌گیرند. قرض می‌کنند و اثاث خانه ی خود را به گرو می‌گذارند. علاوه بر اینها قلیانچی‌های دوره گرد بی وقفه قلیان‌ها را در بازار می‌گردانند و قهو ه چیان  استکان‌های شستی کوچک را که چون برج و بارویی عظیم بر یک دست بر هم  چیده اند، به کاسبان و مشتریان عرضه می‌کنند و شاگردان چلو پزی‌ها که در برابر چلو پز خانه‌ها ایستاده اند، عابران را به صرف ناهار می‌خوانند.گاهی هم یکی از جارچیان حکومتی در گوشه ای می‌ایستد و آخرین احکام حکومت را به صوت بلند برای آگاهی عامه اعلام می‌کند، زیرا مردم به ندرت می‌توانند بنویسند یا بخوانند.»از غروب آفتاب به بعد در‌های حجره‌ها را تخته کرده و بر آنها قفل‌های سنگین می‌زنند و تنها چند شمع روشن می‌کنند که در سایه روشن آنها  به زحمت می‌شود تک و توک مردم را دید که با رداهای بلند و تیره، آرام آرام در دالان‌ها و چارسوق‌ها می‌لغزند. دست آخر گزمه‌ها سراسر بازار را که دیگر جنبنده ای در آن نیست تحت نظارت می‌گیرند.

اوقات فراغت تهرانی‌ها

مردم تهران به مناسبت فصل، برنامه خود را تغییر می‌دادند، یعنی اگر زمستان نبود یکی از جاهای دیدنی و گردشگاه، باغ وحش دوشان تپه کنار قصر فیروزه بیرون دروازه دوشان تپه (شرق تهران) بود که با درشکه به آنجا می‌رفتند. بعد‌ها با راه اندازی اتوبوس، در ایام تابستان رفتن به شمیران به ویژه محله‌های قلهک، تیفستان و زرگنده، تجریش، درکه و دربند مورد توجه قرار گرفت.«مهمانی دانگی» که امروز آن را «پیک نیک» می‌گویند در روزهای تعطیل معمول بود، زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) نیز در چهار فصل سال از جمله برنامه‌های لازم الاجرا به شمار می‌رفت. عامه مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها و بازارچه‌ها پراکنده می‌شدند. مهمترین تفریح آنها در تعطیلات نشستن پای معرکه مارگیرها، شعبده بازها، پهلوان پنبه‌ها، دراویش و پرده خوان‌ها و امثال آن بود.

جشن تولد در موسم تعطیل

ناصرالدین شاه بعد از مسافرت به فرنگ و ارتباط با فرنگی‌ها، روز تولد خود را جشن گرفت که یکی از روزهای تعطیل عهد ناصری روز تولد شاه به حساب قمری ششم ماه صفر بود. مردم مذهبی آن زمان خیلی از این بابت رنجش داشتند زیرا این جشن درست در وسط دو ماه محرم و صفر که ایام عزاداری است برگزار می‌شد.ترتیب جشن، به این صورت بود که شب جشن در خیابان باب همایون جلوی سر در الماسیه آتش بازی می‌کردند شاه در بالاخانه می‌نشست و صحنه را تماشا می‌کرد. موزیک مخصوص دارالفنون هم به این مناسبت پای سردر آهنگ‌های شاد می‌نواخت. از اعیان و اشراف و رجال دعوت شده به مجلس نیز در محوطه سردر الماسیه پذیرایی به عمل می‌آمد. فردا هم شاه سلام می‌نشست. نایب السلطنه پسر دوم شاه هم یک میهمانی مفصل به صرف شام می‌داد که نمایندگان خارجی و رجال را دعوت می‌کرد.اعتمادالسلطنه در منتظم ناصری تفصیل این جشن‌ها و میهمانی‌ها را در یادداشت‌های خود به طور مشروح آورده است.تولد مظفرالدین شاه نیز چهاردهم جمادی الثانی بود: در آن موقع هم مراسم آتشبازی و سلام انجام می‌گرفت اما این پادشاه برعکس پدرش سر پرشوری نداشت و بیشتر اوقات را با درباریان و محارم خود که در مدت چهل سال ولیعهدی یار غار او بودند به سر می‌برد.

تفریح مردانه

قهوه خانه‌ها در ایام تعطیل پاتوق کاسب‌ها می‌شد که جولانگاه درویش سخنور، نقال، لوطی عنتری و شعبده باز بود. مهمترین قهوه خانه‌های آن روز تهران یکی قهوه خانه باغ ایلچی و دیگری باغچه حیاط شاهی معروف به باغچه علی جان بود. قهوه خانه باغ ایلچی در اواخر بازار عباس آباد میان گذر لوطی صالح و گذر قاسم خان و همان محل سابق سفارت روس که «گریبایدوف» وزیر مختار وقت روس در زمان فتحعلی شاه را در آنجا کشتند. از آن روز به نام باغ ایلچی خوانده می‌شد. این باغ بزرگ چند هزار متر فضای مشجر داشت، شب و روز دایر بود. در ایام عید دسته خیمه شب بازی در آن راه می‌انداختند و جز زن‌ها تمام طبقات به آنجا می‌رفتند و به قدری این گردشگاه شهرت پیدا کرده بود که بعضی از شب‌ها عید ناصرالدین شاه و دامادش مجدالدوله با کلاه نمدی و پستک و لباس مبدل به تماشای این گردشگاه می‌آمدند.در این قهوه خانه چایی جفتی سه شاهی، قلیان دانه ای صد دینار، ترش (لیموی دم کرده) و گل گاوزبان استکانی صد دینار و ناهار چلوخورشت پانزده شاهی بود. دیگر قهوه خانه معروف تهران قدیم، باغچه علی جان (حیاط شاهی) واقع در عودلاجان که آنجا هم در میان رندان شهرت داشت و ایام تعطیل مرکز ارباب ذوق بود.آخرین نسل از قهوه خانه‌های قدیم تهران که در سال ۱۳۴۴ (۴۳ سال پیش) برچیده شد، قهوه خانه معروف «رجب تنبل» واقع در باغ فردوس مولوی بود که آنجا علاوه بر نقالی، خیمه شب بازی هم رواج داشت و عصرها هم بساط عرضه سیراب و شیردان پهن می‌شد.

 اعیاد مذهبی

یکی از اعیاد مذهبی عید فطر است که دراین روز مؤمنین صبح عید برای نماز به خارج شهر می‌روند. محل‌هایی در جنوب خیابان شوش فعلی و شرق خیابان ۱۷ شهریور (اراضی احمدیه) که در حقیقت مصلای آن روزهای تهران و میعادگاه نمازگزاران عیدفطر بود ضمناً آنها هم که به نماز عید نمی‌رفتند، نبودند برای این که به آزادی عید را برگزار نمایند همراه نمازگزاران به خارج شهر می‌رفتند و به قول قاآنی می‌گفتند:

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

                                              صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 از دیگر اعیاد، جشن میلاد ائمه معصومین است که همچنان با شکوه درحال حاضر هم برقرار است. در میلاد با سعادت پیامبر (ص) روز هفدهم ربیع الاول، علاوه بر مساجد و تکایا در بسیاری از خانه‌ها مولودی نیز می‌خواندند. 

یکی دیگر از گردشگاه‌های زیارتی تهران، امامزاده حسن سر راه تهران به قزوین آن زمان بودکه در ۲۸ صفر روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) حال و هوای خاصی داشت. اشخاصی که نذرشان شله زرد بود سعی می‌کردند، شله زرد را همانجا در امامزاده حسن بپزند و یا شله زرد را از تهران به آنجا حمل کنند.
بعضی از سال‌ها فرنی فروشی‌های تهران کار نذری را آسان می‌کردند به این معنی که خودشان در امامزاده حسن شله زرد عالی می‌پختند و به صاحبان نذر می‌فروختند آنها هم بدون این که متحمل زحمتی بشوند پولی می‌دادند و همان جا نذری حاضر و آماده را به دست می‌آوردند.

           


 
تحقیق در باب حضرت امام خمینی (کلاس استاد سرکار خانم همتی )
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : گروه پنج اندیش

اندیشه های اسلامی
استاد : سرکار خانم همتی

آقایان علیرضا مقصودی و هادی عزتی تحقیق از:

امام خمینى از ولادت تا رحلت

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت  مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیکه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تکمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیکه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى کند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن کـوچـک بـودم لکـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مرکزى که ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر که در پناه حکـومت مـرکـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى که تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى که بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم کـنند و غـارت کـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سرکشـى مى کردیـم کـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى که بنابر گـواهـى اسـناد و مدارک تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد کـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حکـومت مـلوک الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـارکنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیکتاتـورى پدید آورد که در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاکـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران که پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یکـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـکریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد واندکـى پـس از آن امـام خـمیـنى که با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـرد و عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود کـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ کیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش کرد.امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب کـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى کـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یکـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :اینجانب مجددا به شما نصیحت مى کنـم که بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـکام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلکت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد کـرد .بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود کـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد .
امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد و فـرمـود : امـروز سکـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و کـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش که تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد .سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه کردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود .حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم را ارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محکـوم کرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى             ( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد .
در همیـن سخنرانى بـود که امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها، آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن میل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شکر کـنند ... اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فکـر کـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قیـام را صادر کـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز، منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .نزدیکترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بکارگیرى تجربیات و همکارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریکا براى سرکـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواک در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است که چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سرکـوب صادر مى کردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سرکوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنکه هیـئـت حاکمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرک امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.امـام خمینـى در هـمیـن روز           ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریکاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریکـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعراب مسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد. عـصـر آنـروز سـاواک خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت کشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـرشد.اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شکـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـرکیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن کتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز کند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـرکیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از ترکیه به تبعیدگاه دوم، کشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى کاظمیـن، سامـرا و کـربلا شتـافت ویک هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت کرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد که هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـرکیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و کارشکـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلکه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود که امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد کرده است. ولى هیچیـک از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى که آگـاهانه انتخاب کرده بود باز دارد .امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و کارشکنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز کرد که تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یکى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ کیفیت و کمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیکـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا     میخواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـکـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زکات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو کشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این کشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج کرد. حزب بـعث بـسیار کوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـک در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل کشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد که نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محکـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حکـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریکـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند .شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى کشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واکنیشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى که بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را کـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام کرد : اکنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـکاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است که باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده کنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شکـوهـى که در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد کـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاک و خـون کشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به کشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش کند .او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریکا بـه کـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى کرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورک تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعکاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر کشـورها مـواجه شـد .روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز کـویت ترک گـفـت. دولت کویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن کـشـور جلوگیـرى کـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یکى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن کاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ کـردنـد. ایـشـان نیز در واکـنـشــى تنـد تصـریح کـرده بـود که ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمکراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن کـشـور بـه آن کـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد کشیـد .امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تکشیل داد. شاه نیز پـس از تشکیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى کـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از کشـور فـرار کـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایکـوبى پرداختند .

 

بازگشت امام خمینى به ایران پس از 14 سال تبعیـد

 

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه کـشور منتشر شد. هر کس که مى شنید اشک شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار کشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حکومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در کنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى کشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد کشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انکـار بــود که خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد کردند .

 

رحلت امام خمینى وصال یار، فراق یاران

 

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفته بـود . اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او ، و جانــکاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى کنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم که عذرم را در کـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .شگفت آنکه امام خمینـى در یکـى از غزلیاتـش که چنـد سال قبل از رحلت سروده است :انتظار فرج از نیمه خرداد کشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید. ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء کرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى که تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممکـن نیست . لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود.در آخرین شب زندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل کرده بود و در حالیکه چندیـن سرم به دستهاى مبارکـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى کرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملکـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اکرم (ص) را زمـزمه مـى کـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود که روحـش به ملکـوت اعلى پرواز کرد . وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند.مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه کـنند و صحنه هایى پدید آورند که در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان کسـى را از دست داده بـودند کـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریکایى و غربـى را از سرزمینشان کـوتاه کرده بود ، اسلام را احیاء کـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا کـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح کـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت کرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى کرده بـود که در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت که آشکارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .شایـد کسانـى که قـادر به درک و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاکسپارى پیکر مطهر امام خمینـى مشاهده کنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن که در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از کار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیکرهایى که یکـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عکسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .امـا آنـانکه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه کـرده انـد ، مشکلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیباگـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب کرده بـودند که :عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـری تشکیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـت الله خامنه اى که دو ساعت و نیـم طـول کشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) که خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى کرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود که غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشـور که ازشکست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلکه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى که از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع کردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیکر مطهر مـردى که بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و کرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار کرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز کرده بود ، وداع کنند.هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـکر پاک و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر کس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى کرد و اشک مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراکـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب کـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى که امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .فریاد یا حسیـن بسیجیان که احساس یتیمى مـى کـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى کرده بـود . بـاور اینـکـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در کـنار پیـکـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشکبار برپیکر امام نماز گذاردند .انبـوهى جمعیت و شکوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به کشـور در 12 بهمـن 1357 و تـکـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیکر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال کننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود که طى دوران 11 سـاله حکومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد کشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشکلات فـراوانـى را تحـمـل کرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مکتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان کامـل داشـت که :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداکاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـکه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـکان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـکرر از رادیـو اعلام شـد کـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوکـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود که هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام کـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع کننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد کـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا کـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینى (ره)

16 مهرماه سال 1341 جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى

11 آذر ماه سال 1341 لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله

2 بهمن سال 1341 تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى (ره

2 فروردین ماه سال 1342 فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست عمال رژیم شاه

15 خرداد سال 1342 دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در اعتراض به دستگیرى حضرت امام

4 تیرماه سال 1342 انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.

21 فرودین سال 1343 سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.

4 آبان 1343 سخنرانى کوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار کاپیتولاسیون.

13 آبان 1343 بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به ترکیه

21 آبان سال 1343 انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنکارا به بورساى ترکیه

13 مهرماه سال 1344 انتقال حضرت امام خمینى (ره) از ترکیه به بغداد

16 مهرماه 1344 حرکت امام خمینى (ره) از سامرا به کربلا بعد از تبعید به عراق

23 مهرماه 1344 ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد از تبعید به عراق

23 آبان 1344 شروع درسهاى حوزه‏اى حضرت امام خمینى در نجف پس از تبعید به عراق

12 اردیبهشت 1356 پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم

2 مهرماه 1357 محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط نیروهاى بعثى عراق

10 مهرماه 1357 هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى کویت

13 مهرماه 1357 هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه

12 بهمن 1357 بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از 15 سال تبعید.

وصیت نامه سیاسی – الهی امام ( ره )

 توضیحى بر چگونگى سیر نگارش وصیتنامۀ امام خمینى:

     امام خمینى نگارش وصیتنامۀ سیاسى الهى خویش را ـ که در حقیقت پیام جاوید ایشان و خلاصۀ همه وصایا و پیامهاى زندگى پربرکتشان مى‏باشد ـ در تاریخ 26 بهمن 1361 به پایان رسانده و نسخه‏اى از آن را طى پیامى به تاریخ 22 تیرماه 1362 به صورت لاک و مهر شده نزد خبرگان اولین دورۀ مجلس خبرگان رهبرى به امانت سپردند. امام خمینى در سالهاى بعد، وصیتنامه را مورد بازبینى قرار داده و با انجام تغییراتى در آن، دو نسخه از متن اصلاحى را که بر روى پاکات آنها به خط ایشان نوشته شده است:« متن وصیتنامۀ سیاسى الهى اینجانب جهت نگهدارى در مجلس خبرگان و آستان قدس رضوى» براى تحویل به مراکز مذکور به نمایندگان خویش سپردند. تحویل نسخ وصیتنامه در حضور جمعى از مسئولین نظام جمهورى اسلامى ایران در تاریخ 19 آذر 1366 انجام گردید که مراسم آن از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران پخش شد. در این دیدار آقایان: منتظرى (قائم‏مقام رهبرى در آن زمان)، خامنه‏اى (رئیس‏جمهور وقت)، هاشمى رفسنجانى (رئیس مجلس شوراى اسلامى)، میرحسین موسوى (نخست‏وزیر)، مشکینى (رئیس مجلس خبرگان)، صافى (دبیر شوراى نگهبان)، موسوى‏اردبیلى (رئیس دیوان‏عالى کشور)، موسوى‏خوئینى‏ها (دادستان کل کشور)، مهدوى کنى (دبیر جامعۀ روحانیت مبارز)، کروبى (دبیر مجمع روحانیون مبارز)، سید احمد خمینى و اعضاى دفتر امام حضور داشتند. پس از این دیدار، حاضران براى مُهر و موم کردن دو پاکت وصیتنامه به مجلس شوراى اسلامى رفتند و در اتاق ریاست مجلس، ابتدا آقاى مشکینى سخنانى ایراد کرد و سپس آقاى سید احمد خمینى وصیتنامه را تحویل ایشان داد. مراسم مُهر و موم در حضور جمع انجام گرفت و نسخۀ مربوط به آستان قدس رضوى را آقایان مهدوى‏کنى، کروبى، توسلى و صانعى به مشهد مقدس بردند و نسخۀ سابق وصیتنامه که در مجلس خبرگان نگهدارى مى‏شد، به وسیلۀ آقاى سید احمد خمینى، نزد امام ارسال گردید.

 وصیتنامۀ سیاسى ـ الهى

زمان: تاریخ نگارش 26 بهمن 1361 / 1 جمادى‏الاول 1403

تاریخ بازبینى و اصلاح 19 آذر 1366

تاریخ قرائت 15 خرداد 1368

مکان: تهران، جماران

موضوع: وصیتنامۀ سیاسى ـ الهى (پیام جاودانۀ امام خمینى به معاصرین و نسلهاى بعد از خویش)

مخاطب: ملت ایران، مسلمانان و مردم جهان و نسلهاى آینده

( 29 صفحه A4 )

 با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى‏کنم. و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خداى رحمان و رحیم مى‏خواهم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.

 و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللى حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، واللّه‏ نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.

والسلام علیکم و على عباداللّه‏ الصالحین و رحمة‏اللّه‏ و برکاته

26 بهمن 1361 / 1 جمادى الاولى 1403

روح‏اللّه‏ الموسوى الخمینى 

 

 

بسمه تعالى

این وصیتنامه را پس از مرگ من احمد خمینى براى مردم بخواند. و در صورت عذر، رئیس محترم جمهور یا رئیس محترم شوراى اسلامى یا رئیس محترم دیوان عالى کشور، این زحمت را بپذیرند. و در صورت عذر، یکى از فقهاى محترم نگهبان این زحمت را قبول نماید.

روح اللّه‏ الموسوى الخمینى 

 

 

بسمه تعالى

در زیر این وصیتنامۀ 29 صفحه‏اى و مقدمه، چند مطلب را تذکر مى‏دهم:

1) ـ اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهاى بى‏واقعیت به من داده مى‏شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مى‏کنم آنچه به من نسبت داده شده یا مى‏شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صداى من یا خط و امضاى من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم.

2) ـ اشخاصى در حال حیات من ادعا نموده‏اند که اعلامیه‏هاى اینجانب را مى‏نوشته‏اند. این مطلب را شدیداً تکذیب مى‏کنم. تاکنون هیچ اعلامیه‏اى را غیر شخص خودم تهیه کسى نکرده است.

3) ـ از قرار مذکور، بعضیها ادعا کرده‏اند که رفتن من به پاریس به وسیلۀ آنان بوده، این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهاى اسلامى احتمال راه ندادن بود؛ آنان تحت نفوذ شاه بودند ولى پاریس این احتمال نبود.

4) ـ من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطۀ سالوسى و اسلام نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‏ام، که بعد فهمیدم از دغلبازى آنان اغفال شده‏ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى‏نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است.

روح اللّه‏ الموسوى الخمینى